پاسخ به:بانک مقالات ترجمه قران
جمعه 24 شهریور 1391 2:31 AM|
طبقه بندی نقدهای نوشته شده بر ترجمه های فارسی قران کریم
هادی حجت
رويكرد گسترده عالمان فارسي زبان به برگردان قرآن كريم به زبان فارسي كه در چند دهه اخير حيات و نشاطي دو چندان به خود گرفته است، نكتهسنجان و منتقدان بسياري را به موشكافي و تأمل در اين آثار ارزشمند برانگيخته و بابي نوين را در پژوهشهاي قرآني با عنوان «نقد ترجمههاي قرآن كريم» گشوده است كه حيات جدي آن از نيم قرن تجاوز نميكند. چند سالي است كه اين روند با تب و تابي روز افزون، بخشي از همت اديبان و پژوهشگران معارف قرآن را به خود معطوف داشته است؛ روندي كه نه تنها ترجمه قرآن را به سوي صحت و دقت هر چه بيشتر سوق داده بلكه در تدوين اصول و قواعد علمي حاكم بر ترجمه قرآن نيز نقش بسزايي ايفا كرده است. بررسي قريب يكصد مقاله كه تا كنون در زمينه نقد ترجمههاي فارسي قرآن كريم به چاپ رسيده حاكي از آن است كه نويسندگان آنها آثار خود را در قالبها و ساختارهاي متفاوتي عرضه كردهاند. در اين گفتار كوشيدهايم تا با بررسي اين مقالات، ساختارهاي حاكم بر آنها را شناسايي كنيم و ضمن طبقهبندي آنها دورنمايي از شاكله اين آثار ارزشمند را ارائه دهيم.
1. طبقهبندي صوري نقدها
اگر از اندك مقالاتي كه موضوع اصلي آنها نقد مقدمه، مؤخره يا توضيحات ذيل صفحه (پانوشتها) است بگذريم و به سراغ آنهايي برويم كه مستقيما به نقد متن پرداختهاند، ميتوان آنها را از لحاظ صوري به دو دسته عمده تقسيم كرد: نقدهاي خاص و نقدهاي عام.
1.1.1 نقدهاي خاص
مراد ما از نقد خاص، نقدي است كه از آغاز به منظور بررسي ترجمهاي خاص نوشته شده است. اين گونه مقالات كه بخش عمدهاي از مقالات نقد ترجمههاي قرآن را تشكيل ميدهند خود از لحاظ صوري و ساختاري به دو زير گروه تقسيم ميشوند:
1ـ نقد خاص ترتيبي
2ـ نقد خاص عنوان يافته.
1.1.1. نقد خاص ترتيبي
نقد خاص ترتيبي را به مقالهاي اطلاق ميكنيم كه نويسنده آن بخشي از ترجمه مورد نظر يا تمام آن را موضوع نقد خود قرار داده و از ابتدا تا انتهاي آن را به ترتيب آيات و سور قرآن كريم مطالعه كرده و به نقد كشيده است. اين شيوه يكي از رايجترين شيوههاي نقد كتاب به شمار ميرود. چند نمونه از چنين نقدهايي را نام ميبريم:
1.1.2. نقد خاص عنوان يافته
به مقالهاي اطلاق ميشود كه منتقد نقدهاي خود را تحت عناوين و موضوعاتي كلي ارائه ميدهد. در اين روش منتقد پس از آن كه در مطالعه ترجمه مورد نظر لغزشگاههاي آن را مشخص ميكند آنها را براساس نوع لغزش به طبقات و گروههايي تقسيم مينمايد و ترجمههاي نادرست را تحت اين عناوين قرار ميدهد. خلاصه اين كه در اين شيوه خواننده از طريق عناوين كلي بر نمونهها و نقد ترجمه آيات وارد ميشود. غالبا ناقداني كه از اين شيوه استفاده كردهاند، هنگام آوردن آيات در ذيل عناوين، ترتيب آيات قرآني را رعايت كرده، آيات را بدان ترتيب آوردهاند.
1. ارزشها و امتيازها.
2. موارد قابل تأمل و تصحيح:
2.1. نارساييهاي ساختاري (مانند: ارتباط آيات و جملهها، ناديده گرفتن ارتباط ساختاري، ايجاد ارتباط بيمورد...).
1.2. نقد عام
نقدي را عام ميگوييم كه هدف نويسنده آن نقد يك ترجمه مشخص نيست، بلكه براي يافتن نمونه مورد نظر خود ممكن است به سراغ هر يك از ترجمههاي موجود رفته و از يك يا چند ترجمه، شواهدي بر مطلب مورد نظر خود بيابد؛ مثلاً نويسندهاي كه ميخواهد لغزشگاههاي ترجمه در سوره حمد را روشن سازد يا موضوع مقالهاش ترجمه صحيح اقسام حروف جرّ در قرآن است با مراجعه به يك يا چند ترجمه، نمونههاي مورد نظر خود را از ميان آنها يافته و در مقاله خود درج ميكند.
