در واقع اين دو فيلم به لحاظ موقعيت، كاراكتر و فيلمنامه ربطي به هم نداشت و كليت فيلمنامه مرا جذب كرد. ضد‌گلوله، روايتي از يك واقعه است به اسم جنگ ايران و عراق كه در يك موقعيت خاص روايت مي‌شود و لحن كمدي دارد.

نكته‌اي كه اشاره كرديد درست است، خشونت جزو پارامترهايي بود كه از همان ابتدا با مصطفي درباره‌اش صحبت كرده بوديم. خشونت متعلق به پرويز هست و مي‌تواند باشد، چون فضايي كه در آن زندگي مي‌كند، فضاي پرتنش و خشني است. ضمن اين‌كه وقايعي كه بر پرويز گذشته است، او را عصبي كرده و او حق دارد كه عصبي باشد.

من مهدي را از قبل مي‌شناختم و به‌عنوان بازيگر در فيلم‌هاي «روز كارنامه» و «چراغ جادو» من بازي كرده بود كه البته من در سمت كارگردان بودم. هميشه معتقدم او بسيار بازيگر خوبي است و منضبط و حرفه‌اي عمل مي‌كند و مهم‌تر از همه، پارتنر خوبي براي بازيگر نقش مقابلش است. اين ويژگي‌ها در ضد‌گلوله هم وجود داشت و مي‌توانم بگويم با حضور او حس خوبي داشتم و به ما خيلي خوش مي‌گذشت. گروه، گروه خوبي بود و با كارگردان هم تفاهم داشتيم و همه چيز دست به دست هم داد تا يك اتفاق خوب بيفتد. ضمن اين‌كه فكر مي‌كنم يك زوج قابل قبولي به وجود آمد.