|
به ياد رودى پارت[1] (1983ـ1901)
ويليام ا. گراهام - ترجمه: عباس امام
رودى پارت، استاد بازنشسته دانشگاه [و مترجم آلمانى قرآن]، پس از سپرى كردن عصرى دراز و پربار در زمينه پژوهشهاى عربى و اسلامى، در تاريخ سى و يكم ژانويه سال 1983 در خانه خود در شهر توبينگن آلمان چشم از جهان فروبست. رودى پارت به تاريخ سوم آوريل 1901 در دهكده بلك فارست (BlackForest) در منطقه ويتندورف (Wittendorf) چشم به دنيا گشود. پدرش كه كشيشى پروتستان مذهب بود، ويلهلم پارت (Wilhelm P. Paret) نام داشت، و مادرش ماريا مولر پارت (Maria Müller Paret). پارت پس از به پايان رساندن تحصيلات دبيرستانى خود در مدرسه علوم دينى نيدر (Niedere) در سال 1920، وارد دانشگاه توبينگن شد و به تحصيل در رشته كلام مسيحى پرداخت. طولى نكشيد كه از اين رشته به مطالعه زبان و ادبيات سامى و اسلامى روى آورد، و در سال 1924 در حالى كه بيش از بيست و سه سال از سن او نمىگذشت، موفق به دريافت مدرك دكترا در آن رشته گرديد. موضوع پايان نامه دوره دكتراى وى تحقيق در مورد يكى از رمانسهاى معروف عربى با عنوان «زندگى سيف بن ذى يزن»[2] بود كه او اين پژوهش را زير نظر اِنّو ليتمان (EnnoLittmann) كه در آن زمان استاد ادبيات عاميانه عربى بود، به انجام رساند.
پارت پس از انجام يك دوره پژوهش در فاصله بين سالهاى 25ـ1924 در كشور مصر، در سال 1926 تز فوق دكتراى خود را در مورد يكى ديگر از آثار ادبيات عاميانه عرب، يعنى حماسه عمرالنعمان، منتشر ساخت.[3] در همان سال در دانشگاه توبينگن به عنوان مربىدانشگاه (Dozent) دست يافت. در سال 1930، به عنوان مدرس دانشگاهى راهى هايدلبرگ شد و تا سال 1935 مراحل و مدارج رشد و ترقى علمى را پشت سرگذاشت. در سال 1941، به مقام استادى كرسى پژوهشهاى شرقى دانشگاه بُن ارتقا يافت. اما در اين گيرودار، وقوع آشوبهاى ناشى از جنگ جهانى دوم، تداوم اين دوره از فعاليتهاى علمى وى را به تأخير انداخت و او به ناچار بخش عمده پنج سال بعدى زندگى خود را در خارج از آلمان به سر برد؛ ابتدا به عنوان افسر ارتش در فرانسه و شمال آفريقا خدمت كرد، و سپس بين سالهاى 1943 تا 1946 در اسارت نيروهاى نظامى آمريكا به سر برد. پس از پايان جنگ، پارت به بُن بازگشت و مدت پنج سال در آنجا زندگى كرد و در سال 1948 با خانم حنّا كوپرز (Hanna Küppers) ازدواج كرد و زندگى مشترك آنها تا سى و پنج سال آخر زندگى پارت به درازا كشيد. وى بيشتر اين سى و پنج سال را دوباره در توبينگن سپرى كرد، و دليل آن نيز اين بود كه پارت در سال 1951 دعوت دانشگاه توبينگن براى تصدى استادى كرسى پژوهشهاى عربى ـ اسلامى و در عين حال مديريت مجمع شرقشناسى آنجا را پذيرفت. او تا هفده سال بعد، اين سمت را براى خويش حفظ كرد، يعنى تا زمانى كه در سال 1968 در سن شصت و هفت سالگى بازنشسته شد. پس از بازنشستگى پارت، وى و همسرش تصميم گرفتند بقيه عمر خود را در توبينگن سپرى كنند. در توبينگن، هرچند از حجم كارهاى پارت اندكى كاسته شد، اما وى تا يكى دو سال آخر عمر خويش (يعنى زمانى كه در سن 