پاسخ به:آسیب شناسی مهدویت
سه شنبه 7 شهریور 1391 9:14 PMمدعیان دروغین مهدویت
مدعیان دروغین وکالت و نمایندگى
از عجایب روزگار، این است که تعدادى از اصحاب امام هادىعلیه السلام و امام عسکرىعلیه السلام، علیرغم سوابق درخشان و فراوانى؛ از جمله تشرفشان به محضر امامینعلیهما السلام و رابطه با آنها و شنیدن احادیث از آنان تا جایى که بعضى از آنها، کتابى درباره احادیثى که از یکى از امامینعلیهما السلام شنیده، نوشتهاند؛ اما عاقبت بد و انحراف از خط مستقیم را براى خود انتخاب کردند.
تامین مصالح شخصى، طمع در اموالى که از جانب شیعیان براى نمایندگان امام زمانعلیه السلام، آورده شده بود، شهرتطلبى، ریاستطلبى و تبعیت از هواى نفس – که راه حق را مىبندد –
طبیعى است که دروغگویان در جمع شیعیان، مشکلات و شبهات اعتقادى و اجتماعى به وجود آوردند به اضافه اینکه، افکار نمایندگان حقیقى را به خود مشغول نمودند؛ زیرا کسى که به دروغ، ادعاى نمایندگى نماید، اولا سبب تشویش اذهان و خط فکرى امامعلیه السلام مىشود، دوما رقیبى براى نایب حقیقى مىگردد.
این مسیلهاى است که سکوت درباره آن صحیح نیست و تدارک امر، کشف حقیقت و رفع نقاب از رسوایى مدعى دروغگو، لازم است.
1 – ابومحمّد حسن شریعى
از اصحاب امام هادىعلیه السلام و امام حسن عسکرىعلیه السلام بود که به دروغ ادعا کرد، نماینده امام زمانعلیه السلام است در حالى که شایسته این مقام نبود و به خداى تبارک و تعالى دروغ بست و به ایمه اطهار، چیزهایى نسبت داد که آنها سزاوارش نبودند و از آنها برى هستند؛ سپس کفر و الحاد او ظاهر شد که نامهاى از جانب امام زمانعلیه السلام به دست نایب سوم در لعن و بیزارى از او صادر گردید و شیعیان نیز، او را لعن نمودند و نسبت به او، اظهار تنفر کردند.
2 – محمّد بن نصیر نمیرى
از اصحاب امام عسکرىعلیه السلام بود و بعد از اینکه امامعلیه السلام وفات نمود به دروغ و حیله، ادعاى نمایندگى امام زمانعلیه السلام را نمود؛ ولى خداوند، او را رسوا کرد و نماینده دوم،بن عثمان از او دورى جست و او را لعن نمود.
آن انسان ملعون، نسبت خدایى و پروردگارى به امام هادىعلیه السلام و عسکرىعلیه السلام داد و ادعا کرد، فرستاده امام هادىعلیه السلام است.(1)
درباره تناسخ مىگفت(2) و حکم به مباح بودن ازدواج با محارم و لواط داد.(3)
به این چرندیات اکتفا مىنماییم که نامه عمل این مرد سیاه و خبیث را کشف و انحراف و سوء عاقبت او را عیان نمود.
3 – احمد بن هلال عبرتائى
منسوب به قریهاى به نام «عبرتا» از نواحى نهروان بین بغداد و واسط مىباشد. مىگویند: از اصحاب امام هادىعلیه السلام بوده است و باز مىگویند: از اصحاب امام عسکرىعلیه السلام بوده است.
در هر حال، آن مرد، معروف به غلو، گندهگویى و بیهودهگویى بوده است و لعن و نفرین دایمى را براى خود خرید. او در اوایل از اصحاب خاص امام عسکرىعلیه السلام و محدثان ایمهعلیهم السلام بود و پنجاه و چهار مرتبه به حج رفت که 20 مرتبه با پاى پیاده بود؛ ولى دچار انحرافى بعد از انحراف دیگر گردید به طورى که امام حسن عسکرىعلیه السلام درباره او فرمود: «از صوفى ظاهرنما و ریاکار، دورى نمایید.»
ولى مشخص نیست که این فرموده از امام عسکرىعلیه السلام است یا فرزندش امام زمانعلیه السلام.
