پاسخ به:بانک مقالات ترجمه قران
جمعه 24 شهریور 1391 2:13 AM|
ترجمه قرآن
بهارزاده
(تعریف- امکان - ادله)
به دلایل مختلف, درباره امكان یا عدم امكان ترجمه قرآن كریم, و به عبارتی «جواز»یا «عدم جواز»آن, میان فقها و علما بحث های پردامنه ای صورت گرفته است و هر یك عقیده ای خاص ابراز داشته اند و بر اثبات آن به دلایل مختلف تمسك جسته اند. علی رغم این اختلاف نظرها, قرآن در قرون اولیه به زبان های دیگر ترجمه می شد; و همان گونه كه «محمدصادق الرافعی»در كتاب «اعجاز القرآن»بیان داشته است : در دنیا, هیچ كتابی یافت نمی شود كه به اندازه قرآن بر آن شرح و تفسیر نوشته شده باشد و یا تصنیفات و تالیفات متعدد در مورد تك تك موضوعات آن به رشته تحریر درآمده باشد. ترجمه های بیشماری در زبان های مختلف نگاشته شد كه یا ترجمه تمامی قرآن است و یا بخشی از آن.برخی از سلاطین عثمانی, از جمله «سلطان عبدالحمید دوم»ابتدا هر نوع ترجمه ای از قرآن مجید را بالاخص به زبان تركی, مطلقاً ممنوع كردند. لیكن این ممنوعیت با سقوط خلافت عثمانی رنگ باخت و پس از اعلام قانون اساسی تركیه در سال 1908م. بعضی از نویسندگان ترك, كار ترجمه قرآن را آغاز كردند و اولین ترجمه توسط «ابراهیم حلمی»به نگارش رسید[1]حتی با روی كار آمدن «مصطفی كمال آتاتورك»اذان نیز در مركز تركیه,به زبان تركی گفته می شد. برخی از علمایی كه ترجمه قرآن را جایز می شمردند, دامنه این جواز را تا آنجا گسترش دادند كه به جوازقرائت سوره یا آیه ای در نماز به زبان غیر عربی نیز فتوا دادند.[2] گرچه این فتوا با مخالفت قاطع علمای دیگرروبرو شد. آنچه به یقین مورد توافق مخالفان و موافقان ترجمه قرآناست. این است كه : اولاً: قرآن كلام خداوند است و انتخاب هر واژه یا كلمه آن براساس حكمتی صورت گرفته و بسیاری از آن حكمتها, برای انسان ها در همه اعصار قابل شناخت نیست. ثانیاً: رسالت قرآن به گستردگی هدایت همه نسل ها در همه عصرهاست «تبارك الذی نزل الفرقان علی عبده لیكون للعالمین نذیراً.»(فرقان) بنابراین قرآن كتابی است جاودانه و دستورالعملی است جهانی و ابدی. ثالثاً: هدف قرآن, شریف ترین هدف ها, یعنی رهایی انسان از ظلمت به سمت روشنایی است. «كتاب انزلناه الیك لتخرج الناس من الظلمات الی النور». (ابراهیم). این سه, خصایصی است كه قرآن را بر هر نوشتار بشری امتیاز داده و ترجمه آن را در مقایسه با هر متن دیگر,اعم از مذهبی یا غیر مذهبی, علمی یا ادبی, حساس و دشوار ساخته است. زیرا ترجمه قرآن باید جز معنی كلمات و جملات, سایر پیام ها و ویژگی های قرآن را نیز با خود همراه داشته باشد تا اتقان, جذابیت, لطافت,زیبایی, تأثیر گذاری و تحل آفرینی و نیز جاودانگی قرآن را به نمایش گذارد. البته این حساسیت ویژه و دقت خاص در ترجمه متون مذهبی دیگر غیر از قرآن نیز سابقه داشته است.[3] اساساً كار ترجمه متون ادبی بسیار دشوارتر از متون علمی است, چرا كه متون ادبی تنها دارای یك بعدخاص نبوده بلكه حامل بار عاطفی, خیال, استعاره, مجاز, تشبیه و غیره می باشد و مترجم آن ناگزیر است دربند عقاید, احساسات و خیال مؤلف اثر, گرفتار و مقید بوده و همه هم خویش را مصروف دارد تا معانی را (بابارهای همراه) در زبان دوم به صورتی زیبا و مورد قبول به تصویر كشد. توجه داریم كه زبان عربی از جمله زبان هایی است كه به موسیقی الفاظ و عبارات بسیار نظر دارد و صنایع بدیعی بیشمار و نیز مترادفات فراوان, از ویژگی های منحصر به فرد این زبان است. به عنوان نمونه, در زبان عربی برای مدلول كلمه «سال», 22واژه ; برای كلمه «نور», 21واژه ; برای «تاریكی»,52واژه ; برای «آفتاب», 29واژه ; برای «ابر»5واژه ; برای «باران», 64واژه ; وجود دارد[4] كه برخی اسم و برخی صفات اسم می باشند و مترجم باید كاملاً دقت كند تا صفت را جایگزین اسم و یا بالعكس نكند كه این امرموجب نقص در معنا می گردد.
