پاسخ به:تایپک دوران آخر الزمان
سه شنبه 11 مهر 1391 10:46 PMآخرالزمان و حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)
گفتگو با حجت الاسلام نجم الدین طبسی
اشاره:
ایشان علاوه بر تدریس دروس حوزوی در مقطع سطح و خارج به تألیف و نگارش کتاب در زمینه ی مباحث مختلف فقهی، تاریخی و کلامی نیز اشتغال دارند که از جمله ی این کتاب ها می توان به موارد « السّجن» موارد « النفی و التغریب»، « امام حسین(ع) در مکه»، « عاشورا»، « چشم اندازی از حکومت امام مهدی(ع) » و... اشاره کرد.
آنچه در پی خواهد آمد، حاصل گفتگوی ما با ایشان است که امیدواریم مقبول طبع شما گرامیان واقع شود.
با تشکّر از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید بفرمایید، منظور از دو واژه « آخرالزمان» و « عصر ظهور» که در روایات آمده است، چیست؟ و به کدام برهه از زمان اشاره دارند؟
براى روشن شدن پاسخ این سؤال باید ببینیم که در روایات از این دو واژه چگونه تعبیر شده است. با مرورى سطحى در جلد چهارم معجم الأحادیث الامام المهدى(ع) دیدم که در روایات ائمه طاهرین(ع) درباره «عصر ظهور» چنین تعبیراتى آمده است: «دوله القائم»، «ظهور الحق»، «إذا قام قائمنا»، «قام القائم»، «یخرج قائمنا» و «الذى یطهرالأرض من أعداء الله» (کسى که زمین را از دشمنان خدا پاک مى کند). گویا بزرگ ترین افتخارى که ائمه معصومان(ع) به خود نسبت مى دهند برخاستن قائم از میان ایشان و برپایى دولت حق به دست آن حضرت است.
درباره «آخرالزمان» هم به دو روایت از امام صادق(ع) و امام باقر(ع) اشاره مى کنم که در آنها به ویژگیهاى این دوران اشاره شده است: امام صادق(ع) در روایت مفصلى پس از اشاره به سیره حکومتى امام على(ع)، خطاب به برید بن معاویه که راوى این حدیث است در توصیف زمان خود فرمودند: « به خدا قسم، دیگر هیچ حریم و حرمتی برای خدا نمانده؛ مگر این که به آن حریم تعدى و تجاوز شده است. «ولا عمل بکتاب الله ولا سنه نبیه فى هذا العالم»؛ در این جهان نه به کتاب خداوند و نه به سنّت پیامبر او(ص) عمل نمى شود. «ولا أقیم فى هذا الخلق حد منذ قبض الله امیرالمؤمنین، صلوات الله و سلامه علیه»؛ از زمان شهادت امیرالمؤمنین على(ع) در میان این مردم حدى بر پا نشده است. پس از آن حضرت ادامه مى دهد: «ولا عمل بشى ء من الحق إلى یوم الناس هذا»؛ و تا این زمان به چیزى از حق عمل نشده است. مى توانیم بگوییم فتنه هاى آخرالزمان، هتک حرمتها، عمل نکردنهاى به قرآن، رواج انحرافات و دیگر ویژگیهایى که براى آخرالزمان نقل مى کنند، از وقتى که امیرالمؤمنین(ع) به شهادت رسیدند، شروع شد. اما اوج این ویژگیها در دوران قبل از ظهور امام زمان(ع) نمایان مى شود، آن هم به حدى که، به بیان برخى روایات، طلب و آرزوى منجى ورد زبان مردم مى شود.
امام صادق(ع) در ادامه روایت مى فرمایند: «اما سوگند به خدا، دور روزگار به پایان نمى رسد تا این که خدا مردگان را زنده کند و زندگان را بمیراند و حق را به اهلش برگرداند. «و یقیم دینه الذى ارتضاه لنفسه و نبیه»؛(1) و دینى را که براى خودش و پیامبرش مى پسندد برپا سازد.
