اکنکار در سراب دین-2
سه شنبه 18 مهر 1391 4:11 PM
اکنکار در واقع ادعای ناگفتهای مبنی بر دین بودن دارد؛ اما باتوجه به ترفندهای متعددی که در یارگیری دارد، از به کار بردن این واژه دوری میگزیند تا بتواند به راحتی اذهان پیروان دیگر ادیان را تسخیر کند.
آموزشهایی در جهت ذهنشویی
آموزشهای پیچیده که با روشهای بسیار متفاوت، صورت میگیرد از دیگر ترفندهای اصلاحگری باورهای این شبهآیین میباشد. در اینجا به برخی از این روشها اشاره میکنیم:
دیسکورس31
دیسکورس جزوهای است که در آن استاد حقِ در قید حیات، آموزشهای اولیه و لازم را به اکیستها ارائه میدهد. در واقع، دیسکورس اولین ارتباط بین چلا32 و ماهانتا بهشمار میآید. در این آموزشنامهها، افزون بر آموزش مفاهیم و عقاید اکنکار، به پرسشهای چلا پاسخ داده میشود. دیسکورس آموزشنامهای محرمانه است که بین استاد و چلا وجود دارد.
متقاضی عضویت اکنکار قبل از اینکه بهمنزلة چلا یا اکیست در این گروه پذیرفته شود، باید به مدت دو سال در اکنکار مطالعه کند. سیر مطالعات افراد با مطالعه دیسکورسهای خصوصی آغاز میشود. این دیسکورسها حاوی مطالبی پیرامون سفر روح و راه پنهان خداست. این سیر دوساله، برای وصل اول او کفایت میکند؛ اما برای دریافت وصلهای بعدی، باید مطالعات فراوان دیگری را همراه با روشها، تمرینها و آموزشهای دیگر داشته باشد.33
ست سنگ 34
استاد اک یا ماهانتا یک سری آموزشهای مستقیم به برخی از چلاهای برگزیده خود ارائه میدهد. در این کلاسها، شاگردانی شرکت میکنند که ارادت خود را به اک و ماهانتا ثابت کرده باشند. این کلاسها یا محافلی را که به طور رسمی بین ماهانتا و مریدان او برگزار میگردد، کلاسهای «ست سنگ» میگویند. یکی از معانی ست سنگ را «وحدت با استاد اک در قید حیات» میدانند. البته این وحدت و یگانگی با استاد، در ضمن گردهمایی خاصی شکل میگیرد. وحدت با استاد در کنار سرسپردگی به اک، «تثلیثِ» مشهور اک را میسازد.
میتوان این نوع از کلاسهای ست سنگ را با حلقههای «مرید و مرادبازی» و «سرسپردگی» مقایسه کرد که در برخی از فرقههای انحرافی وجود دارد. شریعت ـ کتاب مقدس ادعایی اک ـ دربارة اهمیت ست سنگ سخنان فراوانی دارد؛ گاه از آن با عنوان «قدرت حیاتبخش اک»35 یاد میکند و گاه آن را «کلید واقعی گشودن راز آثار اکنکار»36 بر میشمارد.
اکنکار بهمنظور ترغیب اکیستهای برگزیده برای پیوستن به حلقههای «مرید بازی ست سنگ» سازوکار جالبی دارد؛ سخن گفتن دربارة اهمیت این حلقهها، یکی از این شگردهاست: «ست سنگِاک برای چلا از اهمیت زیادی برخوردار است؛ چون جزئی از حضور او در کار اکنکار است».37 همچنین منوط کردن حضور در اکنکار به شرکت در این حلقهها ترفند دیگر آن است: «[حضور در ست سنگ] جزیی از حضور او در کار اکنکار است38 ».
