جام جم آنلاين: به جز العالم و پرس‌تي‌وي تقريبا همه شبكه‌هاي برون‌مرزي نمايش فيلم و سريال‌هاي ايراني را در دستور كار خود دارند، اما در اين ميان استفاده از قالب سريال جايگاه خاص‌تري يافته است، زيرا آنچنان كه از الگوهاي عمومي پيام‌رساني نيز مي‌توان دريافت، مدت زماني كه مردم درگير ديدن سريال‌ها مي‌شوند، قابل توجه است.

مثلا نمي‌توان تاثير يك سريال 50 قسمتي، صد قسمتي يا 30 قسمتي را كه توليدكنندگان آنها مخاطب را طي اين مدت به دنبال خود مي‌كشانند با يك اثر تك‌قسمتي مقايسه كرد، هر چند آثار تك‌قسمتي هم كم تاثير نيستند، اما سريال تلويزيوني در طول زمان، پيام‌هاي مد نظر خود را به شكل تدريجي و با اتصال حلقه‌هاي مختلف داستان به يكديگر در شكل گسترده‌تري القا مي‌كند.

اين‌كه براي توليد يا گزينش آثار مناسب پخش ـ اعم از فيلم و سريال ـ چه مولفه‌هاي مهمي بايد مدنظر باشد و اصولا چه عواملي سبب مي‌شود يك اثر نمايشي ايراني كه مي‌توان گفت با الگويي ايراني توليد شده‌ در آن سوي مرزها نيز مورد توجه قرار گيرد و از آنها استقبال شود نيز اهميت مي‌يابد، جاي تامل دارد.

ابراهيم علي‌برزي، دبير جشنواره توليدات راديو و تلويزيون‌هاي اسلامي و مدير گروه فيلم و سريال شبكه سحر در اين باره مي‌گويد: تكيه كردن بر باورهاي داخلي در داستان هر اثر ايراني كه بخواهيم مخاطب برون‌مرزي با آن ارتباط برقرار كند، يك اصل مهم است.

به گفته او، سوژه داستان بايد حول موضوعاتي باشد كه مخاطب خارجي نيز آن را درك كند، خود را جاي قهرمان آن بگذارد و طعم غصه‌ها و شادي‌هايش را بچشد. اگر داستان حادثه يا رويدادي آنقدر با بخشي از ويژگي‌هاي خاص و با دايره محدود محلي و بومي عجين باشد كه مخاطب نتواند معادل آنها را تصور كند، جذابيت خود را براي بيننده خارجي از دست مي‌دهد.

در هر فرهنگي، گونه‌هايي خاص از تعابير، قسم‌ها، تكيه‌كلام‌ها، ضرب‌المثل‌ها و كنايات كلامي وجود دارد كه قابليت تبديل و معادل‌سازي در دوبله را ندارد.

دبير جشنواره توليدات راديو و تلويزيون‌هاي اسلامي به اين نكته هم اشاره مي‌كند و مي‌گويد: اگر اثر نمايشي ايراني بخواهد خارج از مرزهاي جغرافيايي مورد توجه قرار گيرد، بايد اين نكته ظريف را كه مثلا يك ژاپني قسم حضرت عباس را نمي‌فهمد، مدنظر قرار دهد.

به باور‌هاي مخاطب بايد در هر شرايطي احترام گذاشت. يك فيلم يا سريال ايراني كه زبانگرداني مي‌شود و از دريچه يك شبكه برون‌مرزي ايراني روي آنتن مي‌رود، بايد به نقطه عطف‌هاي تاريخي، باورهاي عمومي و ارزش‌هاي ويژه فرهنگ مردم مخاطب خود احترام بگذارد.

علي‌برزي در اين ارتباط به فيلم‌هاي دفاع مقدسي اشاره مي‌كند؛ مثلا در مواجهه با مردم عراق، منشا جنگ ايران و عراق را بايد تحميل و تحريك قدرت‌هاي خارجي عنوان كرد و مراقبت كرد واژگاني كه فاقد عمق و دقت كافي است در محاوره‌هاي فيلم نباشد. عراقي‌ها دشمن ايراني‌ها عنوان نشوند، بلكه بدقت به موضوع پرداخته شده و حكومت آن كشور دشمن واقعي تبيين شود.

از طرف ديگر، لحن و حس و حال اثري كه در ايران ساخته مي‌شود بايد تمام ظرافت‌ها و جزئيات مربوط به فرهنگ، نوع گويش، مكالمات و فرهنگ كلامي، ويژگي‌هاي بومي در طراحي صحنه و لباس و حتي اجزاي ريز مثل غذاها و... را مراعات كند تا براي مخاطب باورپذير باشد.