در روایتى دیگر، امام باقر(ع) مى فرمایند: «دولت حق برپا نمى شود، مگر در شرایطى که ترس همه را فرا گرفته و همه کس و همه جا دچار فتنه و بلایا و زلزله و طاعون و دیگر بیماریها شده باشند. «جنگ کشورهاى عربى را فرا گرفته و در میان مردم اختلاف نظرها شدت یافته است. «و تشتیت فى دینهم و تغییر فى حالهم»؛ چنان مردم از حیث عقیدتى پراکنده شده اند و حالات آن دگرگون شده است. «حتى یتمنى المتمنى الموت صباحاً و مساء؛ چنان اوضاع عمومى سخت مى شود که آرزوى مردم در هر صبح و شام مرگ مى شود.»
در ادامه روایت درباره علت این موضوع چنین مى خوانیم: «من عظم ما یرى من کلب الناس و أکل بعضهم بعضاً؛ از شدّت فشارها و ناراحتیها و این که مى بینند مردم همانند سگ به هم مى پرند و همدیگر را تکه پاره مى کنند.»
در ادامه روایت، حضرت ظهور حضرت مهدى(ع) را چنین توصیف مى کنند: «فخروجه إذا خرج یکون عند الیأس و القنوط من أن یروا فرجا(2)؛ هنگامى که همه مردم ناامید شده اند و دیگر هیچ امیدى براى فرج باقى نمانده است، آن حضرت ظهور مى کنند. خلاصه در این دوران افراد نه امنیت و آسایش دارند و نه هیچ خیر و پناهگاهى مى یابند و وقتى چنین شد حضرت ظهور مى کنند.
یعنى حضرت عالى آخرالزمان را همان دوران ظهور مى دانید؟
پس چرا از حضرت رسول(ص) به عنوان پیامبر آخرالزمان یاد مى شود؟
دوران ظهور حضرت چه ویژگیهایى دارد؟
در چنین دورانى آیا ما تنها شاهد تحول در عرصه حکومت هستیم یا باقى عرصه ها هم دچار تحول مى شوند؟
امام باقر(ع) در این زمینه مى فرماید: «إذا قام قائمنا وضع الله یده على رئوس العباد، فجمع بها عقولهم و کملت به أحلامهم(3)؛ وقتى حضرت قائم(ع) ظهور کنند، دستشان را بر سر مردم مى گذارند و عقلها و آرزوها و خلاصه اخلاقشان کمال مى یابد. طبیعى است وقتى کسى عقلش کامل شد و آرزوها و اخلاقیاتش تغییر کرد، به قول پیامبر اکرم(ص) «ذهبت الشحناء والبغضاء؛(4) دیگر کینه توزى از بین مردم رخت برمى بندد.» آیا تحولى از این بالاتر مى توان تصور کرد؟ امام زمان(ع) چنان تحولى در افراد به وجود مى آورند که وقتى اعلام مى کنند هر کس پول و جواهرات مى خواهد، بیاید بگیرد، جز یک نفر بلند نمى شود که او هم بعداً از کرده خود پشیمان مى شود(5). علت چنین حرکتى غناى مردم نیست بلکه استغنایى است که در آنها پدیدار شده و تغییراتى است که در روحیات آنها به وجود آمده است. آن کسى که بلند مى شود و ابراز نیاز مى کند چنان در دامنش پول و جواهرات مى ریزند که نتواند جابه جا شود. او هم وقتى مى بیند که فقط خودش بلند شده پشیمان مى شود و مى خواهد آنچه را گرفته، پس بدهد که از او قبول نمى کنند.
چنین تحول عمیق و ریشه دارى مختص انسانها نیست بلکه حتى تجلى آن را در حیوانات هم مى توان مشاهده کرد. بنا بر بعضى روایات حیوانات درنده و غیر درنده با هم صلح مى کنند(6) و چوپانها خیالشان از گرگها راحت است، تازه خود گله هم در طول مسیرش تا چراگاه پا روى گندمها و دانه هاى درشت نمى گذارند.(7) حاکمیت جهانى حضرت چنین تحولى جهانى را به دنبال دارد.
عمده این تغییرها را در کدام عرصه ها مى توان دید؟
در خصوص امنیت، الآن هر چند سازمانها و تشکیلات بین المللى مدعى نظم و امنیت جهانى بسیارند ولیکن جایى که حقیقتاً افراد بتوانند به آنها پناه ببرند و دادخواهى کنند وجود ندارد و این همان چیزى است که در روایات از آن با تعبیر «لایجد ملجاء»(13) یاد شده است.