مزایایی نیز برای حضور در این حلقهها برشمردهاند؛ مانند: شکوفا شدن بالقوههای حقیقی چلا با حضور در ست سنگ، دریافت برکات واقعی، نزول فیض سوگماد، جوانه زدن معنویت درون قلب چلا، تصفیه شدن درون چلا و تبدیل شدن به ابزار سوگماد که نهایت آمال اکنکار است.39 البته درآمدهایی که از تشکیل این کلاسها عاید مؤسسة اکنکار میشود، از مزایای غیرقابل چشمپوشی این کلاسهاست.
حکمت زبان زرین
حکمت زبان زرین، جالبترین نوع از آموزشهای درونی اکنکار به شمار میرود. در این آموزش، ادعا میشود بسیاری از وقایعی که در اطراف ما به وقوع میپیوندد، همه توسط استاد درون انجام گرفته است. استاد با تصرف در وقایع، پیام خاصی را به چلا منتقل کرده است تا او به واقعیت یا پاسخی دست یابد. بسیاری از مواردی که در این قسم نقل شده است، نشان میدهد اکنکار برای نفوذ در زندگی اکیستها از تمامی ظرفیتهای ممکن سود جسته است. یک اکیست با توجه به باورها و اعتقاداتی که پیدا میکند، حتی در کوچکترین اتفاقات زندگی خود اک را دخیل میبیند. این نوع نگرش و باورداشت، سرسپردگی چلا به اک را فزونی میبخشد.
حکمت زبان زرین، پدیدهای است که ردیابی رهنمودهای معنوی در حوادث دنیوی و روزمره را آموزش میدهد. برای مثال، فرض کنید از فروشگاهی خرید میکنید و متصدی فروشگاه ناگهان به شما خیره میشود. این عمل فروشنده برای شما حاوی پیام خاصی است. این اک است که از طریق فروشنده ـ که ناخواسته مجرا قرار گرفته ـ با شما حرف میزند. نمونة دیگر اینکه، رادیو را روشن کرده، به ترانهای عامیانه گوش میدهید که از لابهلای کلمات ترانه، پیامی به شما الهام میشود؛ پیامی که راه حل مشکل شماست. با قلبی گشاده قادر به شنیدن صدای روح الاهی خواهید بود که از طریق حکمت زبان زرین با شما سخن میگوید.40
رؤیای بیداری
از دیگر شیوههای آموزشی که اکنکار مدعی است برای آموزش اکیستها عمل میکند، رؤیای بیداری است. شباهت فراوانی بین رؤیای بیداری و حکمت زبان زرین وجود دارد؛ اما تفاوتهایی نیز برای آن برشمردهاند:کمی تغییر در اصلِ حکمتِ زبان زرین، رؤیای بیداری را میسازد . فرض کنید که عکس پروانهای را به شما نشان میدهند، اما در ذهن شما پروانه شبیه زنبور عسل(Bee) است (که با حرف B شروع میشود).
چند ساعت بعد میشنوید که همسرتان مرتباً در حرفهایش حرف ب را تکرار میکند. بالاخره هفتة بعد دوستی تماس میگیرد و میگوید که بهتر است برای رفع فلان مسئله، ویتامین «ب» مصرف کنید. در اینجا رابطه بین این سه حادثه مشخص میگردد. شما شروع به مصرف ویتامین «ب» میکنید و مشکلی که برای حل آن درخواست کمک کرده بودید، برطرف میگردد. روح یا خویش برتر، حوادث نمادین را به یکدیگر ارتباط میدهد تا پیغام خاصی راه خود را به سوی ذهن بازنماید. این مثالی از رؤیای بیداری بود.41
کشف این نوع ارتباط در پدیدهها، کار بسیار پیچیده و مشکلی است. به جرئت میتوان کارساز بودن این نوع آموزش را با پرسش مواجه ساخت؛ اول اینکه کشف چنین ارتباطی، آموزشهای تقویت حافظه و یا یادداشتبرداری را میطلبد که اکنکار در رؤیاپردازی بدان میپردازد؛ دوم اینکه از یک واقعه و پدیده، شاید به تعداد افراد بشر بتوان پیوندها و ربطهای متفاوتی ارائه داد. با این تشتت و چند دهگانگی چگونه میتوان دیگران را آموزش داد؟
آموزش در رؤیا
آموزش در رؤیا نوعی دیگر از آموزشهای درونی است. فرد رؤیابین، در رؤیا آموزشهای لازم را از استاد درونی دریافت میکند. این استاد میتواند استاد در قید حیات یا هر کدام از استادان گذشتة اکنکار باشد. این طریق از آموزش که یکی از مهمترین روشهای سفر روح نیز تلقی میشود، بر آن است تا مشکلات و خواستههای چلاها را در رؤیا و عالم خواب پاسخ گوید. به نظر میرسد این مکانیزم آموزشی به نحوی تلقینی عمل میکند؛ اما اکنکار ادعا میکند که اینها روشهایی عینی و عملی هستند.
