اصفهان در يك نگاه
سه شنبه 7 شهریور 1391 2:40 PM
اصفهان به لحاظ واقع شدن در مركز جغرافيائى ايران و با داشتن آب و هوايي معتدل و خاكى حاصلخيز و آب كافى زاينده رود از ديرباز به عنوان مكانى براى سكونت، مورد توجه بوده است.احتمالاً از عصر ساسانيان كه سپاهيان (اسپهان) در دشت حاصلخيز اطراف شهر گرد آمدند به اين نام خوانده شده است. در سال 19 هجرى اصفهان بدون جنگ و خونريزى و با انعقاد يك صلحنامه به دست سپاهيان اسلام افتاد و جزئى از سرزمين وسيعى شد كه اسلام بر آن حكومت مىكرد. در دوره سيصدساله پس از آن، اين شهر اغلب دست به دست مىشد تا اينكه در قرن چهارم هجرى، در زمان آل زيار و آل بويه، به عنوان پايتخت مورد استفاده قرار گرفت. در قرن پنجم، در دوران سلجوقيان، پايتخت امپراطورى وسيعى شد كه يك مرز آن رود سيحون و مرز ديگرش سواحل شرقى درياى مديترانه بود. غارت وحشيانه شهر به دست تيمورلنگ و قتل عام ساكنان آن در سال 789 هجرى، اصفهان رابه وضع اسفبارى دچار كرد.
در زمان اولين حكمرانان صفوى در قرن دهم هجرى اصفهان از مراكز مهم تجارت، فرهنگ و صنعت گرديد و در اوايل قرن يازدهم (1006 ه) پايتخت شاه عباس از قزوين به اصفهان انتقال يافت و قريب يك قرن و نيم اين شهر پايتخت سلسله صفويه بوده، از شهرت جهانى برخوردار شد. پس از هجوم سخت و وحشيانه محمود افغان به اصفهان و قتلعام مردم و سرنگونى شاه سلطان حسين صفوى، اصفهان ديگر مركزيت خود را از دست داده، سير صعودى رونق و آبادانى آن متوقف شد. با روى كارآمدن سلسله قاجاريه و حاكميت ظل السلطان بر اصفهان، بسيارى از آثار بجا مانده از دوران صفويه بهدست اين حاكم ظالم يا نابود شد و يا به فروش رفت، به طورى كه امروز نام آنها را تنها در ميان كتابها مىتوان يافت.
هم اكنون اصفهان از مراكز مهم صنعتى و تجارى ايران بوده، به دليل وجود آثار تاريخى و باستانى بسيار و فضاهاى طبيعى فراوان مورد توجه هموطنان و جهانگردان قرار دارد.
در علت نامگذارى اصفهان وجوه مختلفى گفته اند كه برخى به اساطير شباهت دارد و پارهاى از گفتهها هم سند و دليلى ندارد، مانند قصه سوزانيدن نمرود ابراهيم خليل را، كه چون به اصفهانيان امر شد كه در سوزانيدن خليل الله شركت كنند و از قبول آن خوددارى كردند در باره آنها گفته شد: «اسپاهآن» يعنى آنها سواران خدايند. يا اينكه اصفهان از بناهاى اصبهان بن فلوج بن سام بن نوح(عليهالسلام) است و يا در «روضات الجنات» آمده كه اينجا دريا بوده است و سليمان(عليهالسلام) به جن فرمان داد كه براى او در محل معروفى بنام گاوخوانى نقبى زدند و زمين آن خشك شد و در دامنه جنوبى آن رود بزرگ زندهرود جارى بود تا اينكه سليمان(عليهالسلام) با موكب وارد آنجا شد و از آب و هواى آنجا لذت برد و لذا به وزيرش «آصف» به آنجا اشاره كرد و چون به بسيارى از لغات صحبت مىكرد به فارسى گفت آصف هان كه هان در فارسى اشاره به جاى نزديك است و مقصود اينكه زمينى كه مىطلبيدم همين است، از اين جهت آصفهان گفته شده است.
آنچه منطقى بنظر مىرسد وجه تسميهاى است كه حمزه اصفهانى اختيار كرده و آن چنين است: لفظ اصبهان و اصفهان و اصفاهان از اسپاهان كه به معنى سپاهها و لشگر است گرفته شده و اسپاه و اسپه نام لشگر است. از اينرو اصفهان را كه مركز سپاه بود. اسپاهان خواندهاند و چون مردم اصفهان از زمان كاوه آهنگر به سپاهىگرى شهرت داشتند و در دوره ساسانيان براى حمل درفش كاويانى فقط از وجود آن استفاده مىكردند و «اساوره»اى كه در بين تازيان شهرت دارد همان سواران برجسته مردم اصفهان هستند و لذا نام اصفهان كه معرب از كلمه اسپاهان است بر اين شهر نهاده شده است.