ارزش بازي کودکان 

بدون ترديد مي توان گفت که بازي بهترين شکل فعاليت طبيعي هر کودک محسوب مي شود و در زندگي کودک اهميتي ويژه دارد. بازي براي هر کودک در حال رشد، از ارزش هاي مختلفي برخوردار است.

همه نظريه پردازان، صرفنظر از گرايش هاي گوناگوني که دارند، بر اين عقيده اند که بازي در رشد و تکامل کودک نقش مهمي ايفا مي کند. روانکاوان معتقدند که بازي براي غلبه بر آسيب ها يا ناراحتي هاي عاطفي ضروري است. روان شناسان اجتماعي اعتقاد دارند که بازي براي تسلط بر خود و يادگيري شيوه هاي زندگي کردن با تجربه هاي معمول روزانه ضرورت دارد. ساخت گراها بر اين باورند که بازي براي رشد و نمو شناخت لازم است. و تکوين گراها مي گويند بازي در همه فرهنگ هاي دنيا براي ارتقاي کفايت ها و اجتماعي کردن کارکردها امري ضروري است.


فعاليت هايي که کودک به عنوان بازي انجام مي دهد، در پرورش نيروي بدني و حواس او تأثير فراوان دارند. کودک مي پرد، مي دود، از پله ها بالا و پايين مي رود، لي لي مي کند، خم و راست مي شود، مي نشيند و برمي خيزد، دوچرخه سواري مي کند، توپ بازي و طناب بازي مي کند و ... در همه اين فعاليت ها عضلات و اندام هاي مختلف خود را به کار مي گيرد و موجبات تقويت آنها را فراهم مي سازد.

همه نظريه پردازان، صرفنظر از گرايش هاي گوناگوني که دارند، بر اين عقيده اند که بازي در رشد و تکامل کودک نقش مهمي ايفا مي کند. روانکاوان معتقدند که بازي براي غلبه بر آسيب ها يا ناراحتي هاي عاطفي ضروري است. همچنين روان شناسان اجتماعي اعتقاد دارند که بازي براي تسلط بر خود و يادگيري شيوه هاي زندگي کردن با تجربه هاي معمول روزانه ضرورت دارد. ساخت گراها مي گويند بازي در همه فرهنگ هاي دنيا براي ارتقاي کفايت ها و اجتماعي کردن کارکردها امري ضروري است.

ارزش جسماني بازي
از آنجا که بازي اغلب با فعاليت بدني همراه است، با رشد و تربيت اندام بچه ها و مهارت هاي جنبشي مناسب و آمادگي بدني آنان ارتباطي نزديک دارد. بچه ها بدنشان را با علاقه و لذت به کارهاي جسمي وا مي دارند و همزمان با آن، به مهارت هايي مي رسند که آنان را قادر مي سازد تا از نظر بدني احساس اطمينان، ايمني و اتکا به نفس پيدا کنند.

فعاليت هايي که کودک به عنوان بازي انجام مي دهد، در پرورش نيروي بدني و حواس او تأثير فراوان دارند. کودک مي پرد، مي دود، از پله ها بالا و پايين مي رود، لي لي مي کند، خم و راست مي شود، مي نشيند و برمي خيزد، دوچرخه سواري مي کند، توپ بازي و طناب بازي مي کند و ... در همه اين فعاليت ها عضلات و اندام هاي مختلف خود را به کار مي گيرد و موجبات تقويت آنها را فراهم مي سازد.

از نظر حسي و حرکتي مي توان گفت، به وسيله بازي حس بينايي، شنوايي و بساوايي کودک پرورش مي يابند. چشم و دست او از هماهنگي بيشتر و بهتري برخوردار مي گردند و عضلات انگشتان و دست و پايش ورزيده مي شوند.

معمولاً کودکان سالم از انرژي زيادي برخوردار هستند که به وسيله بازي آن را مصرف مي کنند. اگر انرژي هاي اضافي کودک از طريق صحيح (بازي) به مصرف نرسد و به حالت سرکوب شده در جسم کودک ذخيره شود، موجب ناآرامي، عصبانيت ، بدخلقي و پرخاشگري او مي شود.


ارزش اجتماعي بازي
انسان، به عنوان موجودي اجتماعي، نياز دارد که به گروهي تعلق داشته باشد و خود را بخشي از آن بداند. او با بازي کردن نخستين گام ها را براي اجتماعي شدن بر مي دارد.


معمولاً کودکان سالم از انرژي زيادي برخوردار هستند که به وسيله بازي آن را مصرف مي کنند. اگر انرژي هاي اضافي کودک از طريق صحيح (بازي) به مصرف نرسد و به حالت سرکوب شده در جسم کودک ذخيره شود، موجب ناآرامي، عصبانيت، بدخلقي و پرخاشگري او مي شود.

