21. تسبیح فرشتگان



آغاز هشت سوره قرآن، با تسبیح خداوند مى‏باشد: اسراء، نحل، حدید، حشر، صف، جمعه، تغابن و اعلى. و بیش از نود بار این واژه در قرآن آمده است، در حالى كه تنها چهار سوره با حمد الهى آغاز مى‏گردد: حمد، انعام، سبأ و فاطر. و حدود هفتاد بار این واژه با مشتقاتش بكار رفته است. شاید رمز غلبه تسبیح بر حمد خداوند، اهمیّت مبارزه با شرك و خرافات و فراوانى آن در عقاید بشرى و تقدّم پیرایش بر آرایش باشد. همان گونه كه در اذكار نماز، «سبحان اللّه» مقدّم بر «الحمدللّه» است.
در جهان‏بینى الهى، تمام هستى در حال تسبیح خداوند است، گرچه ما آن را نفهمیم «و ان من شى‏ء الاّ یسبّح بحمده ولكن لاتفقهون تسبیحهم» و این تسبیح، آگاهانه است. «كلٌّ قد علم صلاته و تسبیحه»
قرآن، نام برخى از تسبیح كنندگان را به خصوص ذكر كرده است:
الف) فرشتگان. «نحن نسبّح بحمدك»
ب) رعد. «یسبّح الرّعد بحمده»
ج) پرندگان. «الم‏تر انّ اللّه یسبّح له مَن فى السّموات و الارض و الطّیر»
د) كوهها. «سخّرنا مع داود الجبال یسبّحن»
تسبیح خداوند، وسیله‏ى نجات از گرفتارى است. «فلولا انّه كان من المسبّحین للبث فى بطنه الى یوم یبعثون» اگر یونس اهل تسبیح نبود، تا روز قیامت در شكم ماهى باقى مى‏ماند.
 
 
22. تسبیح موجودات


همه‏ى هستى براى خداوند تسبیح و سجده و قنوت دارند. برخى مفسّران این تسبیح را تسبیح تكوینى دانسته‏اند، یعنى ساختار وجودىِ هر ذرّه‏اى از عالم، نشان از اراده، حكمت، علم و عدل خدا دارد.
بعضى دیگر معتقدند كه هستى، شعور و علم دارد و همه در حال تسبیح‏اند، ولى گوش ما صداى آنها را نمى‏شنود. این نظر با ظاهر آیات سازگارتر است. نطق داشتن اشیا محال نیست، چون در قیامت تحقّق مى‏یابد، «اَنطق كلّ شى» حتّى سنگ هم علم و خشیت دارد و از خوف خدا از كوه سقوط مى‏كند، «و اِنّ منها لما یَهبط من خشیة اللّه» حضرت سلیمان سخن مورچه را مى‏فهمید و منطق الطیر مى‏دانست. هدهد انحراف مردم را تشخیص مى‏داد كه نزد سلیمان آمد و گزارش داد. خداوند كوهها را مخاطب قرار داده: «یا جبال اوّبى معه» اى كوهها! همراه با داود نیایش كنید. در قرآن علاوه بر این موارد از تسبیحِ دیگر موجودات نیز سخن به میان آمده است.
جمله ذرات عالم در نهان‏
با تو مى‏گویند روزان و شبان‏
ما سمیعیم و بصیریم و هُشیم‏
با شما نامحرمان، ما خامشیم‏
تسبیح‏گویى حیوانات و موجودات، در روایات هم آمده است، از جمله:
الف: به چهره‏ى حیوانات سیلى نزنید، كه تسبیح خدا مى‏گویند.
ب: هرگاه صید تسبیح نگوید، شكارِ صیّاد مى‏شود.
ج: هیچ درختى قطع نمى‏شود، مگر به خاطر ترك تسبیح او.
د: سنگریزه در دست پیامبراكرم‏صلى الله علیه وآله به نبوّت او گواهى داد.
ه: زنبور عسل تسبیح مى‏گوید.
ح: صداى گنجشك‏ها تسبیح آنهاست.
همه‏ى این روایات، گویاى تسبیح واقعى است، نه زبان حال.
هركس به زبانى صفت حمد تو گوید
بلبل به غزلخوانى و قُمرى به ترانه‏
 