پرورش اصول عالی اخلاق انسانی
دومین مؤلفهای که برای ادیان شمرده شد، پرورش اصول عالی اخلاق انسانی است. این شبهآیین نیز در صدد است با ارائه نفسانیات پنجگانه و دیگر اصول اخلاقی، خود را آراسته به این مؤلفه نشان دهد.به عقیدة اکیستها، «کل نیرانجان»42 برای اعمال شیطانی خود از نفسانیات پنجگانة انسانی سود جسته و بشر را از رسیدن به مقام تعالی باز می دارد.43 او مسئول تمامی آرزوهای پلید است و موجب میشود مرگ در دل انسانها رخنه کند.
کل نیرانجان انسانها را در اندوه، پریشانی، نکبت و تهی دستی غوطهور میکند؛ اوست که انسانها را به خودکشی و خودانهدامی و بدبختی و بی علاقه گی و نارضایتی و تفرقه می کشاند. خشم، حرص، وابستگی و خودستایی، گرایش به الکل و افیون و مواد مخدر، زودرنجی، عیبجویی و ... همه از آثار کل نیرانجان هستند.44این نوع ادعاها و نیز توصیههای اخلاقی در اکنکار فراوان است. نفسانیات پنجگانه در این شبهآیین عبارتاند از: کاما45 به معنای شهوت، کرودها46 به معنای خشم، لوبها47 به معنای طمع، موها48 به معنای وابستگی و آهنکارا49 به معنای خودپرستی.
حُسن روابط افراد اجتماع
سومین نشانة دین در تعریف پیشگفته، تنظیم حُسن روابط افراد اجتماع است. سخن گفتن دربارة فضایل اجتماعی50 که در بسیاری از متون این شبهآیین وجود دارد و مشاورههای اجتماعی که به پیروان خود و دیگران میدهد، نمونة بارز پرداختن به مسائل اجتماعی است.طرح ادعایی مبنی بر اینکه دلیل انحرافها در زندگی انسانها، نداشتن اهداف فردی و اجتماعی نیست، بلکه فراموشی اک و اکنکار سبب این گمراهی و انحراف است،51 از دیگر تلاشهای تنظیم حسن روابط اجتماعی میباشد.
همچنین برگزاری کلاسها و جلسات آشنایی بین اکیستها از دیگر موارد دعوت به حسن روابط اجتماعی است. پال توئیچل و هارولد کلمپ در پاسخ به پرسشهای چلاهای خود دربارة روابط اجتماعی و تعامل با دیگران، آنها را به حسن روابط اجتماعی توصیه میکند. در جلسات مشاوره و روانپژوهی نیز اینگونه سفارشها به صورت مکرر ارائه میشود. دلیل این برخورد اجتماعی مثبت از سوی اکنکار، بهاین دلیل است که اکنکار هرگز نمیپذیرد در ردة فرقهها و آیینهای دنیا، اجتماعستیز قلمداد شود.