او در زمان حیات نماینده دوم، محمد بن عثمان زندگى مىکرد و نمایندگى او را انکار کرد و بر آن اصرار نمود و در نهایت از امام زمانعلیه السلام، نوشتهاى در لعن نسبت به او وارد گردید. آن مرد به دشمن اهل بیتعلیهم السلام تبدیل شد و شیعیان، او را لعن کردند و نسبت به او ابراز تنفر کردند.
بعد از هلاکت عبرتایى از طرف امام زمانعلیه السلام، نامهاى صادر گردید که او را سرزنش و نفرین نمود؛ چون بعضى از شیعیان، سرزنش عبرتایى را منکر شدند و از قاسم بن علا که از وکلاى امام زمانعلیه السلام بود، خواستند از آن حضرت نامهاى در تایید و صحت خبر انحراف عبرتایى بیاورد تا قلبها از انحراف او مطمین گردد.
جواب آن از طرف امام زمانعلیه السلام آمد که:
«قد کان امرنا نفذ الیک المتصنع ابن هلال (لارحمه الله) بماقد علمت و لم یزل – لاغفرالله له ذنبه و لا اقاله عثرته – یداخل فی امرنا بلا اذن منا و لا رضى، یستبد برایه... لایمضی من امرنا ایاه الا بما یهواه و یریده، ارداه الله بذلک فی نار جهنم.
فصبرنا علیه، حتى بتر الله – بدعوتنا – عمره و کنا قد عرفنا خبره قوما من موالینا فی ایامه (لارحمه الله) و امرناهم بالقاء ذلک الى الخاص من موالینا و نحن نبرا الى الله من ابن هلال (لارحمه الله) و ممن لا یبرا منه.
و اعلم الاسحاقی – سلمه الله – و اهل بیته بما اعلمناک من حال هذا الفاجر و جمیع من کان سیلک و یسیلک عنه من اهل بلده و الخارجین و من کان یستحق ان یطلع على ذلک، فانه لا عذر لا حد من موالینا فی التشکیک فیما روى عنا ثقاتنا، قد عرفوا باننا نفاوضهم بسرنا و نحمله ایاه الیهم و عرفنا ما یکون من ذلک ان شاء الله تعالى»؛
«همانگونه که آگاه شدهاى از طرف ما، نامهاى درباره این مرد ظاهر ساز، ابن هلال – که از رحمت خدا دور باد – صادر گردید؛ خداوند گناه او را نبخشد در کار ما، بدون اجازه و رضایت ما دخالت مىکند و استبداد راى دارد... از جانب ما کارى انجام نمىدهد، مگر به سبب هواى نفس و خواسته خودش، خداوند او را وارد آتش جهنم نماید و صبر نمودیم تا خداوند عمر او را به نفرین ما، کوتاه نماید.
اوصاف او را به دوستداران خود در زمان حیاتش – رحمت خدا از او دور باد – دادیم که به آنان امر نمودیم، این موضوع را به دوستداران خاص برسانند و ما پناه مىبریم به خدا از ابن هلال – دور باد از رحمت خدا – و هر کسى که از او دورى نمىجوید.
اى اسحاقى! درباره این فاجر، تو را مطلع نمودیم و هر کس از شهر او یا دیگر شهرها، درباره او سوال مىکند و هر کسى که مستحق این آگاهى است، او را مطلع کن؛ زیرا شک درباره اشخاص مورد وثوق ما بر احدى جایز نمىباشد؛ چون اسرار خود را به آنان بازگو مىکنیم و هر آنچه را باید بشناسند، اگر خدا بخواهد، شناختهاند.»(4)
این سومین نامهاى است که از امام زمانعلیه السلام در نکوهش عبرتایى، صادر گردیده است.
3 – احمد بن هلال عبرتائى
منسوب به قریهاى به نام «عبرتا» از نواحى نهروان بین بغداد و واسط مىباشد. مىگویند: از اصحاب امام هادىعلیه السلام بوده است و باز مىگویند: از اصحاب امام عسکرىعلیه السلام بوده است.