کودک به وسيله بازي، مفاهيم همکاري، پيروزي، شکست، همچشمي ، برتري طلبي، رقابت و ايجاد رابطه انساني و دوستانه را ياد مي گيرد، همچنين مي آموزد که چگونه در استفاده از وسايل بازي با ديگران سهيم شود و از اين طريق حس تعاون و احترام به ديگران را در خود رشد مي دهد. مثلاً کودکي که براي نخستين بار سوار تاب مي شود بسيار خودخواهانه برخورد مي کند. ولي به مرور ياد مي گيرد که ديگر کودکان نيز مشتاقانه انتظار مي کشند. کودک با بزرگتر شدن، اين اصل را مي پذيرد که شرط اساسي بازي با ديگران همکاري است. در حدود سه سالگي به کودکان ديگر و بازي با آنان علاقه مند مي شود و به تدريج آمادگي پيدا مي کند که حقوق ديگران را درک کند. وقتي کودک به اين مرحله رسيد، زمان آشنايي و سپس آموختن بازي هاي گروهي فرا مي رسد.

روح فرمانبرداري از مقررات وضع شده در بازي ها، کودک را به فرمانبرداري از مقررات اجتماعي عادت مي دهد و قدرت سازماندهي، مديريت و سلسله مراتب را به او مي آموزد. بررسي هاي بسياري نشان مي دهد که بازي با ديگران به بچه ها فرصت مي دهد تا رفتار خودشان را با رفتار ديگران هماهنگ کنند و ديدگاه هايي را که با نقطه نظرهاي خودشان تفاوت دارد، به حساب بياورند.

بنابراين بازي تجربه هايي غني در اختيار بچه ها مي گذارد؛ تجربه هايي که بچه ها به آنها نياز دارند تا مهارت هاي اجتماعي را فرا گيرند، تحريم و سلطه گري را به کار برند و در قدرت، مکان زيست و عقيده با ديگران شريک شوند.


کودک به وسيله بازي، مفاهيم همکاري، پيروزي، شکست، همچشمي ، برتري طلبي، رقابت و ايجاد رابطه انساني و دوستانه را ياد مي گيرد. همچنين مي آموزد که چگونه در استفاده از وسايل بازي با ديگران سهيم شود و از اين طريق حس تعاون و احترام به ديگران را در خود رشد مي دهد.



ارزش اخلاقي بازي
بازي يکي از مهمترين عوامل در تربيت اخلاقي کودک به شمار مي آيد. کودک در خانه و مدرسه ياد مي گيرد که چه چيز خوب و چه چيز بد است، ولي تثبيت معيارهاي اخلاقي در اين دو محل هرگز به اندازه بازي قوي نيست.

کودک درمي يابد که اگر بخواهد در بازي پذيرفته شود، بايد درستکار، حقيقت طلب، مسلط به خود، عادل، صادق، وفادار، مسئوليت پذير و داراي رفتاري پذيرفتني باشد. اگر خواسته باشد در گروه حاشا کند، جـِر بزند، و به حساب خودش، کلاه سر ديگران بگذارد، همبازي ها خيلي زود او را طرد خواهند کرد و جايگاهي در گروه نخواهد داشت. او در بازي کم کم درک مي کند که همبازي هايش در مورد خطاهاي وي در بازي، نسبت به اعضاي خانواده اش (پدر و مادر، برادران، خواهران) چندان شکيبا و صبور نيستند. بنابراين او ياد مي گيرد که اصول اخلاقي را به هنگام بازي نسبت به محيط خانه و مدرسه به طور کامل تر رعايت کند.

ارزش عقلاني بازي
بخشي از آشنايي کودکان با جهان بيروني، به وسيله بازي ها انجام مي شود. کودک، از راه عمل و تجربه، در محيط به ابداع مي پردازد و با پديده ها و مسائل جديد آشنا مي شود. به هنگام مشاهده دقت به خرج مي دهد و با استفاده از اين زمينه ها (يعني مشاهده، تجربه، دقت و ابداع) قدرت انتخاب بهترين راه حل را به دست مي آورد و قادر مي شود که از پديده هاي محيط خود شناخت صحيح تري کسب کند. کودک به هنگام بازي، به استدلال مي پردازد، قضاوت مي کند، مسائل را حل و در نهايت از فعاليت هاي خود نتيجه گيري مي کند و اين فعاليت ها به او ياري مي دهد تا در آينده بتواند متکي به نفس، مستقل و در حل مشکلات توانمند باشد.


براي درک بيشتر دنياي کودکان، مي توان آنها را در هنگام بازي مورد مشاهده قرار داد. کودکان، به وسيله بازي، احساسات، ناکامي ها و اضطراب ها و ترس هاي خود را بيان مي دارند. از اين رو، بازي براي درمانگران وسيله اي مناسب است تا به دنياي کودکان راه يابند و آنان را بيشتر و بهتر بشناسند و به مشکلات پي ببرند.