انگیزه مترجمان اروپایی از ترجمه قرآن
می توان به طور قطع مدعی شد كه این گونه مترجمان قصد نداشتند, سهمی در نشر معارف قرآنی در ملل اروپایی دارا باشند بلكه غالب این ترجمه ها با نظارت مستقیم و دستور پاپ ها و كشیش ها صورت می گرفت وعمدتاً برای مقابله و مبارزه با قرآن و اندیشه توحیدی آن بوده است به عنوان نمونه می توان ترجمه كشیش ایتالیایی رخح ح چژژچپ رح خسرحچب را نام برد كه همراه با ردیه محتوای آن (اعتراض و انتقاد نسبت به متن قرآن) انجام پذیرفت. [13] در حقیقت قرآن از راه اندلس وارد اروپا شد و هدف از این ترجمه ها, عرضه آن به پدران روحانی برای رد آن بود. شاید سلطه ترك های عثمانی بر مجارستان و ترس سیاستمداران از توسعه سلطه ترك ها بر تمامی اروپا,پدران روحانی را واداشت تا با چاپ و نشر كتاب هایی در رد قرآن و معارضه با پیامبر اسلام, مسیحیان را برای مبارزه با دشمن نیرو بخشند. حتی در سال 1542م دو فرد آلمانی و سوییسی كه مجموعه ای از كتب و رسایل ترجمه شده از زبان های عربی به لاتین را مخفیانه و بدون ردیه چاپ كرده بودند و دادگاه شورای شهر بئل (یا بازل) محكوم شدند و نیزدر سال 1536م, ناشر دیگری كه ترجمه قرآن مجید به زبان لاتین را در این شهر چاپ كرد در دادگاه محكوم وكتاب های وی ممنوع اعلام شد. [14] اما زمانی كه دولت ترك عثمانی, زبان تركی را به جای زبان عربی به عنوان زبان رسمی دولتی اعلام كرد,تعارض و تضاد میان مسلمان بودن و به زبان تركی سخن گفتن آغاز شد. علی رغم, اسلام به عنوان مذهب حكومتی و رسمی اعلام شد, لیكن بسیاری از محرمات شرعی آرام آرام, رنگ حلیت به خود گرفت. و بدین ترتیب تلاشی پیگیر برای قطع درخت تنومند اسلام و قرآن از این سرزمین آغاز شد. برای اولین بار قرآن به زبان تركی ترجمه شد نه به منظور اینكه مردم ترك زبان با مفاهیم قرآن آشنا شوند چرا كه تفاسیر قرآن به زبان تركی كم نبود, بلكه ; هدف محو عبارات و الفاظ عربی از زبان تركی بود. كلیه مدارس دینی تعطیل شد حتی از آموزش كتب فقه, حدیث و غیره اجتناب می شد. برخی از مدعیان برتری نژادی و ملحدان ترك, این تفكر را كه با ترجمه قرآن به زبان عربی می توان از قرآن عربی بی نیاز بود, چندین سال پیش از دوران آزادی عقیده رواج دادند. اولین ندا از شخصی شنیده شد به نام «محمد عبیدالله افندی»كه در شهر آستانه روزنامه ای را به زبان عربی و به منظور فریب مردم عرب زبان و گمراه ساختن آنان, تاسیس كرد.
پاورقیها
[1] . شیخ حسن سعید, دایره المعارف قرآن كریم , 281 [2] . مجله «الازهر», سال هفتم , 1355 مقاله «فى ترجمه القرآن الكریم و احكامها«, شیخ مصطفى مراغى . [3] . كیهان اندیشه , شماره 40(بهمن و اسفند 1370, ص 34 مقاله «تمهیدى بر ترجمه قرآن », سید حسین سیدى . [4] . جرجى زیدان , تاریخ آداب اللغه العربیه, 531دارالهلال , 1957 [5] . محمد بن جریر طبرى , تفسیر طذبرى , تحقیق محمود شاكر, 121 [6] . ابن أبى الاصبع , بدیع القرآن 42 ترجمه دكتر سید على میرلوحى , انتشارات آستان قدس رضوى . [7] . كیهان اندیشه , شماره 28(بهمن و اسفند 1368, ص 210 مقاله «ترجمه قرآن به زبان هاى اروپایى », سید هادى خسرو شاهى . [8] . ابن سعد, الطبقات الكبراى , 3851 [9] . نشریه تحقیقات اسلامى , سال دوم , شمار 1 ص 1و 2 [10] . ررس س حب نام شهرى است در فرانسه . [11] . شیخ آقا بزرگ طهرانى , الذریعه الى تصانیف الشیعه , 1244 دارالاضواء, بیروت . [12] . دكتر محمد صالح البنداق , المستشرقون و ترجمه القرآن , 95 96 منشورات دارالافاق الجدیده , چاپ دوم . [13] . كیهان اندیشه , شماره 28 ص 212 [14] . همان 213 |