حذف هرگونه تبعیض ناروا
چهارمین مؤلفهای که در تعریف دین گنجانده شده است، حذف هرگونه تبعیض نارواست. سلسله مراتبی که اکنکار برای چلاهای خود در نظر گرفته، بهترین مکانیسمی است که در این فرقه برای حذف تبعیضهای اجتماعی درون گروهی تعبیه شده است.هر فرد برای اینکه اکیست نامیده شود، باید مراحلی را طی کند. اکنکار مدعی است برای طی این مراحل باید عدالت رعایت، و مکانیسم مربوط بهآن، به صورت دقیق انجام شود.
آنها بر این باورند که هر چلایی در پی ورود به اکنکار باید نزدیک به دو سال پیرامون اکنکار مطالعه، و از دیسکورسها استفاده کند تا وارد حلقههای وصل شود. برای ورود به این حلقه، شرایطی لازم است که چلا باید آنها را کسب کند: «اولین شرط، داشتن دانش پایهای از جهانبینی نوشتجات کتاب مقدس است؛ شرط دوم، آمادگی برای تخصیص چندین سال آموزش و مطالعة آثار اکنکار میباشد. سومین شرط نیز بهکارگیری آموختههای درونی تحت رهنمودهای استاد حق در قید حیات است».52
با گذر زمان و مطالعات بیشتر، چلاها به حلقههای بالاتر راه مییابند. برای هرکدام از حلقهها، نامهایی وجود دارد. واصلان حلقة اول را «آکولایت»53 و واصلان حلقة دوم را «آراهاتا»54 گویند. «اهرات»55 نام واصلان حلقة سوم است که توانستند وصلهای یک و دو را پشت سر بگذارند. واصلان حلقة بعدی را «چاید»56 گویند. به کسانی که توانستهاند حلقة پنجم را که نشانگر راهیابی به طبقة روح است کسب کنند، «مهدیس»57 گفته میشود.
رهیافتگان حلقة ششم را «شرادها»58 و «واصلان» حلقة هفتم را «بهاکتی»59 ها گویند. «گیانی»60 نامی است که بر واصلان حلقة هشتم نهادهاند. واصلان حلقه نهم را «مولانی»61 ها تشکیل میدهند. دهمین گروه از واصلان «آدپیسکا»62 و یازدهمین آنها را «کوال شار»63 نام نهادهاند درنهایت، واصل حلقة دوازدهم را «ماهاراجی»64 یا «ماهانتا ماهارای»65 میگویند که واصل به اوصاف سوگماد متعال است. در هرکدام از این وصلها، به واصلان کلمات محرمانهای داده میشود که مختص به خود آنهاست. این کلمه که بدان «مانترا» گفته میشود، نباید هیچگاه فاش شود.
این نمونة بارز مقابله با تبعیض در درون گروه اکیستها تلقی میشود؛ اما در این باره نکاتی قابل توجه وجود دارد:
اول: برای پذیرش چلاها شرایط و ویژگیهای خاصی بیان شده است؛ اما در حال حاضر به جهت نیازهای مالی اکنکار و نیز نیاز به ادعای گسترش، هیچ کدام از ملاکها رعایت نمیشوند. هر شخصی با تکمیل فرم مربوطه و واریز مبلغ اشتراک، به راحتی میتواند عضو اکنکار شود. برای نمونه، اکیستها در ایران تا سال 1375م. با پر کردن فرمهای تأمینشده توسط ادارة اکنکار و واریز مبلغ تعیینشده از طرف ماهانتا، با مرکز اکنکار در آمریکا مکاتبه میکردند. این مبلغ در ابتدا 120 دلار بود که با نامهنگاریهای ذلیلانه برخی از اکیستها به هارولد کلمپ به 50 دلار کاهش یافت.