اگر روایات پیش و پس از ظهور را کنار هم بچینیم نکات جالبى به دست مى آوریم:
پیش از ظهور، فرد بر سر قبر مردگان مى رود و آرزو مى کند که کاش جاى آنها بود(16) و بعد از ظهور شخص بر سر قبر برادرش مى رود و به او مى گوید: کاش تو هم بودى و از این برکاتى که ما بهره مند شده ایم متنعم مى شدى(17). یا پیش از ظهور خون ریزى مفصلى در منا به وجود مى آید(18) و پس از ظهور مردم آنقدر به حج اقبال مى کنند که حضرت از آنها که طواف مستحبى مى کنند، مى خواهند که مطاف را براى آنها که حج واجب دارند رها کنند(19).
با توجه به این که دوران پیش از ظهور سیاهى محض است و پس از آن روشنایى مطلق؛ گذار از آخرالزمان به عصر ظهور چگونه رخ مى دهد و چطور این دو دوره کاملاً متفاوت به هم متصل مى شوند؟
از جمله صفاتى که براى حضرت در دعاى ندبه بیان شده «هادم ابنیه الشرک والنفاق» است. آیا مى توان از این بناهاى شرک و نفاق که توسط حضرت درهم شکسته مى شوند، مصادیقى را نام برد؟
در جوابتان بهتر است روایتى از امام صادق(ع) را بخوانم که در دل خود مطالب زیادى دارد. حضرت مى فرمایند: «یصنع کما صنع رسول الله»؛ حضرت مهدى(ع) همان کارى را که پیامبر اکرم(ص) کرد، انجام مى دهند. «یهدم ما کان قبله»؛ همه بناهاى پیش ازخود را درهم مى شکند. «کما هدم رسول الله أمر الجاهلیه»؛ همانند پیامبر اکرم(ص) که بناها، اعتقادات، باورها و همه بافته هاى جاهلیت را فرو ریختند، حضرت مهدى(ع) نیز همه آثار دوران جاهلیت بشر را متلاشى مى کنند؛ «و یستأنف الاسلام جدیداً(27)؛ اسلام را از نو بنا مى کنند.»
گسترش رعب، وحشت، آدم کشى چیزهایى نیستند که براى کسى قابل تحمل باشند ولى همه اینها زیر سر مشرکین است که در رأس آنها یهود قرار دارد و جالب این است که آقا امیرالمؤمنین(ع) قرنها قبل نسبت به این مطلب در مسجد کوفه هشدار داده بودند. آن حضرت به مردم رو کرده و فرمودند: «والله لتسألن ماتؤمرون»؛ یا هر آنچه را به شما مى گوییم اطاعت و اجرا کنید: «او لترکبن أعناقکم الیهود والنصارى(28)؛ یا منتظر حاکمیت یهود و نصارا بر خود باشید.» یا در جاى دیگر فرمودند: «لیستأمرون علیکم الیهود والنصارى...(29) چنان یهود و نصارا بر شما حاکم مى شوند که عرصه را بر شما تنگ کرده و شما را از شهرهایتان بیرون خواهند کرد.»
مشرکان در دوره حاکمیتشان یک سرى بافته ها، عقاید و فرهنگ را بر مردم تحمیل مى کنند که از جمله عوارض آن گسترش فساد، بى بند و بارى، بى عفتى و هدف قرار گرفتن اعتقادات مردم است. در کنار حاکمیت یهود، حکومتهایى دیده مى شود که تشکیل شده از مشرکان، منافقان و همه آنهایى که ظاهراً همراه مردمند؛ ولى در حقیقت بقاى خود را وامدار همدستى و همراهى مشرکان هستند.
