پاسخ به: 400 نكته از تفسیر نور
یک شنبه 2 مهر 1391 5:11 PM
21. تسبیح فرشتگان
آغاز هشت سوره قرآن، با تسبیح خداوند مىباشد: اسراء، نحل، حدید، حشر، صف، جمعه، تغابن و اعلى. و بیش از نود بار این واژه در قرآن آمده است، در حالى كه تنها چهار سوره با حمد الهى آغاز مىگردد: حمد، انعام، سبأ و فاطر. و حدود هفتاد بار این واژه با مشتقاتش بكار رفته است. شاید رمز غلبه تسبیح بر حمد خداوند، اهمیّت مبارزه با شرك و خرافات و فراوانى آن در عقاید بشرى و تقدّم پیرایش بر آرایش باشد. همان گونه كه در اذكار نماز، «سبحان اللّه» مقدّم بر «الحمدللّه» است.
در جهانبینى الهى، تمام هستى در حال تسبیح خداوند است، گرچه ما آن را نفهمیم «و ان من شىء الاّ یسبّح بحمده ولكن لاتفقهون تسبیحهم» و این تسبیح، آگاهانه است. «كلٌّ قد علم صلاته و تسبیحه»
قرآن، نام برخى از تسبیح كنندگان را به خصوص ذكر كرده است:
الف) فرشتگان. «نحن نسبّح بحمدك»
ب) رعد. «یسبّح الرّعد بحمده»
ج) پرندگان. «المتر انّ اللّه یسبّح له مَن فى السّموات و الارض و الطّیر»
د) كوهها. «سخّرنا مع داود الجبال یسبّحن»
تسبیح خداوند، وسیلهى نجات از گرفتارى است. «فلولا انّه كان من المسبّحین للبث فى بطنه الى یوم یبعثون» اگر یونس اهل تسبیح نبود، تا روز قیامت در شكم ماهى باقى مىماند.
22. تسبیح موجودات
همهى هستى براى خداوند تسبیح و سجده و قنوت دارند. برخى مفسّران این تسبیح را تسبیح تكوینى دانستهاند، یعنى ساختار وجودىِ هر ذرّهاى از عالم، نشان از اراده، حكمت، علم و عدل خدا دارد.
بعضى دیگر معتقدند كه هستى، شعور و علم دارد و همه در حال تسبیحاند، ولى گوش ما صداى آنها را نمىشنود. این نظر با ظاهر آیات سازگارتر است. نطق داشتن اشیا محال نیست، چون در قیامت تحقّق مىیابد، «اَنطق كلّ شى» حتّى سنگ هم علم و خشیت دارد و از خوف خدا از كوه سقوط مىكند، «و اِنّ منها لما یَهبط من خشیة اللّه» حضرت سلیمان سخن مورچه را مىفهمید و منطق الطیر مىدانست. هدهد انحراف مردم را تشخیص مىداد كه نزد سلیمان آمد و گزارش داد. خداوند كوهها را مخاطب قرار داده: «یا جبال اوّبى معه» اى كوهها! همراه با داود نیایش كنید. در قرآن علاوه بر این موارد از تسبیحِ دیگر موجودات نیز سخن به میان آمده است.
جمله ذرات عالم در نهان
با تو مىگویند روزان و شبان
ما سمیعیم و بصیریم و هُشیم
با شما نامحرمان، ما خامشیم
تسبیحگویى حیوانات و موجودات، در روایات هم آمده است، از جمله:
الف: به چهرهى حیوانات سیلى نزنید، كه تسبیح خدا مىگویند.
ب: هرگاه صید تسبیح نگوید، شكارِ صیّاد مىشود.
ج: هیچ درختى قطع نمىشود، مگر به خاطر ترك تسبیح او.
د: سنگریزه در دست پیامبراكرمصلى الله علیه وآله به نبوّت او گواهى داد.
ه: زنبور عسل تسبیح مىگوید.
ح: صداى گنجشكها تسبیح آنهاست.