دوم: بهرغم ادعای مکانیسم مشخص، هیچکدام از وصلهای ادعایی با مکانیسم خاصی صورت نمیگیرد. گاه سلیقة استاد ایجاب میکند به اشخاصی بدون ضابطه، وصلهای پیاپی عطا کند؛ مانند آنچه دربارة پتی سیمپسون بیوگرافینگار پال توئیچل اتفاق افتاده است.دربارة نبود تبعیض برونگروهی نیز اکنکار ادعاهای فراوانی دارد؛ بهویژه در حیطة دینداری و باورمندی ادعاهایی مبنی بر احترام به غیر اکیستها و نبود تبعیض بین آنها وجود دارد؛ اما همانگونه که گذشت با مقابلة شدیدش با ادیان و باورهای دیگران، به صورت جدی در تضاد است.
ب: تعریف غربی از دین
اکنکار بیشتر سعی دارد تا خود را با تعریفهایی از دین وفق دهد که محصول فکری اندیشوران غربی است. برای مثال، میتوان به مضمون تعریفی از «ماکس وبر» و بعضی دیگر اشاره داشت که دین را به منزلة هر مجموعه مفروضی از پاسخهای محکم و منسجم به معماهای هستی بشر تعریف میکند؛ مانند تولد، ناخوشی یا مرگ که معنایی برای جهان و زندگی به وجود میآورند. در این تعریفها، دین به امری میپردازد که آن را مسئلة تفسیرپذیری خواندهاند که خود شامل پرسشهای همیشگی دربارة حقیقت نهایی و هدف جهان طبیعی و نیز معنای مرگ و رنج است.66
آنتونی گیدنز نیز در کتاب مشهور جامعهشناسی خود دربارة اساس دین مینویسد: علم و عقلگرایی دربارة بنیادیترین پرسشهایی که مربوط به معنا و هدف زندگی است، ساکت میمانند و همین پرسشها هستند که همیشه اساس دین بوده و مفهوم ایمان یعنی پرش عاطفی به سوی باور و عقیده را پرورش دادهاند».67 اکنکار نیز برای پرداختن به معماهای اساسی بشر، تلاشهای شایانی کرده است.
باورهایی چون تناسخ و کارما68 برای پاسخ به معمای پیچیده زندگانی بشر طراحی شده است. همچنین مسائلی مانند اک ویدیا و اک ایناری نیز به معماهایی چون رؤیاها و آیندهبینی و گذشتهبینی میپردازد. این دو باور مهم و اساسی اکنکار را میتوان در تمامی کتابهای آنها به نظاره نشست؛ اما پال توئیچل برای طرح این دو مسئله، کتابهای مستقلی را با عنوان اک ویدیا دانش باستانی پیامبری و اک ایناری علم الاسرار رؤیاها ترتیب داده است.
با تعمق در تناقض میان نفی دین و ادعای دین و آیین بودن، به راحتی میتوان نتیجه گرفت که دلیل تن دادن اکنکار به تناقض دین نبودن، بازگذاشتن شاهراههایی است که بتوان با دور زدن تعصب دینی متدینان دیگر ادیان، آنها را به اکنکار جذب کرد. تمام این گفتهها به خوبی روشن میسازد که اکنکار برای قرار دادن خود در جایگاه دین، از تمامی روشها و ترفندها بهره میبرد.
دوم: ادعاهای دین بودن اکنکار
اکنکار با ارائه تعریفهایی شگرف از خود و نیز ترسیم اهدافی سترگ و هماهنگسازی برخی از اهداف اساسی و ویژة خود با ادیان مطرح دنیا، گامهایی را در جهت شناساندن خود بهمنزلة یک دین برداشته است. همچنین ویژگیهایی که اکنکار برای خود برمیشمارد، از دیگر مؤیدهای این دین ادعایی، بر دین بودنش است.
1. تعریف
با توجه به تعریفهایی که سازندگان این آیین و پیروان آن از آیینشان دارند، میتوان ادعای دین بودنش را نتیجه گرفت.
