پاسخ به:اصفهان در يك نگاه
سه شنبه 7 شهریور 1391 3:25 PM
كشتار تيمور لنگ از مردم اصفهان
از وقايع و حوادث مهمى كه براى مردم شهر تاريخى اصفهان رخ نموده قتلعامى است كه تيمور لنگ از اين شهر كرد. اين واقعه را تمام مورخين آن زمان نقل كرده و باتفاق آنرا نوشته اند. اجمال آن چنين است كه وقتى تيمور در پائيز سال 789 هجرى عازم تسخير ممالك عراق شد، به اصفهان آمد و از راه اصفهان مىخواست بفتح فارس نائل گردد.
تيمور با لشگريان خود در بيرون شهر اصفهان فرود آمدند و براى استمالت و جلب عطوفت اين پادشاه قهار حاكم شهر كه سيد مظفر كاشى و خالوى سلطان زين العابدين مظفر و از طرف او حاكم بود با جمعى از سادات و علماء و اشراف و بزرگان شهر، به اردوى تيمور رفته و مقرر شد لشگريان تيمور در بيرون شهر بمانند و تيمور در قلعه طبرك منزل نمايد. و ضمناً در تمام دروازه هاى شهر لشگريان تيمور مراقب باشند. تيمور دستورى صادر نمود مبنى بر آنكه آنچه اسب و اسلحه در شهر موجود است بايد بمأمورين او تحويل داده شود. و نيز مقرر شد براى نعل بهاى قشون تيمور وجهى بمردم اصفهان سرشكن گردد و براى جمع آورى اين پول مأمورين تيمور بكار جمع پول مشغول بودند شبى يكى از اهالى تيران آهنگران موسوم به (علىكچهبا) در شهر دُهُلى بزد و عده زيادى گرد او جمع شدند.
مورخين زمان تيمور كه در تعريف اين پادشاه ستمگر مبالغه نموده مىنويسند اين عده وارد محلات شهر شدند و بيشتر مأمورين تيمور را بقتل رسانيدند مگر در چند محله كه مردمان آن عاقل و دورانديش بوده و مأمورين تيمور را در خانه هاى خود پناه داده و مانع قتل آنها شدند. بغير از اين عده از مأمورين بسيارى از لشگريان تيمور كه در آن شب براى خريدن مهمات خود بشهر آمده بودند قريب سه هزار كس بقتل رسيدند و من جمله محمد پسر ختاى بهادر كه ظاهراً داماد تيمور بوده مقتول گشت. علىكچهپا پس از فراغت از اين كشتار باتفاق همراهان بطرف دروازههاى شهر شتافته و جمعى را كه به محافظت دروازه ها مشغول بوده گرفتار و زندان نمودند.
فرداى آنروز كه خبر اين واقعه بگوش تيمور رسيد آتش خشم فاتح آسيا زبانه كشيد و دستور داد لشگريان شهر را تسخير نمايند. مردم شهر كه اين خبر را شنيده درصدد دفاع برآمده و در كنار حصار شهر جنگ خونينى رخ داد و منجمله (تيمور اقبوغا) كه از سرداران مشهور تيمور بود كشته شد. بلاخره شهر بتصرف لشگريان تيمور درآمد. در همين اثنا تيمور كس فرستاد تا لشگريان بمردمان محله سادات و ساكنين كوچه موالى تركه و خانه خواجه امامالدين واعظ آزار نرسانند مىگويند خواجه امام الدين يكسال بود كه وفات كرده بود ولى بپاس احترام او خانه اش در امان ماند علت اين امر اين بود كه تيمور بدراويش و صوفيان و سادات احترام مىگذاشت. بارى تيمور به قتلعام و انواع عقوبت فرمان داد و دستور داد سرهاى كشتگان را هزار هزار نزد او آورند. مىگويند بعضى از لشگريان كه نمىخواستند بدست خود مباشر قتل شوند سرها را مىخريدند و در ابتدا قيمت هر سرى به بيست دينار كبكى بود ولى در آخر آنهائيكه سهم خود را داده بودند سرهاى زيادى را مىفروختند به نيم دينار و كسى نمىخريد.
از اتفاقات شگفت اين است كه جمعى از مردم اصفهان در آنروز از گزند تيغ در امان ماندند و شب خواستند بگريزند از قضا برفى باريد و اثر پاى ايشان در برف بماند و روز ديگر لشگريان تيمور اثر پاى آنها را گرفته در هر كجا كه پنهان شده بودند بيرون آوردند و به تيغ انتقام بگذرانيدند تعداد كشتگان را از هفتاد هزار كمتر ننوشته اند فرمانى كه تيمور پس از قتلعام صادر نمود از اينقرار بود كه هفتاد هزار سر آدمى جمع آرند و از سرها منارهها سازند پس از جمع شدن سرها از دروازه طوقچى تا قلعه طبرك بيست و هشت مناره با هزار و پانصد سر بالا بردند و در طرف ديگر شهر نيز بهمين منوال. بنابر اين آنچه بعضى تصور كرده و اخيراً در يكى از روزنامه هاى محلى، مكان مناره سرهاى كشتگان تيمور را در نزديك بازارچه اسمعيل كوسه معين كرده، اشتباه محض است و منار مذكور متعلق بسرهاى شكار يكى از پادشاهان صفوى بوده و شرح آنرا شاردن نوشته است. واقعه قتلعام اصفهان در آخر شوال و يا پنجم ذيقعده سال 289 هجرى اتفاق افتاده است.