82 سالگى بدرود حيات گفت) دست از پژوهش نكشيد. دوره كارى رودى پارت، گستره بيش از شش دهه فعاليت گسترده و تحول و تغيير در گرايشهاى تحقيقاتى را دربر مىگيرد. يكى از اين زمينهها، مطالعات خاور نزديك و اسلامى بود كه در آلمان عمدتاً با عنوان پژوهشهاى خاورشناسى (Orientalistik) شناخته مىشوند. براى بسيارى از ما كه متعلق به نسلهاى جديدتر و با اين پژوهشها مرتبط هستيم، پارت درواقع يكى از واپسين نمونههاى عالى چند تن از بزرگان پژوهشهاى اسلامى (با رويكرد آلمانى) به شمار مىآمد؛ نمونه شخصيتهاى برجستهاى همچون تئودور نُلدكه (Theodor Nöldeke، درگذشته 1930)، كارل هاينريش بِكر (Karl Heinrich Becker، درگذشته 1933) و يوزف هوروويتس (Josef Horovitz، درگذشته 1931). روش كار پارت از نظر تنوع زمينههاى گوناگون پژوهشى دقيقاً در راستاى سنت خاورشناسى آلمانى بود، اما به ويژه در زمينههاى قرآنپژوهى اين نكته از برجستگى خاصى برخوردار بود. در دوره پس از پايان جنگ جهانى دوم، پارت عملاً به پرچمدار منحصر به فرد سنّت ديرپاى قرآن پژوهى تبديل شد. به اين ترتيب، وى به ميراثدارى كسانى از اسلام شناسان آلمانى قرن نوزدهم همچون گوستاو وايل (Gustav Weil) گرفته تا نُلدكه، هوروويتس، فريدريك شوالى (Friedrich Schwally)، گوتهلف بِرْگِشتْرِسِر (Gotthelf Bergsträsser) و اُتو پِرِتْسل (Otto Pretzl) از اسلام شناسان چهار دهه نخست اين قرن، تبديل شد. ارتباط طولانى پارت با قرآن و تفاسير قرآنى، با انتشار ترجمه منثور يك جلدى قرآن، (در سال 1962)3[4] و نيز انتشار جلدضميمه آن در قالب تفسير و كشف اللغات در سال 19714[5] نمايانگر اوج كار وى بود. ترجمهقرآن پارت كه وى نخستين بار در سال 19355[6] قصد طراحى و انتشار آن را اعلام كرده بود،چه به لحاظ دقت و آگاهى در برگردان ادبى و چه از لحاظ توضيحات مربوط به آيات متشابه و دشوار قرآن نمونه بسيار مناسبى بود. سبك اين ترجمه، خشك و حتى غيرعادى بوده و به هيچ وجه شاعرانه نيست، اما در هر حال در آن زمان قصد مترجم آن نبود كه قرآن را به آلمانى بازآفرينى كند، بلكه قصد داشت متنى را در اختيار دانشجويان قرار دهد كه برخوردار از حداكثر صحت معنايى ـ مفهومى باشد، به خصوص در صورت امكان معناى تحت اللفظى اوليه و اصلى واژهها و تعابير. هرچند پارت از تفاسير مهم مسلمانان (به ويژه تفاسير طبرى و زمخشرى) در كار خود استفاده نمود، اما در مجموع قصد داشت در متون اساسى مشابه قرآن، معيارهاى كاربردى و معنايى را به صورت رسمى و اساسى بيابد. اين موضوع بهويژه در مورد كتاب تفسير و كشف اللغات قرآن (Kommentar und Konkordanz) صدق مىكند. در اين كتاب، پارت نه تنها هر آيه را شرح كرده و ترجمههاى متفاوت و متعدد آن را ارائه نموده، بلكه علاوه بر آن به ديگر آيات مشابه يا همسان قرآنى نيز اشاره كرده است. اين ابتكار عمل پارت باعث شده تا اين اثر به ويژه از نظر انطباق با ديگر منابع معتبر كشف اللغات و كشف الآيات مشابه در زبان عربى (در زمينه قرآن پژوهى و مطالعات زبان عربى) به ابزارى بسيار ارزشمند تبديل گردد.
