15. وعده‏هاى خداوند


خداوند متعال وعده داده است كه ستمگران نابود و اولیاى او حاكم شوند وچون تاكنون این وعده به صورت گسترده محقّق نشده، در زمان ظهور امام زمان‏علیه السلام عملى خواهد شد.
قرآن كریم بارها وعده داده است كه «اولیاى خدا بر زمین حاكم خواهند شد و دشمنان آنان به هلاكت خواهند رسید.» در این جاسه مورد را ذكر مى‏كنیم:
الف: «انّ جُندَنا لهم الغالبون» همانا لشكر ما قطعاً پیروز است.
ب: «و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلین انّهم لهم المنصورون» حرف ما نسبت به انبیا قطعى است كه آن‏ها پیروزند.
ج: «اَنّ الارض یرثُها عِبادى الصالحون » وارث زمین بندگان شایسته من خواهند بود.
به هر حال، پیروزى حقّ بر باطل و تشكیل حكومت الهى به دست مردان خدا از وعده‏هاى قطعى و مكرّر قرآن است.
 
 

16. وجوب رحمت و شرط دریافت آن



موضوع وجوب رحمت بر خدا، «كتب على نفسه الرّحمة»، در قرآن دوبار آنهم در این سوره (آیات 12 و54) آمده است.
خداوند همان گونه كه بر ما تكالیفى واجب كرده است، وظایفى را هم بر خود مقرّر فرموده؛ از جمله:
1. هدایت كردن: «اِنّ علینا للهدى»
2. رزق دادن: «على اللّه رزقها»
3. لطف كردن: «كتب على نفسه الرّحمة»
4. پیروزى وغلبه‏ى دین خدا: «كتب اللّه لاغلبنّ انا و رسلى»
ولى شرط بهره‏مند شدن از رحمت الهى، رحم به بندگان است. چنانكه در حدیث آمده است: «مَن لایَرْحَم لایُرحَم»
سلمان از پیامبرصلى الله علیه وآله نقل كرده كه فرمود: رحمت خداوند، صد درجه است، یك درجه‏ى آن، منشأ همه‏ى الطاف الهى در دنیا شده است، خداوند در قیامت، با همه‏ى صد درجه رحمت خود با مردم معامله خواهد كرد
 
 

17. تعلیمات ویژه الهى


خداوند علوم خاصّى را به افراد خاصّى داده ودر قرآن از آنها یاد كرده است از جمله:
1. آدم، علوم همه‏ى اشیا. «و علّم آدم الاسماء كلّها»
2. خضر، علوم باطنى وتأویل. (تا موسى شاگردش شود) «هل اتّبعك على ان تعلّمَن...»
3. یوسف، علم تعبیر خواب. «علّمنى ربّى»
4. داوود، علم زره‏سازى. «و علّمناه صَنعة لَبوس»
5. سلیمان، علم زبان پرندگان. «علّمنا منطق الطیر»
6. معاون سلیمان، علمى كه با آن تخت سلطنتى را از كشورى به كشور دیگر مى‏آورد. «قال الّذى عنده علم من الكتاب»
7. طالوت، علوم نظامى. «و زاده بسطة فى العلم والجسم»
8. رسول‏اكرم وسایر انبیا، علوم غیب. «فلایظهر على‏غیبه احدا الاّ مَنِ‏ارتضى من‏رسول»

 

18. تسبیح، ریشه تمام عقاید


تسبیح خداوند، ریشه و اساس تمام عقاید و تفكرات صحیح اسلامى است:
توحید، بر اساس تسبیح و منزّه دانستن خداوند از شرك است. «سبحان اللّه عمّا یشركون»
عدل، بر اساس منزّه دانستن خداوند از ظلم است. «سبحان اللّه انّا كنّا ظالمین»
نبوّت و امامت، بر اساس تسبیح خداوند است، یعنى خداوند منزّه است از این‏كه بشر را بدون راهنما و به حال خود واگذارد، بنابراین كسانى كه مى‏گویند: خداوند وحى و راهنمایى نفرستاده است، در حقیقت او را به درستى نشناخته‏اند. «و ما قدروا اللّه حقّ قدره اذ قالوا ما انزل اللّه»
معاد، بر اساس تسبیح خداوند و منزّه دانستن او از كار عبث و بیهوده و باطل است. «ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك»، «افحسبتم انّما خلقناكم عبثاً و انّكم الینا لاترجعون»
آرى، اگر انسان خداوند را از هر عیب و نقص مبرّا دانست، عاشق و بنده‏ى او مى‏شود، از او پروا كرده و بر او توكل مى‏كند و روابط اجتماعى و حركات و افعال خود را مطابق رضاى او تنظیم مى‏كند.

