دیشب میان پنجره ها صحبت تو بود

حرف از دل غریب من و غیبت تو بود

رفتی و هم صدای دلم بغض کرده باز

سجاده ای که گریه بر آن عادت تو بود

من ماندم و هوای رسیدن به آسمان

همسایه ی ستاره شدن قسمت تو بود

آخر به راه آمدنت آب میشود

چشمی که آشنای غم و غربت تو بود

بغضم در انتظار صدایت نمیشکست

شاید اگر نشانه ای از تربت توبود

........................................

به وبلاگ شهدا هم سری بزنید