عباس رافعي، كارگردان سينما و تلويزيون نيز كه در يك دهه گذشته فيلم‌هاي سينمايي «مسير سبز» (آفتاب بر همه يكسان مي‌تابد)، «تولدي ديگر» و «بيگانگان» را براي شبكه‌هاي سحر و الكوثر ساخته در اين‌باره مي‌گويد: به عنوان نمونه مخاطب اصلي بيگانگان قرار بود عرب‌ها باشند، چون فيلم براي شبكه الكوثر ساخته شد كه مخاطبانش عرب‌زبان بودند و تلاش كرديم همه چيز عربي باشد و لحن، فرهنگ و حس و حال فيلم براي عرب‌ها جذاب باشد.

اين به آن دليل بود كه ديده بودم برخي فيلمسازهاي ايراني كه قبلا به كشورهاي عربي رفته بودند و در واقع كادر سازنده ايراني بود، مثل خارجي‌هايي كه در ايران فيلم مي‌سازند، عمل كرده بودند و مخاطبانشان آثار آنها را باور نمي‌كردند.

در واقع تلاشم اين بود فيلمي بسازم عربي و حركت دست و چهره و لحن‌شان مال خودشان باشد نه اين كه نگاهشان گردشگري باشد و فيلم كاملا از حوزه باور مخاطب خارج شود.

مدير گروه فيلم و سريال شبكه سحر به موضوع ديگري هم در اين ارتباط اشاره مي‌كند: هر اثر نمايشي منبعث از يك فرهنگ و تاريخ تمدني است اما در اين ميان آثاري جهاني مي‌شود كه علاوه بر دربر داشتن ايده‌هاي فرهنگي يك قوم، به فرهنگ مخاطب عام در هر جاي ديگري هم احترام بگذارد و ضمن تكريم فرهنگ خودي، به فرهنگ طرف مقابل هم توهين نكند.

دبير جشنواره توليدات راديو و تلويزيون‌هاي اسلامي همچنين عنوان مي‌كند: اثري مي‌تواند در تمام دنيا موفق باشد كه متكي بر عواطف انساني عام باشد. دوست داشتن فرزند، احترام به پدر و مادر، وفاداري به همسر، تقبيح ظلم و دروغ و خوبي احسان و حقيقت‌جويي و آزادگي از جمله مفاهيمي است كه در همه فرهنگ‌ها مدح شده و مخالفانشان مورد مذمت قرار گرفته‌اند. طبعا فيلم و سريال‌هايي كه دربرگيرنده عواطفي از اين نوع هستند، در هر جاي جهان مخاطب خود را خواهند يافت.

برهان حشمتي، مدير سرويس آذري‌زبان شبكه سحر نيز به همين نكته اذعان مي‌كند و مي‌گويد: پس از اين‌كه سريال «زير تيغ» از شبكه سحر پخش شد، شبكه ديگري در جمهوري آذربايجان هم آن را دوبله كرد واتفاقا در ساعت بدي هم پخش كرد، اما يكي از پربيننده‌ترين سريال‌هاي اين كشور شد. اين نشان مي‌دهد چنين نيست كه تصور كنيد برخي آثار نمايشي را به دليل محتواي خاصي كه دارند، تنها مخاطبان ايراني مي‌توانند درك كنند بلكه پيام، محتوا و نوع نگاه سريال اگر عواطف و احساسات عميق انساني را دستمايه خود قرار بدهد، بي‌شك جهاني هم مي‌تواند بشود.

از ديگر سو، عباس رافعي در اين زمينه اعتقاد دارد: روابط انساني كه بر فيلم‌ها حاكم است عامل جذابيت آنهاست. مواردي نظير دوستي، عشق، خيانت و تنفر كه دردهاي مشترك بشري است نيازي به ترجمه ندارد. عشق، تنفر و محبت، در همه جاي دنيا يك معنا دارد. در سريال زير تيغ ما بيشتر جذب روابط اين دو دوست مي‌شويم كه به علت قتل و پنهانكاري مخدوش مي‌شود و فيلمساز سعي مي‌كند دوباره اين تعادل را باز گرداند و اين نوع از روابط عميق انساني را منتقل كند.

وجهه خانوادگي و سلامت اخلاقي از ديگر ملاك‌هايي است كه برهان حشمتي مدير سيماي آذري شبكه سحر به آن اشاره مي‌كند.

او مي‌گويد: حاصل تجربياتي كه در طول دوره زندگي در جمهوري آذربايجان كسب كرده‌ام اين است كه آذري‌ها اكنون و بويژه در اين مقطع از تاريخشان مايل هستند سريال‌هايي را تماشا كنند كه ادب خانوادگي در آن رعايت شده باشد. عموم آنها ديگر به ديدن صحنه‌هاي تخريب‌كننده شان و اخلاق خانوادگي در كنار ديگر اعضاي خانواده‌شان تمايلي ندارند.

