از کرامات شیخ 

 

قاليچه آتشين

شخصي در مجلسي مشغول سحر و جادو بود ،

فرزند شيخ در آن مجلس حضور داشت

و جلو كار اورا گرفت

به گونه اي كه نتوانست كاري آنجام دهد .

جادو گر سرانجام متوجه شد

 كه كار از كجا عيب پيداكرده است .

با اصراراز اومي خواهد

كه راه امرار معاش اورا نبندد،

سپس قاليچه اي گرانبها به اوهديه مي هد .

آن را كه به خانه مي برد مرحوم شيخ مي گويد :

اين قاليچه را چه كسي به تو داده است

 كه از آن دود و آتش بيرون مي آيد ؟

 زود آن را به صاحبش يرگردان .