همهى این روایات، گویاى تسبیح واقعى است، نه زبان حال.
هركس به زبانى صفت حمد تو گوید
بلبل به غزلخوانى و قُمرى به ترانه
همهى هستى براى خداوند تسبیح و سجده و قنوت دارند. برخى مفسّران این تسبیح را تسبیح تكوینى دانستهاند، یعنى ساختار وجودىِ هر ذرّهاى از عالم، نشان از اراده، حكمت، علم و عدل خدا دارد.
بعضى دیگر معتقدند كه هستى، شعور و علم دارد و همه در حال تسبیحاند، ولى گوش ما صداى آنها را نمىشنود. این نظر با ظاهر آیات سازگارتر است. نطق داشتن اشیا محال نیست، چون در قیامت تحقّق مىیابد، «اَنطق كلّ شى» حتّى سنگ هم علم و خشیت دارد و از خوف خدا از كوه سقوط مىكند، «و اِنّ منها لما یَهبط من خشیة اللّه» حضرت سلیمان سخن مورچه را مىفهمید و منطق الطیر مىدانست. هدهد انحراف مردم را تشخیص مىداد كه نزد سلیمان آمد و گزارش داد. خداوند كوهها را مخاطب قرار داده: «یا جبال اوّبى معه» اى كوهها! همراه با داود نیایش كنید. در قرآن علاوه بر این موارد از تسبیحِ دیگر موجودات نیز سخن به میان آمده است.
جمله ذرات عالم در نهان
با تو مىگویند روزان و شبان
ما سمیعیم و بصیریم و هُشیم
با شما نامحرمان، ما خامشیم
تسبیحگویى حیوانات و موجودات، در روایات هم آمده است، از جمله:
الف: به چهرهى حیوانات سیلى نزنید، كه تسبیح خدا مىگویند.
ب: هرگاه صید تسبیح نگوید، شكارِ صیّاد مىشود.
ج: هیچ درختى قطع نمىشود، مگر به خاطر ترك تسبیح او.
د: سنگریزه در دست پیامبراكرمصلى الله علیه وآله به نبوّت او گواهى داد.
ه: زنبور عسل تسبیح مىگوید.
ح: صداى گنجشكها تسبیح آنهاست.
همهى این روایات، گویاى تسبیح واقعى است، نه زبان حال.
هركس به زبانى صفت حمد تو گوید
بلبل به غزلخوانى و قُمرى به ترانه
23. نگهدارنده آسمان و زمین
آیاتى در قرآن برنگهدارى آسمانها (وزمین) توسط خدا دلالت مىكند، از جمله:
الف: «اللَّه الّذى رفع السّموات بغیر عمد ترونها»
ب: «ان اللَّه یمسك السموات والارض ان تزولا ولئن زالتا ان امسكهما من احد من بعده» همانا خداوند آسمانها و زمین را از سقوط حفظ مىكند و اگر روى به سقوط نهند، هیچكس جز او نمىتواند آنها را نگهدارد.
ج: «و یمسك السماء ان تقع على الارض الاّ باذنه» و خداوند از سقوط آسمان بر زمین جلوگیرى مىكند.
آیاتى در قرآن برنگهدارى آسمانها (وزمین) توسط خدا دلالت مىكند، از جمله:
الف: «اللَّه الّذى رفع السّموات بغیر عمد ترونها»
ب: «ان اللَّه یمسك السموات والارض ان تزولا ولئن زالتا ان امسكهما من احد من بعده» همانا خداوند آسمانها و زمین را از سقوط حفظ مىكند و اگر روى به سقوط نهند، هیچكس جز او نمىتواند آنها را نگهدارد.
ج: «و یمسك السماء ان تقع على الارض الاّ باذنه» و خداوند از سقوط آسمان بر زمین جلوگیرى مىكند.