اين صحبت‌هاي محمدرضا حاتمي، مدير شبكه‌ آي‌فيلم است كه در جايي گفته بود: اغلب رقباي ما برنامه‌هايي عرضه مي‌كنند كه تناسبي با نيازها و خواسته‌هاي مخاطبان ندارد، بلكه در جهت عكس نيازهاي آنها فعاليت مي‌كنند، در حالي كه گرايش مردم جهان به ارزش‌هاي اسلامي در حال افزايش است و از طرفي ديگر، فيلم‌ها و سريال‌هاي ايراني علاوه بر سطح هنري مطلوب، آكنده از نكات اخلاقي است كه از طريق شبكه آي‌فيلم با كيفيتي مناسب عرضه مي‌شود و از طرف ديگر شناخت دقيق نيازها و خواسته‌هاي مخاطبان نيز از مهم‌ترين دلايل موفقيت هر رسانه‌اي است و كيفيت دوبله، چيدمان جدول پخش، ميان‌برنامه‌ها و گرافيك نيز جذابيت شبكه را افزايش داده است.

حشمتي تاكيد مي‌كند: گذشته از بحث موضوع و محتوا، مهم‌ترين فاكتوري كه بايد سعي شود در انتخاب يك فيلم يا سريال ايراني مدنظر قرار بگيرد اين است كه به آثار وزين و فاخر اولويت داده شود، زيرا همان طور كه مضمون و محتوا اهميت دارد، بعد رقابتي را در زمينه جذابيت دراماتيك، انسجام داستان و ساختار و قوت حرفه‌اي فيلمسازي هم بايد رعايت كرد. قطعا يكي از دلايل استقبال گسترده از سريال «يوسف پيامبر» نيز به فخامت توليد و سطح بالاي آن باز مي‌گردد.

از ديگر سو، انتخاب آثار داراي وجوه مشترك فرهنگي و تاريخي شانس جذب مخاطب را ميان اين ملت‌ها بالا مي‌برد.

سياه‌نمايي و تخريب فرهنگ داخلي ممنوع!

ابراهيم علي‌برزي: در كنار همه مولفه‌هايي كه بايد در پخش فيلم‌ها و سريال‌هاي ايراني براي مخاطب غيرايراني مورد توجه قرار داد، عدم تخريب فرهنگ داخلي را نبايد از نظر دور داشت. اگر در نمايش برون‌مرزي فيلم و سريال‌هاي ايراني به اين نكته مهم توجه نشود به نوعي نقض غرض در فعاليتي كه بايد به نتيجه مورد قبول در رابطه با اهداف كلان فرهنگي دست يابد، مبتلا شده‌ايم.

در واقع اگر كفه ترازوي محتوايي در اثري به نحوي بالا و پايين شود كه برآيند كلي آن اين باشد كه جامعه خودي غرق در انواع انحرافات و نادرستي و بزه است و تنها عده بسيار اندكي در برابر اين موج ايستاده‌اند و به‌دست خود تيشه به ريشه خودمان زده‌ايم.

درام از مبارزه خير و شر، خوب و بد و قهرمان و ضد قهرمان شكل مي‌گيرد. اين موضوع در ارتباط با آثاري كه با الگوي ايراني و در وهله نخست براي مخاطب داخلي ساخته مي‌شود هم صادق است و از آن گريزي نيست، اما مهم اين است كه ببينيم يك فيلم يا سريال چگونه وجود بدي يا شر را در جامعه محل وقوع داستانش تصوير مي‌كند و چه تحليلي از كاستي‌ها و كژي‌ها مي‌دهد. آيا جامعه حادث شدن هر بدي را براحتي مي‌پذيرد؟ يا جامعه‌اي ترسيم مي‌شود كه فضاي حاكم بر آن سالم و ايمن است و هر ناهنجاري‌اي را اصلاح يا حذف مي‌كند؟

در سريال ‌هايي كه قصد داريم آنها را براي بيننده برون‌مرزي نمايش دهيم، بايد شرايط اجتماعي ما به صورتي انعكاس پيدا كند كه از فضاي عمومي سلامت فرهنگي و رواني برخوردار بوده و سعي در اصلاح نقايص و ناراستي‌ها داشته باشد.

فقط در اين صورت است كه مخاطب خارجي، اين جامعه را قابل اعتنا مي‌داند و به پيام‌هايي كه از سريال دريافت مي‌كند اعتماد مي‌كند. اين يك اصل كلي است كه جامعه ناسالم قابل الگوبرداري نيست.(جام جم - ضميمه قاب كوچك)