بدین گونه معایب سلطان، که دربار او را کانون عشرت، ظلم و استبداد می‏کرد در تملقات چاپلوسانه و در قصه‏های شایعه پردازان گزافه گویش، چندان انعکاس بارزی پیدا نمی‏کرد بلکه نعل وارونه زده می‏شد.

سلطان غازی با وجود آن همه دعوی دین پروری که داشت چنان که از احوال ندیمانش بر می‏آید و در روایات بیهقی، نظام الملک و دیگران نیز آمده؛ گه گاه به شرابخواری و باده مستی می‏پرداخته است به طوری این وضع دو تا سه روز به طول می‏انجامید.

این طرز زندگی که تا حدی در حیات نظامی امیران ترک و همچنین سایر امیران عصر عادی بود، نه فقط محمود را از پایبندی به اخلاق و شریعت جز در مواردی که فایده‏ای سیاسی از آن حاصل می‏شد، منع می‏کرد، بلکه مناسبات او با دیگر امیران و حتی با خلیفه و متحدانش را تابع سیاست منافع محمود می‏ساخت.