24. كارهاى بزرگ با ابزارهاى كوچك
گاهى خداوند كارهاى بزرگ را با وسیلههاى كوچك انجام مىدهد. مثلاً سرنگونى سپاه ابرهه را با پرندگان ابابیل، حفظ جان پیامبر اسلام را با تار عنكبوت، آموزش دفن میّت را با كلاغ، اثبات پاكى مریمعلیها السلام را با سخن گفتن نوزاد، پاكى یوسف را با پاره شدن پیراهن، ایمان آوردن یك كشور را با سفر هُدهُد و كشف اصحاب كهف را با نمونه پول، تحقّق بخشیده است.
گاهى خداوند كارهاى بزرگ را با وسیلههاى كوچك انجام مىدهد. مثلاً سرنگونى سپاه ابرهه را با پرندگان ابابیل، حفظ جان پیامبر اسلام را با تار عنكبوت، آموزش دفن میّت را با كلاغ، اثبات پاكى مریمعلیها السلام را با سخن گفتن نوزاد، پاكى یوسف را با پاره شدن پیراهن، ایمان آوردن یك كشور را با سفر هُدهُد و كشف اصحاب كهف را با نمونه پول، تحقّق بخشیده است.
25. برنامههاى الهى بر اساس حكمت
تمام برنامههاى الهى بر اساس حكمت و دلیل است:
دلیل نبوّت، نجات مردم است. «لیخرجكم من الظلمات الى النّور»
دلیل نماز، یاد او و تشكر از اوست. «أقم الصّلاة لذكرى»
دلیل روزه، تقواست. «كتب علیكم الصّیام... لعلّكم تتقون»
دلیل حج، حضور و شركت در منافع است. «لیشهدوا منافع لهم»
دلیل جهاد، رفع فتنه و حفظ مكتب است. «حتى لاتكون فتنة»
دلیل قصاص، زندگى شرافتمندانه است. «و لكم فى القصاص حیاة»
دلیل حجاب، تزكیه و تطهیر قلوب است. «ذلكم اطهر لقلوبكم و قلوبهنّ»
دلیل زكات، پاكى است. «خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم»
دلیل تحریم شراب و قمار، بازماندن از راه خداست. «یصدّكم عن ذكر اللّه و عن الصّلاة»
نجات بشر از تاریكىهاى جهل و ظلم و شرك و خرافه و تفرقه، تنها در گرو روىآوردن به نور وحى است. «كتاب انزلناه الیك لتخرج الناس من الظلمات الى النور»
تمام برنامههاى الهى بر اساس حكمت و دلیل است:
دلیل نبوّت، نجات مردم است. «لیخرجكم من الظلمات الى النّور»
دلیل نماز، یاد او و تشكر از اوست. «أقم الصّلاة لذكرى»
دلیل روزه، تقواست. «كتب علیكم الصّیام... لعلّكم تتقون»
دلیل حج، حضور و شركت در منافع است. «لیشهدوا منافع لهم»
دلیل جهاد، رفع فتنه و حفظ مكتب است. «حتى لاتكون فتنة»
دلیل قصاص، زندگى شرافتمندانه است. «و لكم فى القصاص حیاة»
دلیل حجاب، تزكیه و تطهیر قلوب است. «ذلكم اطهر لقلوبكم و قلوبهنّ»
دلیل زكات، پاكى است. «خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم»
دلیل تحریم شراب و قمار، بازماندن از راه خداست. «یصدّكم عن ذكر اللّه و عن الصّلاة»
نجات بشر از تاریكىهاى جهل و ظلم و شرك و خرافه و تفرقه، تنها در گرو روىآوردن به نور وحى است. «كتاب انزلناه الیك لتخرج الناس من الظلمات الى النور»
26. كارهاى خدا برترین كارها
تمام كارهاى خداوند بهترین است:
آفرینش او بهترین است: «فتبارك اللّه احسن الخالقین»
كتاب قرآن او بهترین است: «نزّل احسن الحدیث»
