1. عوامل ریاضت
و ان ظنت الرعیه بك حیفا فاصحر لهم بعذرك، و اعدل عنك ظنونهم باصحاركت فان فى ذلك ریاضه منك لنفسك و رفقا برعیتك .(نامه 53)
در نامه خود به مالك اشتر مى فرماید: اگر مردم گمان بردند كه در مورد ستمى مرتكب شده اى، دلیل كارى را كه كرده اى برایشان توضیح بده و با توضیحات خود گمان آنان را از خود دور كن ؛ زیرا كه این كار هم مایه ریاضت و پرورش نفس خودت مى باشد و هم نرمى با مردم است.
2. كلید رنج
الرغبه مفتاح النصب. (حكمت 371)
دنیاخواهى كلید رنج است.
3. راه شناسایى نیكوكاران
انما یستدل على الصالحین بما یجرى الله لهم على السن عباده، فلیكن احب الذخائر الیك ذخیره العمل الصالح .(نامه 53)
مردمان نیكوكار را از سخنانى مى توان شناخت كه خداوند درباره آنان بر زبان بندگان خویش جارى مى سازد، بنابراین، باید دوست داشتنى ترین اندوخته براى تو اندوخته كار نیك باشد.
4. اوصاف اولیاى خداوند
... متمسكون بحبل القرآن، یحیون سنن الله و سنن رسوله. لا یستكبرون و لا یعلون، و لا یغلون و لا یفسدون. قلوبهم فى الجنان، و اجسادهم فى العمل!. (خطبه 192)
(اوصاف اولیاى خدا این است كه): به ریسمان قرآن تمسك جسته اند و سنت هاى خدا و رسولش را زنده مى كنند، نه تكبر مى كنند و نه علو و بزرگى دارند، نه غلو و نه خیانت مى كنند و نه فساد مى نمایند، قلب هایشان در بهشت و بدن هایشان در انجام وظیفه و عمل است.
5. زهد در دنیا
من زهد فى الدنیا، استهان بالمصیبات. (حكمت 31)
هر كه در دنیا زهد پیشه كند، مصیبت ها را سبك شمارد.
6. مومنان واقعى
ان المؤمنین مستكینون. ان المؤمنین مشفقون. ان المؤمنین خائفون .(خطبه 153)
به راستى مؤمنان، افرادى فروتن و مهربان و پنددهنده اند، و نسبت به مسئوولیتشان ترسناك اند.
7. امید به خدا
ان استطعتم ان یشتد خوفكم من الله، و ان یحسن ظنكم به، فاجمعوا بینهما، فان العبد انما یكون حسن ظنه بربه على قدر خوفه من ربه، و ان احسن الناس ظنا بالله اشدهم خوفا الله .(نامه 27)
اگر مى توانید میان ترس از خدا و حسن ظن و امیدتان به او جمع كنید؛ زیرا خوش گمانى و امیدوارى بنده به خدا به اندازه بیم و هراس او از پروردگارش ‍ مى باشد. آن كس كه حسن ظن و امیدوارى او به خدا بیشتر باشد، ترسش از خدا بیشتر است.
8. مؤمن از دیدگاه حضرت على - علیه السلام -
اعلموا عبادالله ان المؤمن لا یصبح و لا یمسى الا و نفسه ظنون عنده، فلا یزال زاریا علیها، و مستزیدا لها .(خطبه 176)
بدانید اى بندگان خدا! كه مؤ من شب را به روز و روز را به شب نمى رساند مگر آن كه به نفس خود بدگمان است. از این رو، پیوسته بر آن خرده مى گیرد و عمل بیشتر از او مى طلبد.
