برگ سبز درخت، “معرفت کردگار”

و برگ زرد درخت، “معرفت روزگار” است . . .

.

.

.

از معرفت تو به کوچه پس کوچه زدم

معرفت رو ولش کن ، من گم شدم !

.

.

.

یه زغال برمیدارم دورت خط میکشم و مینویسم:

این بی معرفت دنیای منه !

.

.

.

وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی

یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن

بی معرفت