از ديگر اقدامات مثبت رودى پارت در زمينه قرآن پژوهى، مىتوان به آثار فراوان بعد از جنگ وى اشاره كرد؛ آثارى كه در آنها به جنبههايى از قرآن يا تفسير آن پرداخته است. از ميان اين آثار، مىتوان به دستكم 20 مقاله كوتاه و بلند6[7] يك كتاب كامل7[8] و بيش از 30 نقد كتاب8[9] در زمينههاى مربوطه اشاره كرد. حتى در اواخر عمر كه به دليل ضعف بينايى، مطالعهكردن و توانايى نگارش وى دچار مشكل شده بود، همواره درگير انجام ديگر پژوهشهاى خود در زمينه تفسير قرآن، تصحيح متون يا اصلاح ترجمههاى پيشين بود، چرا كه هيچ كس به اندازه شخص وى از عظمت و پايان ناپذيرى كار درك و ترجمه چنين متنى آگاهى نداشت. تقريباً آخرين نوشته پارت پژوهشى بود راجع به معناى واژه قرآنى «صمد» در سوره توحيد. آخرين نامه وى به نگارنده اين سطور نيز نشان دهنده جدّيت او در پيگيرى دقيق امر ترجمه قرآن است. وى در اين نامه به صورت گذرا از اين گلايه كرده كه در يكى از آثار جديد مربوط به تاريخ اسلام نويسنده متن (كه خود يكى از اسلامشناسان صاحبنام غربى است) از يكى از آثار پارت كه در سال 1962 منتشر شده نقل قولهايى كرده، بدون آنكه توجه كند كه پارت در چاپ 1971 تفسير خود (كه در چاپ دوم ترجمه وى در سال 1979 نيز منعكس شده) تصحيحاتى را در آن مورد انجام داده است.
در مطالعات قرآنپژوهى رودى پارت، شاهد تأكيد خاص ديگرى از وى نيز هستيم كه اين ويژگى جزو كليت پژوهشهاى علمى او بهشمار مىآيد؛ منظورم تأكيد و علاقه خاص اوست به درميان گذاشتن نتايج تحقيقات علمى خود با خوانندگان غيرمتخصص و نيز با دانشجويان جديد الورود رشته اسلامشناسى. كتاب مقدماتى و در عين حال استادانه وى با عنوان محمد و قرآن كه به بحث در مورد پيدايش اسلام، رسالت نبوى و نزول قرآن مىپردازد، نخستين بار در سال 1957 انتشار يافت و تاكنون پنج چاپ از آن منتشر شده است. آخرين ويراست آن نسخهاى بود كه وى سه سال پيش از مرگ خود تجديدنظرهايى را در آن اعمال كرده بود. پارت در اين اثر كمحجم كوشيده است تا با ارائه تلفيقى از تاريخ شفاف محيط پيدايش اسلام و مراحل رشد اوليه اين دين، خلاصهاى از نظريات عالمانه و گزيدههايى از قرآن را نيز به خواننده ارائه دهد. وى اين كار را آنچنان خوب انجام داده است كه اين كتاب در بين كتابهاى مشابه كه به زبانهاى اروپايى نوشته شدهاند،9[10] هنوز هم يكى از جامعترين آثار به حساب مىآيد.