در هر حال، آن مرد، معروف به غلو، گندهگویى و بیهودهگویى بوده است و لعن و نفرین دایمى را براى خود خرید. او در اوایل از اصحاب خاص امام عسکرىعلیه السلام و محدثان ایمهعلیهم السلام بود و پنجاه و چهار مرتبه به حج رفت که 20 مرتبه با پاى پیاده بود؛ ولى دچار انحرافى بعد از انحراف دیگر گردید به طورى که امام حسن عسکرىعلیه السلام درباره او فرمود: «از صوفى ظاهرنما و ریاکار، دورى نمایید.»
ولى مشخص نیست که این فرموده از امام عسکرىعلیه السلام است یا فرزندش امام زمانعلیه السلام.
او در زمان حیات نماینده دوم، محمد بن عثمان زندگى مىکرد و نمایندگى او را انکار کرد و بر آن اصرار نمود و در نهایت از امام زمانعلیه السلام، نوشتهاى در لعن نسبت به او وارد گردید. آن مرد به دشمن اهل بیتعلیهم السلام تبدیل شد و شیعیان، او را لعن کردند و نسبت به او ابراز تنفر کردند.
بعد از هلاکت عبرتایى از طرف امام زمانعلیه السلام، نامهاى صادر گردید که او را سرزنش و نفرین نمود؛ چون بعضى از شیعیان، سرزنش عبرتایى را منکر شدند و از قاسم بن علا که از وکلاى امام زمانعلیه السلام بود، خواستند از آن حضرت نامهاى در تایید و صحت خبر انحراف عبرتایى بیاورد تا قلبها از انحراف او مطمین گردد.
جواب آن از طرف امام زمانعلیه السلام آمد که:
«قد کان امرنا نفذ الیک المتصنع ابن هلال (لارحمه الله) بماقد علمت و لم یزل – لاغفرالله له ذنبه و لا اقاله عثرته – یداخل فی امرنا بلا اذن منا و لا رضى، یستبد برایه... لایمضی من امرنا ایاه الا بما یهواه و یریده، ارداه الله بذلک فی نار جهنم.
فصبرنا علیه، حتى بتر الله – بدعوتنا – عمره و کنا قد عرفنا خبره قوما من موالینا فی ایامه (لارحمه الله) و امرناهم بالقاء ذلک الى الخاص من موالینا و نحن نبرا الى الله من ابن هلال (لارحمه الله) و ممن لا یبرا منه.
و اعلم الاسحاقی – سلمه الله – و اهل بیته بما اعلمناک من حال هذا الفاجر و جمیع من کان سیلک و یسیلک عنه من اهل بلده و الخارجین و من کان یستحق ان یطلع على ذلک، فانه لا عذر لا حد من موالینا فی التشکیک فیما روى عنا ثقاتنا، قد عرفوا باننا نفاوضهم بسرنا و نحمله ایاه الیهم و عرفنا ما یکون من ذلک ان شاء الله تعالى»؛
«همانگونه که آگاه شدهاى از طرف ما، نامهاى درباره این مرد ظاهر ساز، ابن هلال – که از رحمت خدا دور باد – صادر گردید؛ خداوند گناه او را نبخشد در کار ما، بدون اجازه و رضایت ما دخالت مىکند و استبداد راى دارد... از جانب ما کارى انجام نمىدهد، مگر به سبب هواى نفس و خواسته خودش، خداوند او را وارد آتش جهنم نماید و صبر نمودیم تا خداوند عمر او را به نفرین ما، کوتاه نماید.
اوصاف او را به دوستداران خود در زمان حیاتش – رحمت خدا از او دور باد – دادیم که به آنان امر نمودیم، این موضوع را به دوستداران خاص برسانند و ما پناه مىبریم به خدا از ابن هلال – دور باد از رحمت خدا – و هر کسى که از او دورى نمىجوید.
اى اسحاقى!(5) درباره این فاجر، تو را مطلع نمودیم و هر کس از شهر او یا دیگر شهرها، درباره او سوال مىکند و هر کسى که مستحق این آگاهى است، او را مطلع کن؛ زیرا شک درباره اشخاص مورد وثوق ما بر احدى جایز نمىباشد؛ چون اسرار خود را به آنان بازگو مىکنیم و هر آنچه را باید بشناسند، اگر خدا بخواهد، شناختهاند.»(6)
این سومین نامهاى است که از امام زمانعلیه السلام در نکوهش عبرتایى، صادر گردیده است.
ادامه دارد ....