قصههاى او بهترین است: «احسن القصص»
نامهاى او بهترین است: «وللّه الاسماء الحسنى»
پاداشهاى بر بهترین است: «فله جزاء الحسنى»
وعدههاى او بهترین وعدههاست: «وعداللّه الحسنى»
حكم او بهترین حكمها است: «و من احسن من اللّه حكماً»
27. برترین كارهاى انسان
خداوند كه خود بهترین است از ما نیز خواسته كه در تمام كارها، بهترینها را انتخاب كنیم. مثلاً:
در گفتار، بهترین سخن را بگوئیم: «یقولوا الّتى هى احسن»
در عمل، بهترین را انجام دهیم: «احسن عملاً»
در برخورد، بهترین رفتار را داشته باشیم: «ادفع باللتى هى احسن»
در مجادله و گفتگو، بهترین شیوه را انتخاب كنیم: «جادلهم بالتى هى احسن»
در سپاسگزارى و تشكر، بهترین روش را داشته باشیم: «فحیّوا باحسن»
در میان شنیدهها بهترین را انتخاب و عمل كنیم: «یستمعون القول فیتبعون احسنه»
در تصرّف در مال یتیم، با بهترین شیوه عمل كنیم: «لاتقربوا مال الیتیم الاّ باللتى هى احسن»
در انگیزه، با بهترین نیت كه اخلاص و قصد قربت است، عمل خود را رنگى الهى دهیم: «و من احسن من اللّه صبغة»
خداوند كه خود بهترین است از ما نیز خواسته كه در تمام كارها، بهترینها را انتخاب كنیم. مثلاً:
در گفتار، بهترین سخن را بگوئیم: «یقولوا الّتى هى احسن»
در عمل، بهترین را انجام دهیم: «احسن عملاً»
در برخورد، بهترین رفتار را داشته باشیم: «ادفع باللتى هى احسن»
در مجادله و گفتگو، بهترین شیوه را انتخاب كنیم: «جادلهم بالتى هى احسن»
در سپاسگزارى و تشكر، بهترین روش را داشته باشیم: «فحیّوا باحسن»
در میان شنیدهها بهترین را انتخاب و عمل كنیم: «یستمعون القول فیتبعون احسنه»
در تصرّف در مال یتیم، با بهترین شیوه عمل كنیم: «لاتقربوا مال الیتیم الاّ باللتى هى احسن»
در انگیزه، با بهترین نیت كه اخلاص و قصد قربت است، عمل خود را رنگى الهى دهیم: «و من احسن من اللّه صبغة»
28. آفریدههاى خدا و تولیدات انسان
آفریدههاى خداوند با تولیدات انسان تفاوتهایى دارد، از جمله:
1. تولیدات انسان محدود و در بعضى زمینهها تولید دارد، امّا خداوند همه چیز را مىآفریند. «خلق كلّ شىء»
2. تولیدات انسان گاهى لغو است، امّا خداوند همه چیز را هدفمند آفریده است. «خلق اللّه السّموات و الارض بالحق»
3. در تولیدات انسان افراط و تفریط است، امّا آفرینش خداوند به اندازه است. «انا كل شىء خلقناه بقدر»
4. تولیدگران معمولاً پس از تولید نظارتى بر تولید ندارد، امّا خداوند هرگز از آفرینش عاجز نمىشود. «و لم یعى بخلقهن»
5. تولیدگر معمولاً پس از تولید نظارتى از تولید ندارد، امّا خداوند هرگز از مخلوقاتش غافل نمىشود. «و ما كنا عن الخلق غافلین»
6. انسان گاهى از تولید خسته و كسل مىشود، امّا خداوند هرگز از آفرینش خسته نمىشود. «ما مسّنا من لغوب»
7. خداوند، از طریق زوجیت، بقاى موجودات را تضمین نموده است. «و من كل شىءٍ خلقنا زوجین»
