يكي از مشخصات عصر تيموري ظهور نهضتهاي شيعي – صوفي است.اين دوران، از لحاظ ارتباط ميان تصوف و تشيع داراي خصلت ويژه‌اي بود؛ در واقع به طوري كه اين دو آيين، با از دست دادن جهات مميزة خود و با افزوده شدن عنصر فلسفي به هر دو با يكديگر تركيب شدند و براي نخستين بار در تاريخ تصوف و تشيع، نمونه‌هايي از جنبشهاي فكري به وجود آمد كه آميخته‌اي از هر دو بود. در اين دوران يك فقيه شيعي، خصوصيات يك صوفي كامل عيار را داشت و يك صوفي محض، نمونه‌اي از يك متكلم شيعي جلوه مي‌نمود. در اين دوران، تصوف و تشيع هر دو طبيعتي نوگرا داشتند و منتسبان هر دو عقيده مي‌كوشيدند، عناصري بي‌سابقه عرضه‌كننده تا بدين وسيله ارائه كننده انديشه‌هايي داراي اصالت و استقبال و امتياز باشند. «حروفيه» و «نوربخشيه» دو نمونه از اين جنبشها به شمار مي‌آيند.