علاقه پارت به ارائه دستاوردهاى پژوهشهاى خاورشناسى به عموم خوانندگان، در كتاب مختصر و معروف او با عنوان قرآن، 1979 (Der Koran)10[11]، و در ديگر آثار اسلامشناختى وىنيز به چشم مىخورد، بهويژه در سه اثر با عناوين:
1. نماد دين اسلام، 1958 (Symbolik des Islam)
ـ اين اثر مجموعه گستردهاى از انديشهها، مناسك و اعتقادات نمادين مسلمانان را به صورتى فشرده مورد بحث قرار داده است.11[12]
2. هجوم اعراب به حوزه مديترانه، 1958 (Der Einbruch der Araber in die Mittelmeerwett)
ـ اين كتاب شامل بحث جالب توجهى در مورد چگونگى گسترش دين اسلام بوده و چاپ نخست اثر در سال 1949 انتشار يافته است.12[13]
3. اسلام و سرمايه فرهنگ يونانى، 1950 (Der Islam und das griechische Bildungsgut)
- كه به بحث نقش سنت انديشهورزىهاى يونانى در جامعه اسلامى پرداخته است.13[14]
ديگر مقالات يا فصلهاى كتابهاى پارت (كه در آنها به بررسى جنبههايى از تاريخ، فرهنگ و مذهب اسلام براى مخاطبان ناآشنا با آن مباحث پرداخته) نيز همگى گستره موضوعى وسيعى را شامل مىشوند.14[15]
وى در اين گونه آثار، مانند دستور زبان مقدماتى خود با عنوان درسنامه آموزش زبان عربى، (Kleine arabische Sprachlehre)15[16] ــ كه در اصل متن تجديد نظر شده كتاب دستور زبانارنست هاردر (Ernst Harder, 1934) است ــ علاقه دارد اطلاعات خود را به افراد غيركارشناس انتقال دهد. در عين حال شاهد اين هستيم كه وى در كمك به يادگيرى برخى اطلاعات و مهارتهاى عمومى، هم به نوآموزان و هم به متخصصان، از هيچ كوششى فروگذار نكرده است. با اين همه، اگر بخواهيم به زمينههاى تخصصىتر مورد علاقه پارت اشاره كنيم، بايد يادآور شويم كه دروازه ورود او به حوزه پژوهشهاى عربى ـ اسلامى در حقيقت ادبيات عاميانه عربى بود. وى در دوره اول اقامت خود در توبينگن، يعنى عمدتاً تا پيش از سال 1930، بيشتر در پى اين نوع ادبيات بود. در طول اين سالها، وى پيگير تدوين رساله پاياننامه دكتراى خود بود و ضمناً موفق شد چندين مقاله در مورد ادبيات عربى16[17] منتشر سازد و دوتك نگاشت و يك كتاب نسبتاً پرحجم را نيز به خوانندگان عرضه كند. اين دو تكنگاشت كه هر دو در سال 1927 منتشر شدند، يكى با عنوان تاريخ اسلام در آيينه ادبيات عاميانه عرب (Die Geschichte des Islams im Spiegel der arabischen Volksliteratur)17[18] نمايانگر بازتاب تاريخاسلام در ادبيات عاميانه عرب بود، و ديگرى با عنوان قصههاى عاشقانه عصر جاهلى؛ كوششى در زمينه تاريخ ادبيات تطبيقى18[19]
Früharabische Liebesgeschichten. Ein Beitrag zur Vergleichenden Literaturgeschichte مجموعهاى از حدود دويست داستان كوتاه عاشقانه بود كه از يكى از كتابهاى ابنسرّاج (درگذشته به سال 1106 ميلادى) برگرفته شده بود. كل كتاب كه در سال 1930 انتشار يافت در واقع شامل مطالعه و بررسى مجموعهاى از قصههاى عاميانه در مورد غزوات پيامبر اسلام بود كه با عنوان ادبيات افسانهاى غزوات (19[20]Die Legendäre Maghazi-Literature) به چاپ رسيد،و جالب اين است كه در زمينه اين نوع ادبيات اين كتاب هنوز هم تنها پژوهش گسترده و فراگير تلقى مىگردد.