شواهد نشان مي دهد که ميان بازي و رشد شناختي رابطه اي تنگاتنگ وجود دارد. بررسي هاي انجام شده نشان دهنده رابطه اي مثبت بين بازي و نمره آزمون هاي هوشي ميزان شده است. اين بررسي ها به نکات زير اشاره دارد: افزايش مهارت ها در برنامه ريزي، توانايي حل مشکل، مهارت در وضعيت تحصيلي، آفرينندگي و تفکر واگرا، دست يافتن به دورانديشي، حافظه و رشد زبان.

بنابراين ارتباط بازي با رشد شناختي موضوعي مهم است، زيرا در جايي بازي ممکن است به رفتارهايي پيچيده تر بيانجامد.

از اين روست که انجمن جهاني تعليم و تربيت دوران کودکي (acei) عقيده دارد بازي، رفتاري طبيعي و توانمند است که در رشد کودک نقش ايفا مي کند و تأکيد دارد که هيچ يک از برنامه هاي آموزش بزرگسالان نمي تواند جايگزين مشاهده، فعاليت و دانش مستقيم خود کودک شود.

ارزش درماني بازي

براي درک بيشتر دنياي کودکان، مي توان آنها را در هنگام بازي مورد مشاهده قرار داد. کودکان، به وسيله بازي، احساسات، ناکامي ها و اضطراب ها و ترس هاي خود را بيان مي دارند. از اين رو، بازي براي درمانگران وسيله اي مناسب است تا به دنياي کودکان راه يابند و آنان را بيشتر و بهتر بشناسند و به مشکلات پي ببرند. امروزه، به کمک اين شيوه و تدارک اسباب بازي هاي ضروري و تشکيل جلسات بازي براي کودکان، رفتارهاي آنان را زير نظر مي گيرند و ضمن دستيابي به ريشه هاي مشکلات کودکان، به درمان آنان مي پردازند. بازي نقش تخليه هيجاني را براي از ميان بردن انرژي سرکوب شده و زير فشار قرار گرفته بازي مي کند. در زندگي روزمره، کودک نياز دارد تا از تنش هايي که محدوديت هاي محيطي به او تحميل مي کند، رهايي يابد. 

بازي به کودک فرصت مي دهد که احساسات خود را به شيوه اي پذيرفتني در اجتماع بيان کند و به وي اجازه مي دهد انرژي تحت فشار خود را به گونه اي بيرون بريزد که از نظر ديگران، و به طور کلي اجتماع، منعي نداشته باشد.

بازي و اسباب بازي ها بهترين ابزار براي شناختن تمايلات و احساسات کودکان به شمار مي آيند؛ زيرا کودک، به هنگام بازي هاي خلاق خود، خواسته ها و تمايلات خويش را بيان مي کند و نشان مي دهد که از چه چيزي محروم شده است، به چه چيزهايي بيشتر گرايش دارد و از چه چيزهايي رنج مي برد.

مثلاً بچه اي که مي خواهد نقش رهبر را بازي کند، چون در زندگي واقعي برآوردن چنين خواستي هميشه ممکن نيست، در بازي مي تواند پدر، معلم يا ژنرال سرباز عروسکي خود باشد. به گفته اکسلاين، بازي وسيله طبيعي کودک براي بيان خود است. بازي موقعيتي است که به کودک داده مي شود تا احساسات و مشکلات خود را بروز دهد؛ درست همان طور که در مورد بزرگسالان صادق است و شخص مشکلات خود را با گفت و گو عنوان و مطرح مي کند. مثلاً وقتي کودک با عروسک هايي بازي مي کند که معرف اعضاي خانواده او هستند، امکان دارد کليدي به درمانگر بدهد که از آن طريق بتواند به چگونگي احساسات او نسبت به اعضاي خانواده اش پي ببرد. اگر کودک عروسکي را که به جاي نوزاد يا خواهر و برادر کوچک ترش است کتک بزند، يا عروسک مادر به عروسک خواهر و برادر بزرگ تر سيلي بزند، مي توان دريافت که او نسبت به اعضاي خانواده اش چه احساسي دارد.

کودکان در هنگام بازي، خود را با صداقت، صراحت، روشن و زنده بيان مي کنند. احساسات، نگرش ها و افکار متلاطم آنان آشکار مي شود و خود را نشان مي دهد. يک ناظر (درمانگر) مي تواند مشکلات کودک را درک کند، خود کودک نيز به مرور مي تواند مشکلات خود را بفهمد و روش روبه رو شدن با آنان را فرا گيرد.