کرامات شیخ

 

حق پير زن

 

يكي از شاگردان شيخ كه پس از صرف غذايي ،

حال معنوي خود را از دست مي دهد ،

از شيخ ياري مي خواهد .

شيخ مي فرمايد :

آن كبابي كه خورده اي ،

فلان تاجر پولش را داده

كه حق پير زني را غصب كرده است.

 

 

 

 

درس براي خدا

 

شيخ فرمود ه است كه در تشييع جنازه

 آيت الله بروجردي( رحمه الله)

جمعيت بسياري آمدند و تشييع با شكوهي شد .

در عالم معنا از ايشان پرسيدم

كه چطور اين اندازه از شما تجليل كردند ؟

فرمود:تمام طلبه ها را براي خدا درس مي دادم .

 

 

 

 

غمخوارامت

 

                                                 شيخ مي فرمود :

مدتي گرفتاري داشتم

و هر دعايي كه مي خواندم اثر نمي كرد

وعرض كردم :

خدايا! اين دعاها را به مردم گرفتار مي گويم ،

مي خوانند و حاجت خود را مي گيرند ،

ولي چرا گرفتاري مابرطرف نمي شود ؟

با ناراحتي گفتم :

محمد و آل محمد (عليهم السلام)هم به فكر ما نيستند .

به محض اينكه اين جمله را گفتم ،

پيامبر اكرم (ص)راديدم كه غبار آلوده،

آستينها را بالا زده ،فرمودند :

چيه ؟ماهزار سال پيش از خلقت آدم به فكر شما بوديم.