پاسخ به:گپ و گفت با مسعود كرامتي
چهارشنبه 22 شهریور 1391 3:40 PM
دقيقا همان چيزي كه بازي كردم. كاراكتري كه در وهله اول يك جاهايي و يك لحظاتي به دليل شرايط ويژه جسمي و رواني كه در جنگ برايش به وجود آمده، به هم ميريزد و آشفته ميشود. اما عمدهترين وجه كاراكتر براي من اين بود كه فكر ميكردم بايد دوستداشتني باشد و تماشاچي او را دوست داشته باشد.
من واقعا نگراني بابت كمدي بودن فيلم نداشتم. وقتي فيلمنامه را خواندم و همان مقطع هم متوجه شدم كه مهدي هاشمي قرارداد بسته است، خيالم راحت شد. ضمن اينكه بازيگران ديگر نقشها از بچههاي تئاتر بودند و با صحبتهايي كه با مصطفي داشتم، نگاه او را به مقوله كمدي دريافتم و نگراني نداشتم.
در واقع متوجه شدم آن كمدي كه نگرانكننده است (و اين نگراني هم درست است)، در اين فيلم نيست. اصل اين ماجرا در واقع برميگردد به نگاه سازندگان اين آثار و نگاهشان به مقوله طنز و كمدي.
اگر بخواهم بگويم كه كمديهايي كه مدنظر شماست، نگاه هجوگونه يا رفتارها، ديالوگها و موقعيتهاي سخيف دارد (كه نوعي است در جاي خودش، هرچند كه آنها را دوست ندارم) ولي مطمئن بودم ضدگلوله از اين نوع نيست؛ چون هم فيلمنامه وزني براي خودش داشت و هم آدمهايي كه براي اين كار دور هم جمع شده بودند، متوجه بودند كه به آن سمت و سو نروند. براي ما ضدگلوله فيلم جدي بود كه بايد خوب پرداخته ميشد تا براي تماشاچي سرگرمكننده، شاديآور و جذاب باشد و در عين حال از هجو كمدي سخيف فاصله بگيرد.