8. خدا، همه آفریدههاى خود را هدایت تكوینى مىكند. «اعطى كل شىء خلقه ثم هدى»
9. همه آفریدهها، در نهایت به سوى او بازمىگردند. «خلق السّموات و الارض... الیه المصیر»
آفریدههاى خداوند با تولیدات انسان تفاوتهایى دارد، از جمله:
1. تولیدات انسان محدود و در بعضى زمینهها تولید دارد، امّا خداوند همه چیز را مىآفریند. «خلق كلّ شىء»
2. تولیدات انسان گاهى لغو است، امّا خداوند همه چیز را هدفمند آفریده است. «خلق اللّه السّموات و الارض بالحق»
3. در تولیدات انسان افراط و تفریط است، امّا آفرینش خداوند به اندازه است. «انا كل شىء خلقناه بقدر»
4. تولیدگران معمولاً پس از تولید نظارتى بر تولید ندارد، امّا خداوند هرگز از آفرینش عاجز نمىشود. «و لم یعى بخلقهن»
5. تولیدگر معمولاً پس از تولید نظارتى از تولید ندارد، امّا خداوند هرگز از مخلوقاتش غافل نمىشود. «و ما كنا عن الخلق غافلین»
6. انسان گاهى از تولید خسته و كسل مىشود، امّا خداوند هرگز از آفرینش خسته نمىشود. «ما مسّنا من لغوب»
7. خداوند، از طریق زوجیت، بقاى موجودات را تضمین نموده است. «و من كل شىءٍ خلقنا زوجین»
8. خدا، همه آفریدههاى خود را هدایت تكوینى مىكند. «اعطى كل شىء خلقه ثم هدى»
9. همه آفریدهها، در نهایت به سوى او بازمىگردند. «خلق السّموات و الارض... الیه المصیر»
29. رحمانیت خداوند
خداوند، رحمان است. «الرّحمن»
پیامبرش، مایهى رحمت است. «و ما ارسلناك الاّ رحمة للعالمین»
قرآنش نیز رحمت است. «هدىً و رحمة للمؤمنین»
«رحمن» نام مخصوص خداوند است كه 169 بار در قرآن آمده و 114 مرتبه در هر «بسماللّه» تكرار شده است.
در مواردى از قرآن، كلمه «الرّحمن» به جاى «اللّه» بكار رفته است:
«قالوا اتّخذ اللّه ولدا»(189)؛ «قالوا اتّخذ الرّحمن ولدا»
«اتاكم عذاب اللّه»(191)؛ «یَمسّك عذاب من الرّحمن»
«قل ادعوا اللّه او ادعوا الرّحمن»
خداوند، رحمان است. «الرّحمن»
پیامبرش، مایهى رحمت است. «و ما ارسلناك الاّ رحمة للعالمین»
قرآنش نیز رحمت است. «هدىً و رحمة للمؤمنین»
«رحمن» نام مخصوص خداوند است كه 169 بار در قرآن آمده و 114 مرتبه در هر «بسماللّه» تكرار شده است.
در مواردى از قرآن، كلمه «الرّحمن» به جاى «اللّه» بكار رفته است:
«قالوا اتّخذ اللّه ولدا»(189)؛ «قالوا اتّخذ الرّحمن ولدا»
«اتاكم عذاب اللّه»(191)؛ «یَمسّك عذاب من الرّحمن»
«قل ادعوا اللّه او ادعوا الرّحمن»
30. جلوههاى رحمت خداوند
علمى جلوهى رحمت است كه آموزش خدا باشد. «الرّحمن علّم»
علمى جلوهى رحمت است كه جامع باشد است. «تبیاناً لكلّ شىء»
علمى جلوهى رحمت است كه پاداشى از ما نخواهد و بر اساس رحمت باشد. «الرّحمن علّم»
علمى جلوهى رحمت است كه در هر زمان كاربرد داشته باشد.
علمى جلوهى رحمت است كه بصیرت آفرین و تقوا آفرین باشد.
علمى جلوهى رحمت است كه سعادت فرد و جامعه و این جهان و آن جهان را تأمین كند.