1.2.1. نقد عام موضوعي
مقالهاي است كه نويسنده موضوع خاصي را كه مرتبط با ترجمه است انتخاب ميكند و مصاديق آن موضوع را در ترجمههاي مختلف به نقد و بررسي ميگذارد. نقدهاي عام موضوعي چنانچه از دقت و علميت لازم برخوردار باشند تأثير بسزايي در پيشرفت گستره تحقيقات ترجمه قرآن خواهند داشت. بهترين نمونههاي چنين نقدي را در مقالات آقاي مرتضي كريمينيا ميتوان يافت؛ مثلاً ايشان در مقاله "مترجمان و لغزش در فهم معناي «اِنْ»" با تفحصي گسترده، تمام بيست و چهار مصداق «اِنْ» مخفّفه از ثقيله در قرآن را در 12 ترجمه و 4 تفسير فارسي بررسي و موارد درست را از نادرست تفكيك كرده است.8
1.2.2. خرده نقد يا نقد ضمني
خرده نقد يا نقد ضمني نقدهايي را ميگوييم كه در لا به لاي كتاب ها و مقالات مختلف ميتوان آنها را يافت و نويسنده به تناسب بحث به نقد ترجمه يك يا چند آيه اشاره كرده است، خواه به نام مترجمِ آيه تصريح كرده باشد يا بدون ذكر نام به نقد آن پرداخته باشد. از نخستين نمونههاي نقد ضمني (خرده نقد) در نوشتههاي معاصر، ميتوان به نكاتي كه در مقدمه ترجمه آقاي ابوالقاسم پاينده آمده است اشاره كرد. وي با شِكوه از ترجمههايي كه ساختار جملات فارسي در آنها رعايت نشده است، مينويسد: «براي نمونه، جملهاي چند از يك ترجمه بسيار قديم قرآن را كه بعضي متأدبان به حكم كهنسالي، شاهكار ترجمههاي قرآنش ميخوانند در اينجا ميآورم، مثلاً ترجمه آيه 231 از سوره بقره چنين است: و چون طلاق دهيد زنان را برسند به وقت عدت ايشان مه باز داريدشان كه شوهري كنند زنانشان را چون بپسندند ميان ايشان به نيكوي، اين پند دهند بدان آنكه بود از شما كه بگرود به خداي و روز رستخيز».14 سپس مجددا بدون ذكر نام مترجم، به اشكالاتي كه در برگردان چند آيه از ترجمه آقاي الهي قمشهاي وجود دارد ميپردازد.
2. طبقهبندي محتوايي نقدها
بيان شد كه نقدهاي موجود در زمينه ترجمه قرآن را از جنبههاي مختلف ميتوان تقسيم كرد. در تقسيمبندي قبلي (طبقهبندي صوري) نقدها را از لحاظ ساختار ظاهري به گروههايي تقسيم كرديم. در اين بخش، آنها را با نگاه به محتوايشان طبقهبندي ميكنيم.
2.1. نقد روساخت
منظور از نقد روساخت نقدي است كه به مباحث روبنايي و ساختارهاي ظاهري ترجمه توجه دارد و نقد كننده به دنبال نشان دادن تبعات، نتايج و عواقب منفيي كه اين نوع لغزش از لحاظ اعتقادي، كلامي، هنري و... بر جاي ميگذارد نيست.
2.2. نقد ژرف ساخت
از آنچه گفتيم، معناي نقد ژرف ساخت نيز تا حدودي روشن شد. نقد ژرف ساخت را بر نقدي اصطلاح كردهايم كه در آن منتقد از لغزشهاي ظاهري و صوري پا را فراتر نهاده و به مباحث فراواژهاي و فراجملهاي نظر ميكند. به طور مثال به حوزه معنايي واژهها وارد شده و به بازتابهاي معنايي آن نظر كرده يا به نتايج كلامي و اعتقادي ترجمه نادرست آيه پرداخته و با ارائه تبعات ناصحيح اعتقادي عبارت، ترجمه را به نقد كشيده و يا احيانا به حوزه مباحث زيبايي شناختي مرتبط به بحث پرداخته است. اينها همه مباحثي هستند كه در نقد ژرف ساخت مدّنظر قرار ميگيرند.