با اين همه، به دنبال نقل مكان پارت به هايدلبرگ در سال 1931، ادبيات عربى اهميت برجسته قبلى خود را براى وى، از دست داد، هرچند او در اواخر عمر راجع به چند مسئله خاص ادبى نيز قلمفرسايى كرد.20[21] سالهاى اقامت پارت در هايدلبرگ، نه تنها شاهد آغازعلاقه جدى وى به مطالعه، پژوهش و ترجمه قرآن، بلكه حتى شاهد پژوهشهاى جالب توجه او در زمينه مباحث مربوط به طرفدارى از حقوق زنان در جامعه اسلامى امروز نيز بود. نتايج اين نوع پژوهش در كتابى ارزشمند ولى كمتر شناخته شده با عنوان مسئله زنان در دنياى عربى ـ اسلامى، 1934 (Zur Frauenfrage in der arabisch-islamischen Welt) منتشر شد. اين كتاب به شكلى نسبتاً مفصّل به بررسى ديدگاههاى پنج نويسنده مختلف مسلمان (از سال 1928 تا 1932) در قبال موضوع جايگاه زن مسلمان در جهان امروز مىپردازد.21[22] دو مورد ازاين پژوهشها عبارتند از بيان ديدگاههاى فمينيستى مدوّن (يكى از سوى يك زن عرب، و ديگرى از سوى يك مرد جامعهشناس عرب)، دو مورد ديگر عبارتند از واكنشهاى مسلمانان محافظهكار نسبت به ديدگاههاى گروه قبلى، و مورد آخر نيز در برگيرنده ديدگاههاى محافظهكارانه رشيد رضا در زمينه حقوق زنان است. اين اثر (كه اخيراً به مناسبت هشتادمين سالگرد تولد پارت در قالب مجموعهاى از نوشتههاى كوتاه وى به چاپ رسيده است)22[23] به دليل اهميت تأثيرگذار آن در زمان انتشار، اكنون از برجستگى خاصى برخوردار است.
از سوى ديگر، اين اثر نشان دهنده علاقه مستمر و هميشگى پارت به دين اسلام و جايگاه آن در جهان معاصر است. ميزان اين علاقه و توجه در 9 مقاله و يك جلد كتاب در مورد اسلام معاصر به خوبى پيداست، و مىدانيم كه وى تمام اين آثار را در دوران بعد از پايان جنگ جهانى دوم به رشته تحرير درآورده بود.23[24]
رودى پارت يكى از طرفداران هميشگى رشد و پيشرفت پژوهشهاى خاورشناسى نيز به شمار مىآمد. وى مقالات متعددى درباره ارزيابى وضعيت فعلى و آينده زمينههايى همچون بازسازى تاريخ صدر اسلام،24[25] مطالعه زندگى پيامبر25[26] و نيز پژوهشهاى قرآنى،26[27] چاپ ومنتشر كرد. شايد بتوان از كتاب كم حجم آموزش زبان عربى و اسلامشناسى در دانشگاههاى آلمان؛ آشنايى با شرقشناسان آلمانى از زمان تئودور نُلدكه تاكنون، 1966
Arabistik und Islamkunde an deutschen Universitäten. Deutschen Orientalisten seit Theodor Nöldekeبه عنوان مشهورترين كتاب وى در جهان انگليسى زبان نام برد.27[28]
دو مورد ديگر از زمينههاى مورد علاقه پروفسور پارت، عبارت بود از تاريخ نگارى صدر اسلام (بهويژه تاريخ احاديث و سيره پيامبر) و مسئله احكام سنّت شكنانه اسلام. وى با توجه به علاقه خود به مطالعه تاريخنگارى دوره صدر اسلام، موفق شد چندين مقاله در مورد زندگى پيامبر اسلام و يا بازتاب زندگى آن حضرت در منابع اسلامى به رشته تحرير درآورد.28[29] علاقه پارت به احاديث با دلبستگى او به زندگى پيامبر و قرآن و نيز با تدوين مجدّدتاريخ صدر اسلام تفاوتى نداشت.29[30] توجه خاص وى به احاديث باعث شد تا دستكم يكپاياننامه دكترى بسيار جالب توجه تحت نظارت وى نوشته شود كه اين پايان نامه با عنوان: زمان و مكان وقوع احاديثTopoi und Schemata im Hadit توسط اكهارت استتر (Eckhart Stetter) نوشته شد.30[31] پارت در دوره زمانى بين 77ـ1960 مجموعاً پنج مقاله در موردحرمت تصويرگرى در صدر اسلام و احكام خلاف عرف و سنتشكنانه فقه شيعى به رشته تحرير درآورد.31[32] با مطالعه اين مقالات مىتوان عمق علاقه وى به مسائل تاريخى مربوط بهاستفاده از احاديث (و ساير منابع استخراج احكام خاص) را بهروشنى ملاحظه كرد. هرچند مسائل مهمترى مانند برداشتهاى نادرست مسلمانان از نقاشى موجودات زنده نيز از برجستگى خاصى برخوردارند.