9. پاداش در ازاى كار خوب
اسهروا عیونكم، و اضمروا بطونكم، و استعملوا اقدامكم، و انفقوا اموالكم، و خذوا من اجسادكم فجودوابها على انفسكم، و لا تبخلوا بها عنها، فقد قال الله سبحانه: (ان تنصروا الله ینصركم و یثبت اقدامكم) و قال تعالى: (من ذا الذى یقرض الله قرضا حسنا فیضاعفه له و له اجر كریم) فلم یستنصركم من ذل، و لم یستقرضكم من قل .(خطبه 183)
چشمان خود را در شب بیدار نگاه دارید و شكم هاى خود را لاغر سازید و گام هایتان را به كار گیرید و دارایى هاى خویش را انفاق كنید و از تن هایتان بگیرید و آن ها را نثار جان هایتان كنید و در این بخل نورزید؛ زیرا خداوند سبحان فرموده است: اگر خدا را یارى كنید شما را یارى مى كند و گام هاى شما را استوار مى دارد. و فرموده است: كیست كه به خدا وام نیكو دهد كه خدا آن را برایش چندین برابر گرداند و براى او پاداشى ارجمند است. پس، او از سر خوارى و ناتوانى از شما یارى نخواسته و به علت ندارى از شما وام نطلبیده است.
10. مومن و افزایش كار نیك
اعلموا عباد الله ان المؤ من لا یصبح و لا یمسى الا و نفسه ظنون عنده .(خطبه 176)
اى بندگان خدا! بدانید كه مومن صبح و شام نسبت به خویشتن خود بدگمان است.
همواره از خود عیب مى گیرد و دنبال تكمیل كردن و افزایش كار نیك براى خویش است.
11. گروگان فضل خداوند
و ان للذكر لاهلا اخذوه من الدنیا بدلا، فلم تشغلهم تجاره و لا بیع عنه، یقطعون به ایام الحیاه ... قد حفت بهم الملائكه، و تنزلت علیهم السكینه، و فتحت لهم ابواب السما ... یتنسمون بدعائه روح التجاوز، رهائن فاقه الى فضله، و اسارى ذله لعظمته. (خطبه 222)
همانا یاد خدا را اهلى است كه آن را به جاى دنیا گرفته اند و از این رو هیچ بازرگانى و هیچ داد و ستدى آنان را از یاد خدا باز نمى دارد، روزهاى زندگى را با یاد خدا مى گذرانند ... فرشتگان گرد آنان را گرفته اند و آرامش بر آنان فرود آمده و درهاى آسمان به رویشان گشوده است ... با دعاى خود وزیدن نسیم عفو و گذشت را از خداوند مى طلبند، گروگان نیاز به فضل و رحمت خدایند و اسیر خوارى و فروتنى در برابر عظمت او هستند.
12. وصف راهیان راه خدا
فى وصف السالك الطریق الى الله سبحانه: قد احیا عقله، و امات نفسه، حتى دق جلیله، و لطف غلیظه، و برق له لامع كثیر البرق، فابان له الطریق، و سلك به السبیل .(خطبه 220)
در وصف رهرو راه خداى سبحان مى فرماید: خرد و اندیشه خویش را زنده كرده و نفسش را میرانده است، به گونه اى كه پیكرش نحیف و دلش نرم گشسته است. در دلش برقى پرنور درخشیده و راه را برایش روشن ساخته و در پرتو آن راه (حق) را پیموده است.
13. یارى در زهد
الى عثمان بن حنیف الا و ان امامكم قد اكتفى من دنیاه بطمریه، و من طعمه بقرصیه، الا و انكم لا تقدرون على ذلك، و لكن اعیونى بورع و اجتهاد، و عفه و سداد .(نامه 45)
به عثمان به حنیف: همانا پیشوایتان از تمام دنیا به همین دو جامه كهنه و از غذاها به دو قرص نان اكتفا كرده است، آگاه باشید! شما نمى توانید چنین باشید! (مانند من) ولیكن مرا در پارسایى و تلاش و پاكدامنى و پیمودن راه صحیح یارى كنید.
14. سخن و اندیشه مؤ من
المؤمن اذا اراد ان یتكلم بكلام تدبره فى نفسه، فان كان خیرا ابداه، و ان كان شرا واراه .(خطبه 176)
مومن هرگاه بخواهد سخن بگوید نخست در خود اندیشه مى كند، پس اگر نیك بود اظهار مى دارد و اگر بد باشد پنهانش مى كند.