کهنترین راه برای رسیدن به سوگماد
از واژة اکنکار تعریفهای متعددی ارائه شده است؛ «شریعت کی سوگماد»69 - کتاب مقدسِ ادعایی این شبهآیین- اکنکار را دانش باستانی سفر روح و کهنترینِ آموزشها برای رسیدن به سوگماد70 تعریف کرده است.71 در پندار شریعت کی سوگماد، اکنکار، علمی دقیق و مشتمل بر تمامی آموزههایی است که بشر برای زندگی سعادتمندانه بدان نیازمند است. براساس این تعریف، اکنکار از همة آموزههای موجود، کهنتر بوده و سرچشمة تمامی اعتقادات است. البته ناگفته نماند پال توئیچل، بنیانگذار این فرقه در سال 1967م. این فرقه را بنا نهاده است!
طریق معرفت کامل
واژهنامة اکنکار، آن را طریق معرفت کامل به معنای همکار خدا شدن، آموزههایی در مورد نور و صوت72 که خلاصهای از آموزههای نازل شده از طرف خداوند است، اساس تمامی علوم و کلیدی در راه کسب نیروهای معنوی و دانش باستانی سفر روح و ... تعریف کرده است.73از تعریفهای دیگری که در این باره وجود دارد، میتوان به کلیدی بر یافتن آزادی،74 روح بیشکل الاهی،75 طریق جریان صوتی سفیران اک76 و نیروی معنوی سوگماد اشاره کرد.
منشأ وجود و بود و نبود
اکنکار بهوجود آورنده و دربرگیرندة تمامی افکار جهانهای پایین شمرده شده است. ادعا میشود که هنر نویسندگی، موسیقی و مجسمهسازی گسترشی از آرمانهای اکنکار است. همچنین اکنکار میپندارد دارای چرخة دوازدهگانهای است که ادیان دوازدهگانه مهم عالم از آن مشتق شدهاند.با همة تعریفهای گستردهای که ارائه شد، باز هم پال توئیچل مدعی است اکنکار نه مذهب است و نه یک فلسفه یا نظام متافیزیکی؛ بلکه راهی است به سوی خدا.77
این سخن پال توئیچل با تعاریفی که ارائه شد، ناسازگاری شدیدی دارد؛ زیرا تمامی مشخصههای یک دین و آیین و همچنین نظام متافیزیکی را برای اکنکار اثبات میکنند. وی در جایی دیگر، در تناقضی آشکار با ادعای پیشین خود مینویسد: «اک برای شما واصلین صرفاً شیوهای نیست که به وسیلة آن بتوانید از طریق سفر روح در جهانهای دیگر سیر کنید، بلکه طریق زندگی محسوب میشود. همة کسانیکه در اکنکار هستند، میتوانند به واسطة آن معیارهای روزانة، زندگیشان را چه مادی و چه معنوی ارزشیابی نمایند».78
اگر به تعریفهایی که از دین ارائه شده است بنگریم و آنها را در کنار ادعاهای اکنکار قرار دهیم، به راحتی میتوان اثبات کرد که این آیین، در واقع ادعای ناگفتهای مبنی بر دین بودن دارد؛ اما باتوجه به ترفندهای متعددی که در یارگیری دارد، از به کار بردن این واژه دوری میگزیند تا بتواند به راحتی اذهان پیروان دیگر ادیان را تسخیر کند.
31. DISCOURES
33. chela چلا اصطلاحی است که به شاگردان استاد اکنکار اطلاق میشود. در واقع چلا به کسانی اطلاق میشود که با واریز مبلغی به صورت ماهانه به حساب موسسه اکنکار از دیسکورسها و مراحل آموزشی آن استفاده کرده و خود را سر سپرده ماهانتا میدانند.
33. پالتوئیچل، نامههای طریق نور، ص212.
34. SATSANG.
35. پال توئیچل، نامههای طریق نور، ص 250.
36. همان، ص 260.
37. پال توئیچل، شریعت کی سوگماد، ج1، ص312.