قبل از ظهور امام زمان(ع) دنیا گرفتار مشرکان؛ یعنى یهود و نصاراست که مصداق بارزش در جهان امروز همان آمریکا و مولود نامشروعش اسراییل است که حکومتهاى دست نشانده اى که به جز رضایت آنها به هیچ چیز دیگرى فکر نمى کنند، همراهشان هستند. حضرت در همان ابتداى امر با تمام قوا با ایشان رودررو شده و جنگ خونینى با ایشان به پا مى کنند. در این جنگ تمام عیار، حتى سنگها و درختها به یارى حضرت و سپاهیانش آمده و ایشان را خطاب مى کنند که یک یهودى یا دشمن خدا پشت من پنهان شده، بیایید او را بگیرید و بکشید.(30)
برخى روایات هم به جنگ حضرت با حکومتهاى عربى و دست نشانده هاى آنها اشاره مى کنند که «على العرب شدید»(31) «لا والله ما بینه و بینهم إلا السیف»(32)؛ البته نکته اى را که مى بایست در اینجا متذکر شوم، این است که جنگهاى خونین و شدید حضرت تنها با حکومتهاى مشرک و سردمداران شرک و نفاق است والا اصل حکومت ایشان حکومت سفاک و خونریزى نیست که بین عوام مردم شایع کرده اند.
حضرت با شیطان درگیر مى شود(33)که «إلى یوم وقت المعلوم»(34)مهلت خواسته است؛ البته این که منظور همان ابلیس است یا شیطان بزرگ بماند تا زمانى که خود حضرت ظهور کنند.
با استقرار حکومت حضرت چه کسانى از این نعمت بهره مند مى شوند؟
نکته دوم این که با توجه به بعضى دیگر از روایات که مى فرماید: «وضع الله یده على رؤس العباد»(36) نه رئوس مؤمنان یا شیعیان، حضرت دست مبارکشان را بر سر تمام بندگان مى گذارند و عقول همه بندگان کامل مى شود و نه عقل جمعیتى خاص.
نکته سوم این که سرور ناشى از ظهور امام زمان(ع) حتى شامل حال اهل برزخ و مردگان هم مى شود(37) یعنى علاوه بر شیعیان و کل انسانهاى زنده، مردگان هم از فرج بهره مند مى شوند: «دخلتهم الفرحه»(38).
آیا مى توان تعریف جامعى از حکومت حضرت ارایه کرد به طورى که مشخص شود ابعاد، الگوها، قوانین و سیره اى که قرار است ایشان برقرار کنند چیست؟
آیا براى تحقق چنین حکومتى زمینه سازى هم مى توان کرد؟
به نظر حقیر بهترین وسیله براى آگاه کردن مردم، پیاده کردن فرهنگ مهدویت و برحذر داشتن آنها از فرهنگ ضد آن است. بهترین حالت آن هم وقتى است که حکومت به پا مى شود. با برپایى حکومت و دستیابى به امکانات بیشتر، مسئولیت هم بیشتر مى شود. مى بایست با استفاده از صدا و سیما و دیگر رسانه هاى گروهى ابعاد مختلف موضوع را براى مردم تبیین کرد و به معناى واقعى براى برپایى حکومت امام زمان(ع) مقدمه چینى نمود. البته در اینجا مجال پاسخ به آنها که با استناد به حدیث ضعیف السندى اصل تشیکل حکومت در عصر غیبت را زیر سؤال مى برند، نیست و به همین قدر بسنده مى کنم که به نظر بنده الآن اوجب واجبات و اهم مسایل تشکیل و حفظ حکومت اسلامى است.
با گذشت بیش از دو دهه از آغاز انقلاب در ایران عملکرد اصل نظام را در این راستا چگونه مى بینید؟
تا کنون در بین طلبه ها و عامه مردم چقدر در زمینه فرهنگ انتظار کار شده است؟
از ساحت مقدس امام زمان(ع) پوزش مى طلبیم که سرباز خوبى براى ایشان نبوده و نیستیم؛ ولى امیدواریم به خوبى و بزرگى و بزرگوارى خودشان ما را عفو کرده و نظر لطفشان را از ما برنگردانند.
در پایان اگر مطلبى ناگفته مانده بفرمایید.
در پایان این گفت وگو از شما و مجله وزین موعود تشکر و تقدیر مى کنم که سعى بلیغ دارید و مجدانه در راه نشر فرهنگ مهدویت و آشنایى با این بزرگوار تلاش مى کنید و امیدواریم که خود آقا در دنیا و آخرت پاداش شما را عنایت فرمایند.
از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید، تشکر می کنیم.