 
 
23. نگه‏دارنده آسمان و زمین


آیاتى در قرآن برنگهدارى آسمان‏ها (وزمین) توسط خدا دلالت مى‏كند، از جمله:
الف: «اللَّه الّذى رفع السّموات بغیر عمد ترونها»
ب: «ان اللَّه یمسك السموات والارض ان تزولا ولئن زالتا ان امسكهما من احد من بعده» همانا خداوند آسمان‏ها و زمین را از سقوط حفظ مى‏كند و اگر روى به سقوط نهند، هیچكس جز او نمى‏تواند آنها را نگهدارد.
ج: «و یمسك السماء ان تقع على الارض الاّ باذنه» و خداوند از سقوط آسمان بر زمین جلوگیرى مى‏كند.
 
 
24. كارهاى بزرگ با ابزارهاى كوچك


گاهى خداوند كارهاى بزرگ را با وسیله‏هاى كوچك انجام مى‏دهد. مثلاً سرنگونى سپاه ابرهه را با پرندگان ابابیل، حفظ جان پیامبر اسلام را با تار عنكبوت، آموزش دفن میّت را با كلاغ، اثبات پاكى مریم‏علیها السلام را با سخن گفتن نوزاد، پاكى یوسف را با پاره شدن پیراهن، ایمان آوردن یك كشور را با سفر هُدهُد و كشف اصحاب كهف را با نمونه پول، تحقّق بخشیده است.
 
 
 

25. برنامه‏هاى الهى بر اساس حكمت


تمام برنامه‏هاى الهى بر اساس حكمت و دلیل است:
دلیل نبوّت، نجات مردم است. «لیخرجكم من الظلمات الى النّور»
دلیل نماز، یاد او و تشكر از اوست. «أقم الصّلاة لذكرى»
دلیل روزه، تقواست. «كتب علیكم الصّیام... لعلّكم تتقون»
دلیل حج، حضور و شركت در منافع است. «لیشهدوا منافع لهم»
دلیل جهاد، رفع فتنه و حفظ مكتب است. «حتى لاتكون فتنة»
دلیل قصاص، زندگى شرافتمندانه است. «و لكم فى القصاص حیاة»
دلیل حجاب، تزكیه و تطهیر قلوب است. «ذلكم اطهر لقلوبكم و قلوبهنّ»
دلیل زكات، پاكى است. «خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم»
دلیل تحریم شراب و قمار، بازماندن از راه خداست. «یصدّكم عن ذكر اللّه و عن الصّلاة»
نجات بشر از تاریكى‏هاى جهل و ظلم و شرك و خرافه و تفرقه، تنها در گرو روى‏آوردن به نور وحى است. «كتاب انزلناه الیك لتخرج الناس من الظلمات الى النور»
 
 
 

26. كارهاى خدا برترین كارها



تمام كارهاى خداوند بهترین است:
آفرینش او بهترین است: «فتبارك اللّه احسن الخالقین»
كتاب قرآن او بهترین است: «نزّل احسن الحدیث»
قصه‏هاى او بهترین است: «احسن القصص»
نام‏هاى او بهترین است: «وللّه الاسماء الحسنى‏»
پاداش‏هاى بر بهترین است: «فله جزاء الحسنى‏»
وعده‏هاى او بهترین وعده‏هاست: «وعداللّه الحسنى‏»
حكم او بهترین حكم‏ها است: «و من احسن من اللّه حكماً»
 
 