 

19. اهمیت و جایگاه تسبیح‏


در قرآن، هشت بار فرمان توكل، دو بار فرمان سجده، هشت بار فرمان استغفار، پنج بار فرمان عبادت، پنج بار فرمان ذكر و یاد خدا و دو بار فرمان تكبیر آمده است، ولى فرمان تسبیح، شانزده مرتبه آمده است.
امام صادق‏علیه السلام از رسول گرامى اسلام‏صلى الله علیه وآله روایت مى‏كند كه آن حضرت فرمود: هرگاه بنده‏اى «سبحان اللّه» بگوید، هر آنچه در زیر عرش قرار دارد همراه با او تسبیح گویند و به گوینده‏ى این سخن، ده برابر پاداش داده مى‏شود و هرگاه «الحمدللّه» بگوید، خداوند نعمت‏هاى دنیا را بر او ارزانى دارد تا زمانى كه با خداوند ملاقات كند و آنگاه نعمت‏هاى آخرت بر او ارزانى شود.
تسبیح خداوند، نوعى تشكر از اوست. قرآن مى‏فرماید: هرگاه فتح و پیروزى به سراغ شما آمد خدا را تسبیح گویید. «اذا جاء نصراللّه والفتح... فسبّح بحمد ربّك»
تسبیح خداوند، كفّاره كلماتى است كه در مجالس گفته یا شنیده مى‏شود. در حدیث مى‏خوانیم: رسول خداصلى الله علیه وآله هنگامى كه از مجالس برمى‏خاستند، ذكر «سبحانك الّلهم و بحمدك» را گفته و مى‏فرمودند: این كلمه، كفّاره مجلس است. «انّه كفّارة المجلس»
تسبیح، وسیله نجات است. قرآن درباره حضرت یونس‏علیه السلام مى‏فرماید: «فلولا انّه كان من المسبّحین للبث فى بطنه الى یوم یبعثون» اگر او تسبیح‏گو نبود، براى همیشه در شكم ماهى ماندگار بود.
در حدیث دیگرى مى‏خوانیم: هنگامى كه انسان «سبحان اللّه» مى‏گوید، تمام فرشتگان بر او درود مى‏فرستند. «صلّوا علیه كل ملك»
در سحرهاى ماه مبارك رمضان، سفارش به قرائت دعایى شده است كه تمام جملات آن با «سبحان اللّه» آغاز مى‏شود: «سبحان من یعلم جوارح القلوب...، سبحان ربّ الودود...»
در حدیث مى‏خوانیم: شخصى وارد خانه امام صادق‏علیه السلام شد و حضرت را در حال نماز دید كه شصت مرتبه ذكر «سبحان اللّه» را تكرار فرمود. و یا مى‏خوانیم كه امام صادق‏علیه السلام در حال سجده پانصد مرتبه ذكر «سبحان اللّه» را تكرار فرمودند
 

20. نمونه‏هایى از تسبیح موجودات‏


در جهان بینى الهى، پرستش و عبادت خداوند مخصوص انسان نیست، بلكه همه موجودات در حال پرستش‏اند.
شخصى از پیامبرصلى الله علیه وآله معجزه‏اى درخواست كرد. حضرت مقدارى ریگ از زمین برداشت و در دست گرفت و به درخواست پیامبر و اذن الهى، صداى تسبیح سنگریزه‏ها را شنیدند.
رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله فرمودند: چه بسیار مركب‏ها كه از راكب خود بهترند، زیرا بیشتر ذكر خدا مى‏گویند. و از زدن به صورت حیوانات نهى فرمودند و دلیل آن را تسبیح خداوند دانستند. «نهى رسول اللّه... ان تضرب وجوهها لانّها تسبّح بحمد ربّها»
درباره تسبیح موجودات هستى، به چند نكته بایستى توجه شود:
الف. قرآن، تسبیح موجودات را آگاهانه و از روى علم و شعور مى‏داند: «كلٌّ قد علم صلاته و تسبیحه»
ب. هركسى نمى‏تواند تسبیح سایر موجودات را درك كند: «ولكن لاتفقهون تسبیحهم»
ج. تسبیح موجودات، گوناگون است. امام سجاد علیه السلام از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل فرمود كه: مرغان در هر صبحگاه خداوند را تسبیح نموده و قوت روز خود را مسئلت مى‏نمایند