38. همان، ص312.
39. پال توئیچل، شریعت کی سوگماد، ج1، ص312.
40. تادکرامرودوگ منسون، اکنکارحکمت باستانی عصرحاضر، ص72.
41. همان، ص73.
42. Kal niranjan شیطان آیین اکنکار. شخصیتی خیالی که اکنکار از آن با عنوان شرورترین و متخلف ترین ترین شخصیت نام میبرد و مدعی است او همان خدای ادیان دیگر است. البته اکنکار در تناقضی اشکار کل نیرانجان را عامل سوگماد نیز معرفی میکند.
43. ر.ک: پال توئیچل، شریعت کی سوگماد، ج1، ص 193.
44. ر.ک: همان، ج1، ص235-237.
45. Kama
46. .Krodha
47. . Lobha
48. Moha
49. Ahankara
50.نک: پال توئیچل، اکنکار کلید جهانهای اسرار، ص26.
51. ر.ک: پال توئیچل، نامههای طریق نور، ص 277.
52. ر.ک: پال توئیچل، شریعت کی سوگماد، ج1، ص 244-245.
53 . ACOLYTE
54 . ARAHATA
55 . AHRAT
56 . CHAID
57 . MAHDIS
58 . SHERADHA
59 . BHAKTI
60 . Gyanee
61 . moulani
62 . adepiseka
63 . kevalshar
64 . Maharaji
65 . mahanta maharani
66 . ر.ک: ماکس وبر، اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری، نیز سایت رسمی دایرة المعارف طهور/ 22/ 208
http://www.tahour.net/content/view/
67. آنتونی گیدنز، جامعه شناسی، ص 766.
68. با مراجعه به کتابهای اصلی اکنکار مشاهده میشود تقریبا تمامی صفحات این نوشتهها درباره تناسخ و کارما سخن گفتهاند.
69. Shariyat- Ki - Sugmad: نوشته هایی که در اکنکار مقدس شمرده میشوند. این نوشته¬ها شامل دوازده بخش در جهانهای معنوی است که هیچ کس به جز اساتید اک بدان دسترسی ندارند. تاکنون هیچ کس آنها را ندیده است، ولی ادعا میشود دو بخش اول آن توسط «پال توئیچل» ، بینانگذار اکنکار در عصر جدید به قالب فیزیکی در آمده است. این کتاب آکنده از تناقضاتی است که ادعاهای پیشینی و آسمانی بودن آن به وضوح رد میشود. مثلا پال توئیچل در این کتاب که به قول خودش از ازل در آسمانها بوده و او موفق شده آنها را ترجمه کند نام خودش و وقایع زمان خودش را نیز ذکر کرده است. همچنین نام اشخاص و وقایعی که در زمانهای اخیر رخ داده در این کتاب ذکر میکند.
70.sugmad خداوند اعلی علیین اکنکار است.سوگماد آخرین خداوند از خداوندان دوازده گانه اکنکار است که میتوان آن را با خدای خدایان آیینهای شرقی برابر دانست.
71. پال توئیچل، شریعت کی سوگماد، ج1، ص34.
72. نوروصوت خدا؛روح القدس یاروح الاهی است. نور و صوت از ویژگیهایی است که اکنکار برای خدایان خود بر میشمارد. به نظر اکنکار این نور و صوت الاهی مهمترین ویژگی و نمود خداوندان است.
73. پال توئیچل، واژه نامه اکنکار، ص79.
74. براد استایگر، نسیمی از بهشت، ص 31.
75. پال توئیچل، سرزمینهای دور، ص39.
76. همان، ص238.
77. پال توئیچل، نامههای طریق نور، ص11.
78. همان، ص 267.
عبدالحسین مشکانی / کارشناس جامعه شناسی، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)
محمدتقی فعالی /استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تحقیقات و علوم
منبع: فصلنامه معرفت ادیان/ شماره دوم
ادامه دارد...........