ترديدى نيست كه با وجود گستردگى زمينههاى تحقيقى پيشگفته، هيچكدام از اين زمينهها نشان دهنده عظمت ابعاد كارهاى پژوهش پارت نيست، بلكه اين همه فقط نشان دهنده مضامين عمده و نكات محورى پژوهشهاى وى مىباشند. در هر صورت، نكته كليدى پارت اعتقاد به محوريت نقش قرآن و پژوهشهاى قرآنى در حوزه تحقيقات اسلامى است و اين اعتقاد تقريباً در تمامى آثار وى متبلور شده است. پارت حتى زمانى كه دانشجويى بيش نبود، كوشيده بود تا با كمك ترجمه آلمانى قرآن، اين اثر را از آغاز تا پايان مورد مطالعه قرار دهد.32[33] بىترديد مطالعه اوليه پارت در زمينه ادبيات عرب (بهويژه مطالعه افسانههاى مغازىو به طور كلى مطالعه آثار موسوم به سيره) به شكلگيرى اين عقيده در او كمك كرد كه قرآن از زمان پيامبر اسلام تاكنون به عنوان سندى منحصر به فرد، معتبر و كاملاً قابل اعتماد به شمار آمده است. بعدها نيز در آثارى كه در اوايل دهه 30 در مورد مسائل فمينيستى به رشته تحرير درآورد، اين اعتقاد بيشتر در او راسخ شد كه براى هر گونه احيا يا تحول بعدى در اعتقادات مذهبى و اجتماعى جامعه اسلامى (به ويژه در حوزه نظرات فقهى) تنها منبع ممكن، قرآن و تفسير آن است. تأكيد پارت بر قرآن، به عنوان تنها منبع كاملاً مطمئن و قابل اعتماد اطلاعات مورخان جهت شناخت جهان اسلام، در تمامى نوشتههاى وى درباره پيامبر اسلام و پيدايش دين اسلام به چشم مىخورد.33[34] همچنين، اعتقاد او مبنى بر نقش محورى و يگانه قرآن بهعنوان تنها راه حل تفسير دوباره هنجارها و مناسك دينى مسلمانان نيز در تمام آثارى كه درباره اسلام معاصر و انديشههاى اسلامى جهان امروز به رشته تحرير درآورد بهروشنى جلب يگانه قرآن به عنوان تنها راه حل تفسير دوباره هنجارها و مناسك دينى مسلمانان نيز در تمام آثارى كه درباره اسلام معاصر و انديشههاى اسلامى جهان امروز به رشته تحرير درآورد بهروشنى جلب توجه مىكند. موضوع نقش يگانه قرآن در انديشههاى پارت، بيش از همه در رهيافت تفسيرى او در قبال ترجمه قرآن نمود يافته است. همچنان كه پيشتر نيز اشاره شد، وى در زمينه حكم تعيين معنا و مفهوم هر واژه و تركيب قرآنى بر خلاف تفاسير سنتى، بر مقايسه و انطباق درون متنى تأكيد دارد. به اعتقاد وى، در صورت نارسايى تمامى ديگر منابع، بايد متن قرآن را به عنوان تنها لنگرگاه مطمئن اطلاعات خود تلقى نماييم. در حقيقت اين انديشه جزو اصول اعتقادى تفكرات پارت محسوب مىشد. در حقيقت، شايد اغراق نباشد كه ادعا كنيم اين اعتقاد پارت از جنبههاى بسيارى او را در كنار مسلمانانى قرار مىدهد كه وى در سراسر عمرش آثار آنان را مورد مطالعه قرار مىداد؛ هرچند اعتقاد او، عقيده يك مورخ غيرمسلمان بود كه قرآن را سندى از آن پيامبر اسلام مىدانست، در صورتى كه اعتقاد مسلمانان بهگونهاى است كه قرآن را نص و عين كلام الهى مىدانند. بديهى است ديدگاههاى پارت درباره قرآن، به نحوى است كه به كنار آمدن با نظريات تندروانه قرآن شناسان جديدترى (مانند جان وَنْزْبُرو (John Wansbrugh) يا گونتِر لولينگ (Günter Lüling) چندان روى خوش نشان نمىدهد. اما با اين همه، وى علىرغم مخالفت شفاهى يا كتبى بسيار خود با اين گونه نظريات، با آنها آشنايى داشت و آنها را به طور جدى مورد توجه قرار مىداد. او جزء كسانى بود كه به همان ترتيب كه انتقادات خود را به صورت مستند مطرح مىكرد، نتيجهگيرى و نظريات خود را نيز مورد حك و اصلاح و نقد قرار مىداد.
