پاسخ به:گپ و گفت با مسعود كرامتي
چهارشنبه 22 شهریور 1391 3:42 PM
من به حس در بازيگري خيلي اعتقاد دارم، هرچند نميشود در بازيگري منكر تكنيك شد. بخصوص اينكه تكنيك جزو ملزومات بازيگري سينماست، ولي شخصا بشدت معتقدم بازيگر بايد از نظر حسي درگير لحظات بازياش باشد.
من تا به حال اينقدر درگير نشدهام و نديدهام كسي چنين اتفاقي برايش بيفتد. اگر هم شنيده باشم، راستش بيشتر به نظرم ادا آمده است. چون در بازيگري ما بايد پرسوناژ را بشناسيم و ابعاد و ظرايفش را بدانيم و در موقعيتهايي كه فيلمنامه پيشنهاد ميدهد، آن را بازي كنيم و واكنشهاي حسي داشته باشيم. نه به اين معنا كه وقتي بازي ميكنم، نميفهمم چه اتفاقي ميافتد، اينكه بازيگري نيست و يكجور جنون و ديوانگي است. در بازيگري شما بايد تكنيك استفاده از حس را در موقعيت خاص از طريق كاراكتر بروز دهيد كه به آن دانش بازيگري ميگويند. يك بازيگر بايد اين دانش را داشته باشد و در هر موقعيتي كه كارگردان اراده ميكند، بازي كند.
سوال خوبي است. من اتفاقا به بازيگران جوانمان اعتقاد دارم و فكر ميكنم آينده خوبي در انتظارشان است، نه همهشان البته. ولي واقعيت اين است كه بعضي از بازيگران جوان ما، طوري نقششان را بازي كردهاند كه قطعا يك بازيگر قديمي نميتوانست بازي كند. بازي برخي جوانها را كه ميبينم، احساسم اين است چقدر اينها پيشرفت كردهاند و نگاهشان، نگاه عميقتري است. چون به نظر من وسعت نظر، افق ديد و دانش عمومي به عرصه بازيگري كمك ميكند.
آزاده کریمی - گروه فرهنگ و هنر