پاورقيها:
1. شمارههاي مربوط به تقسيم بندي مطالبِ مقاله، به پيروي از رسم الخط فارسي، از راست به چپ درج شده است. 2. محمدعلي كوشا، «نقدي بر ترجمه آقاي بهاءالدين خرمشاهي از قرآن كريم [1]: (از آغاز تا سوره قصص)»، وقف، ميراث جاويدان، سال پنجم، ش 17، بهار 1376، صص 8ـ21؛ همو، «نقدي بر ترجمه آقاي بهاءالدين خرّمشاهي از قرآن كريم [2]: (از سوره قصص تا سوره ناس)»، وقف، ميراث جاويدان، سال پنجم، ش 18، تابستان 1376، صص 28-30؛ 3. مسعود انصاري، «نگاهي به ترجمه سوره توبه از: عبدالمحمّد آيتي»، بينات، سال چهارم، ش 13، بهار 1376، صص 138-146؛ همو، «نگاهي به ترجمه قرآن كريم از: استاد محمد مهدي فولادوند»، بينات، سال سوم، ش 11، پاييز 1375، صص 118-125. 3. مسعود انصاري، «نگاهي به ترجمه سوره توبه از: عبدالمحمّد آيتي»، بينات، سال چهارم، ش 13، بهار 1376، صص 138-146؛ همو، «نگاهي به ترجمه قرآن كريم از: استاد محمد مهدي فولادوند»، بينات، سال سوم، ش 11، پاييز 1375، صص 118-125. 5. سيد محمد فرزان، «ترجمه قرآن مجيد (به قلم آقاي ابوالقاسم پاينده)»، يغما، سال يازدهم، شماره 10، ديماه 1337، صص 450-456، شماره 11، بهمن 1337، صص 486-493، شماره 12، اسفند 1337، صص 535-538؛ سال دوازدهم، شماره اول، فروردين 1338، صص 13-17، شماره 3، خرداد 1338، صص 108-112، شماره 6، شهريور 1338، صص 249-254، شماره 7، مهر 1338، صص 324-327؛ مجموع اين هفت مقاله در مقالات فرزان، به اهتمام احمد ادارهچي گيلاني، چاپخانه حيدري، 1356، صص 344-410، و بخشي از آن به نقل از مقالات فرزان در مترجم، سال سوم، ش 10، تابستان 1372، صص 152-163 چاپ شده است. 6. مرتضي كريمينيا، «نقد و بررسي ترجمه قرآن كريم، از آيت اللّه مكارم شيرازي»، بينات، سال سوم، ش 9، بهار 1375، صص 140-153 و ش 11، پاييز 1375، صص 126-148 7. سيد حيدر علوي نژاد، «نگرشي به ترجمه قرآن استاد آيتي»، فصلنامه پژوهشهاي قرآني، ش 1، بهار 1374، صص 249-266. 8. مرتضي كرباسي [كريمينيا]، «مترجمان و لغزش در فهم معناي اِنْ»، بينات، سال اول، ش 2، تابستان 1373، صص 72-83 . 9. رك: بينات، ش 5، 1374، صص 50-65 و ش 6، 1374، صص 52-61. 10. رك: حوزه و دانشگاه، ش 10، 1376، صص 13-25. 11. رك: ترجمان وحي، ش 1، 1376، صص 7-24. 12. رك: ترجمان وحي، ش 2، 1376، صص 26ـ39. 13. حميد آريان، «توصيف در تركيبهاي اضافي قرآن و لغزشهاي برخي از مترجمان»، ترجمان وحي، سال سوم، ش 5، شهريور 1378، صص 10-31. 14. ابوالقاسم پاينده، ترجمه قرآن مجيد، تهران، جاويدان، 1336، مقدمه، ص «ل» و «لا». 15. جلالالدين فارسي، ترجمه قرآن كريم، چ 1، تهران، فرجام، 1369، صفحه دوم مقدمه. 16. سيد جلالالدين مجتبوي، ترجمه قرآن حكيم، چ 1، تهران، حكمت، 1371، ص 630. 17. مرتضي كرباسي، «نگاهي به ترجمه قرآن كريم محمد مهدي فولادوند»، فصلنامه حوزه و دانشگاه، ش 3، 1374، ص 50. 18. احمد احمدي، «ضرورت ترجمهاي آكادميك از قرآن كريم»، بينات، سال اول، ش1، 1373، ص 80. 19. بهاءالدين خرمشاهي، «درباره ترجمه استاد آيتي از قرآن كريم»، سير بيسلوك، چ 3، تهران، انتشارات ناهيد، 1376، ص 145. 20. همان، ص 148-155. 21. بهاءالدين خرمشاهي، «رؤياي ترجمه بيغلط قرآن»، بينات، سال اول، ش3، پاييز 1373، ص 68. |