15. حال زاهدان در دنیا
ان الزاهدین فى الدنیا تبكى قلوبهم و ان ضحكوا، و یشتد حزنهم و ان فرحوا .(خطبه 113)
زاهدان در دنیا، قلبشان مى گرید گرچه بخندند، اندوهشان شدید است ، گرچه مسرورند.
16. ثمرات زهد
ازهد فى الدنیا یبصرك الله عوراتها، و لا تغفل فلست بمغفول عنك!. (حكمت 391)
دل از دنیا بر كن، تا خداوند تو را به عیب ها و زشتى هاى آن بینا كند و غافل مباش؛ زیرا كه خداوند از تو غافل نیست.
17. برترین زهد
افضل الزهد اخفا الزهد. (حكمت 28)
برترین زهد، مخفى نگاه داشتن آن است.
18. زهد و شناخت
فى وصف الما خوذین على العزه فى حال الاحتضار: هو یعض یده ندامه على ما اصحر له عند الموت من امره، و یزهد فیما كان یرغب فیه ایام عمره، و یتمنى ان الذى كان یغبطه بها و یحشده علیها قد حازها دونه!. (خطبه 109)
در وصف كسانى كه به ناگاه در چنگال مرگ گرفتار مى شوند، مى فرماید: او، بر اثر آن چه در هنگام مرگ برایش آشكار شده است، دست خود را از پشیمانى مى گزد و بر آن چه در ایام زندگانى اش بدان مایل بوده بى رغبت مى شود و آرزو مى كند كه اى كاش آن كسى كه حسرت او را مى خورد و بر وى حسادت مى ورزید، این اموال را گرد آورده بود نه او!
19. موجبات آسایش
فى وصف السالك الى الله: تدافعته الابواب الى باب السلامه، و دار الاقامه، و ثبتت رجلاه بطما نینه بدنه فى قرار الامن و الراحه، بما استعمل قلبه، و ارضى ربه .(خطبه 220)
در توصیف رهرو راه خدا، مى فرماید: دروازه هاى (و منازل) را یكى پس از دیگرى پشت سر گذاشت تا آن كه به دروازه (و منزل) سلامت و سراى ماندگارى همیشگى رسید و در جایگاه امنیت و آسایش گام هایش آرام گرفت؛ زیرا كه دلش را به كار واداشت و پروردگارش را خشنود ساخت.
20. حالات اهل ذكر
فى صفه اهل الذكر: لو مثلتهم لعقلك فى مقاومهم المحموده، و مجالسهم المشهوده، و قد نشروا دواوین اعمالهم، و فرغوا لمحاسبه انفسهم على كل صغیره و كبیره امروا بها فقصروا عنها، او نهوا عنها ففرطوا فیها !. (خطبه 222)
در توصیف اهل ذكر فرمود: اگر آنان را در مقامات پسندیده و مجالسى كه دور هم جمع اند در عالم تعقل مجسم كنى، در حالى كه دفترهاى اعمال خود را باز كرده و براى محاسبه خویشتن نشسته اند (خواهى دید) آنان به محاسبه خویشتن پرداخته، براى هر عمل كوچك و بزرگى كه دستور به آن داده شده و در انجام آن تقصیر نموده اند یا هر عملى كه از آن نهى شده اند، ولى درباره آن تفریط نموده و مسامحه كرده اید.
21. زاهد در دنیا و راغب به آخرت
طوبى للزاهدین فى الدنیا، الراغبین فى الاخره، اولئك قوم اتخذوا الارض بساطا، و ترابها فراشا، و ماها طیبا، و القرآن شعارا، و الدعا دثارا، ثم قرضوا الدنیا على منهاج المسیح .(حكمت 104)
خوشا به حال زاهدان در دنیا و علاقه مندان به آخرت، آن ها كسانى اند كه زمین را فرش خود و خاكش را بستر و آبش را شربت گوارا، و قرآن را همچون لباس زیرین و دعا را مانند جامه رویین براى خود قرار داده اند و بعد طبق روش حضرت مسیح علیه السلام دنیا را به عاریه گرفتند (و نسبت به آن)! یى اعتنا هستند.