27. برترین كارهاى انسان‏


خداوند كه خود بهترین است از ما نیز خواسته كه در تمام كارها، بهترین‏ها را انتخاب كنیم. مثلاً:
در گفتار، بهترین سخن را بگوئیم: «یقولوا الّتى هى احسن»
در عمل، بهترین را انجام دهیم: «احسن عملاً»
در برخورد، بهترین رفتار را داشته باشیم: «ادفع باللتى هى احسن»
در مجادله و گفتگو، بهترین شیوه را انتخاب كنیم: «جادلهم بالتى هى احسن»
در سپاسگزارى و تشكر، بهترین روش را داشته باشیم: «فحیّوا باحسن»
در میان شنیده‏ها بهترین را انتخاب و عمل كنیم: «یستمعون القول فیتبعون احسنه»
در تصرّف در مال یتیم، با بهترین شیوه عمل كنیم: «لاتقربوا مال الیتیم الاّ باللتى هى احسن»
در انگیزه، با بهترین نیت كه اخلاص و قصد قربت است، عمل خود را رنگى الهى دهیم: «و من احسن من اللّه صبغة»
 
 
 
28. آفریده‏هاى خدا و تولیدات انسان‏


آفریده‏هاى خداوند با تولیدات انسان تفاوت‏هایى دارد، از جمله:
1. تولیدات انسان محدود و در بعضى زمینه‏ها تولید دارد، امّا خداوند همه چیز را مى‏آفریند. «خلق كلّ شى‏ء»
2. تولیدات انسان گاهى لغو است، امّا خداوند همه چیز را هدفمند آفریده است. «خلق اللّه السّموات و الارض بالحق»
3. در تولیدات انسان افراط و تفریط است، امّا آفرینش خداوند به اندازه است. «انا كل شى‏ء خلقناه بقدر»
4. تولیدگران معمولاً پس از تولید نظارتى بر تولید ندارد، امّا خداوند هرگز از آفرینش عاجز نمى‏شود. «و لم یعى بخلقهن»
5. تولیدگر معمولاً پس از تولید نظارتى از تولید ندارد، امّا خداوند هرگز از مخلوقاتش غافل نمى‏شود. «و ما كنا عن الخلق غافلین»
6. انسان گاهى از تولید خسته و كسل مى‏شود، امّا خداوند هرگز از آفرینش خسته نمى‏شود. «ما مسّنا من لغوب»
7. خداوند، از طریق زوجیت، بقاى موجودات را تضمین نموده است. «و من كل شى‏ءٍ خلقنا زوجین»
8. خدا، همه آفریده‏هاى خود را هدایت تكوینى مى‏كند. «اعطى كل شى‏ء خلقه ثم هدى»
9. همه آفریده‏ها، در نهایت به سوى او بازمى‏گردند. «خلق السّموات و الارض... الیه المصیر»
 
 
29. رحمانیت خداوند


خداوند، رحمان است. «الرّحمن»
پیامبرش، مایه‏ى رحمت است. «و ما ارسلناك الاّ رحمة للعالمین»
قرآنش نیز رحمت است. «هدىً و رحمة للمؤمنین»
«رحمن» نام مخصوص خداوند است كه 169 بار در قرآن آمده و 114 مرتبه در هر «بسم‏اللّه» تكرار شده است.
در مواردى از قرآن، كلمه «الرّحمن» به جاى «اللّه» بكار رفته است:
«قالوا اتّخذ اللّه ولدا»(189)؛ «قالوا اتّخذ الرّحمن ولدا»
«اتاكم عذاب اللّه»(191)؛ «یَمسّك عذاب من الرّحمن»
«قل ادعوا اللّه او ادعوا الرّحمن»
 
 

30. جلوه‏هاى رحمت خداوند


علمى جلوه‏ى رحمت است كه آموزش خدا باشد. «الرّحمن علّم»
علمى جلوه‏ى رحمت است كه جامع باشد است. «تبیاناً لكلّ شى‏ء»
علمى جلوه‏ى رحمت است كه پاداشى از ما نخواهد و بر اساس رحمت باشد. «الرّحمن علّم»
علمى جلوه‏ى رحمت است كه در هر زمان كاربرد داشته باشد.
علمى جلوه‏ى رحمت است كه بصیرت آفرین و تقوا آفرین باشد.
علمى جلوه‏ى رحمت است كه سعادت فرد و جامعه و این جهان و آن جهان را تأمین كند.