ارزيابى كارنامه علمى يك پژوهشگر كار سادهاى نيست، اما ارجگذارى نام و خاطره شخص، آن هم صرفاً با ارائه فهرست كوتاهى از آثار و علايق پژوهشى وى، نيز كارى است نه درخور. به همين دليل اميدوارم اگر در پايان اين گفتار ناچار به ذكر چند خاطره شخصى مختصر مىشوم بر من ببخشاييد. من نخستين بار زمانى كه دانشجوى دوره دكترى بودم، براى حل يك مشكل مربوط به تدوين پاياننامهام با رودى پارت آشنا شدم. در آن ديدار، هم از صدا و هم از سيماى او تحت تأثير قرار گرفتم. آن خاطره را هيچگاه فراموش نمىكنم؛ صدا و كلامش شمرده بود و با متانت، و اندامش بلند و كشيده و پرابهت. طى يكى دو دههاى كه با او آشنايى و ارتباط داشتم، هيچ گاه در مكاتبه و گفتوگو با وى جز متانت، صداقت و يكرنگى عميق و لطف و مهربانى نديدم. زمانى كه رسمى برخورد مىكرد، خشك نبود كه با او احساس رودربايستى كنى. مرا كه در آن زمان دانشجوى كم سن و سال تحصيلات تكميلى بودم آنچنان با احترام تمام با آغوش باز به خدمت پذيرفت كه گويى من سالهاست در رده علما و پژوهشگران جا افتاده رشته تخصصى وى جا گرفتهام. استاد پارت ميزبانى دست و دل باز بود و در همكلام شدن با افراد نيز درنگ نمىكرد. خوب به ياد دارم كه از ايام پرملال جنگ جهانى دوم و از شبهاى پريشان صحراهاى پرستاره شمال آفريقا چه خاطرهها كه در ذهن داشت. علاقه عميق او به رهايى آن صحرا و صحرانشينان از مشكلات جنگ در تكتك سخنانش موج مىزد. اصولاً دلباخته طبيعت بود. طى سالهايى كه با او دوستى داشتم (و مطمئناً حتى قبل از آشنايى من با وى نيز) مىديدم كه آرزو دارد ايام گرم تابستان را در كوهستانهاى باشكوه آلپ سپرى كند، به ويژه در منطقه زيباى دولوميت در ايتاليا كه او و همسرش حنّا شيفته اقامت در آنجا بودند. رودى پارت براى حنّا نيز همسرى فداكار بود. تمامى كسانى كه با پارت در دهه آخر عمرش رفت و آمد داشتهاند خوب مىدانند كه او در مراحل متعدد و طولانى بيمارى و بسترى شدنهاى همسرش براى نگاهدارى از او در بردبارى و خدمتگزارى سنگ تمام گذاشت. رودى و حنّا هر دو زن و شوهرى خوب و دوست داشتنى بودند، و من شخصاً خداى را شاكرم كه موفق شدم در محيط خانوادگى گرم و صميمى آنها در تپههاى مشرف بر توبينگن چند صباحى ميهمان آنها باشم.
اطمينان دارم جاودانگى ياد و خاطره رودى پارت فقط اختصاص به نقش وى در حوزه پژوهشهاى خاورشناسى نخواهد داشت. إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى (سوره علق، آيه 8)
پی نوشت ها:
|