قدغن كردن قليان در زمان شاه ‏عباس

 

شاه ‏عباس با تنباكو و قليان مخالف بود و سعى فراوان كرد كه اين عادت تازه را از ايران براندازد. تنباكو را از بغداد و كردستان مى‏آوردند و تجّار انگليسى نيز از اروپا و آمريكاى شمالى آن ‏را وارد ايران مى‏كردند و در اصفهان دكانهاى تنباكو فروشى، از كيسه‏ هاى توتون و تنباكو انباشته بود. در اواخر پادشاهى شاه‏ عباس، كشيدن قليان و چپق به‏ قدرى مرسوم شده بود كه اعيان و سران دولت، حتى در سوارى و سفر و گردش، قليان همراه مى‏بردند و همچنان سواره مى‏كشيدند.
نوشته‏ اند كه شاه‏ عباس يك‏روز كه جمعى از سران كشور در مجلسى مهمان وى بودند، دستور داد تا همه سرقليان‏ ها را از «پِهنِ» خشك و كوبيده اسب چاق كردند و براى سرداران و ميهمانانى كه قليان مى‏كشيدند، به مجلس آوردند، سپس رو به ايشان كرد و گفت: «بينيد كه اين تنباكو چطور است. آن‏را وزير همدان براى من فرستاده و مدعيست كه بهترين تنباكوى دنياست . همه كشيدند و تعريف كردند و به سليقه وزير همدان آفرين گفتند، آنگاه شاه رو به قورچى‏باشى كرد و گفت: ميل دارم عقيده خود را بى‏تعارف بگوئى. قورچى‏باشى گفت: «به سر مقدس قبله عالم كه از هزار گُل خوش‏بوتر است.» شاه نظرى به تحقير بر او افكند و گفت: «مرده شوى چيزى را ببرد كه نمى‏توان آن را از پِهن تشخيص داد!»
عاقبت نيز كشيدن تنباكو و توتون را قدغن كرد و به حكم او اگر كسى چپق مى‏كشيد، بينى و لبانش را مى‏بريدند. با اينهمه پس از مرگ شاه ‏عباس، بار ديگر كشيدن توتون و تنباكو رواج گرفت و بسيارى از مردم ايران به اين عادت، كه هنوز هم باقى است، گرفتار شدند.