پاسخ به:حیا در فرهنگ دینی
سه شنبه 7 شهریور 1391 11:20 AMحیا و عفت ورزی
واژه حیا و عفت در بسیاری از متون کنار هم آمده اند و دلیلش آن است که استمرار حیا، آدمی را به عفت و پاکدامنی سوق داده و در نهایت، انسان را از ارتکاب گناهانی چون: خوردن مال حرام(عفت شکم)، فحشا( عفت جنسی) و دشنام( عفت زبان) باز می دارد.
البته باید اذعان کرد که قلمرو حیا، فراگیر و مربوط به موضوع خاص و محدودی نمی باشد. زندگی اولیای الهی همواره با حیا و عفت قرین بوده و بهترین الگو برای مشتاقان کمال جو و طالبان سعادت است. جلوه ای از حیا در عفت ورزی حضرت یوسف (علیه السلام) مشاهده می شود، آن گاه که همسر عزیز مصر درباره اش می گوید:« من از او تقاضای مراوده کردم و او عفت ورزید». آری شرم و حیای یوسف (علیه السلام) او را از تن دادن و تسلیم شدن در برابر درخواست شیطانی همسر عزیز مصر(زلیخا) مصون داشت و به زیور پاکدامنی آراست.
در زندگی حضرت موسی (علیه السلام) نیز آمده است که وقتی حضرت شعیب (علیه السلام) از آن حضرت به پاس خدمت به دخترانش قدردانی نمود، دخترش گفت: او را استخدام کن که بهترین فرد، قوی و امین است. شعیب (علیه السلام) در جواب اظهار داشت: قوی بودن او را در موقع آب کشیدن از چاه دیدی، ولی امین بودنش را از کجا فهمیدی؟ دختر گفت: وقتی از وی خواستیم به حضور شما بیاید، من برای نشان دادن راه خانه از جلو حرکت می کردم و موسی از پشت سر می آمد، هنوز مسافتی راه نیامده بودیم که او خواست جلو برود و من از پشت سرش حرکت کنم و دلیل تقاضایش این بود که باد، لباس مرا تکان می داد و ممکن بود با دیدن این وضع، از او عملی برخلاف عفت صورت گیرد(۵).
حضرت زهرا (علیهما السلام) که مصداق واقعی حیا، عفت و اسوه زنان جهان است، هنگامی که در بستر بیماری قرار گرفت، از « اسما» خواست برایش تابوتی تهیه کند که در موقع حمل، بدنش پیدا نشود. اسما پیشنهاد ساخت تابوتی را داد که مردم حبشه برای حمل جنازه از آن استفاده می کردند و به خاطر دیواره بلندش، جسم میت پنهان می ماند.
حضرت فاطمه (علیهما السلام) از این نظر بسیار خوشحال شد و دستور داد برایش تدارک ببینند. در این ماجرا، حیا و عفت ورزی حضرت حتی پس از رحلتش قابل توجه است.
قلمرو حیا بسی گسترده است و اولیای الهی بهترین نمونه رعایت حیا، عفت و تقوا هستند. حضرت ابوطالب در وصف حالات مأخوذ به حیای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: هیچ گاه پیامبر را برهنه ندیدم، و هیچ کس نیز او را در حال قضای حاجت ندید.
حیا و پوشش
هرگاه صحبت از پوشش می شود، ساده ترین چیزی که به ذهن می رسد، لباس است. کارکردهای لباس گسترده اند، اما وظایف اصلی آن، محافظت بدن از سرما و گرما و آراستگی و زیبایی ای است که به تن می دهد. پوشیدگی، عامل زیبایی است و در مقابل، برهنگی با عرضه زیبایی در تعارض و تقابل می باشد. همان گونه که پوشش، نقش مهم در زیباسازی دارد، حیا هم خلعت و پوشش زیبای انسانیت است و هدفش حفظ قامت رعنای بشر از گناه است.
امام علی (علیه السلام) فرمود:« حیا، لباسی بلند و حجابی منع کننده و پوششی نگه دارنده از بدی هاست»(۶). آن حضرت بهترین لباس دین را حیا می داند که به زیبایی، آراستگی و جذبه دین کمک می کند. همان گونه که از حیا به عنوان ارزش یاد می شود و پوشیدگی، نشان وقار و حیاست؛ بی حیایی، ضد ارزش و شخصیت انسان بی حیا، دریده و عریان معرفی گردیده است.
از رابطه تنگاتنگ مفهوم «حیا» و « پوشش» در می یابیم که حیا، با ستر، قرین است و بی حیایی، با برهنگی در احوال حضرت موسی (علیه السلام) آمده است: چنان بر پوشیدگی خویش محافظت می نمود که مردم فکر می کردند بیماری جسمانی دارد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در این رابطه فرموده است:« همانا موسی (علیه السلام) مردی باحیا و پوشیده بود که به دلیل حیایش هیچ نقطه ای از بدن وی دیده نشد»(۷).
حضرت علی (علیه السلام) فرمود:« پیامبر گروهی را دید که برهنه استحمام می کردند بدون آنکه لنگی بسته باشند؛ به همین جهت ایستاد و با صدایی رسا فرمود: چرا برای خدا احترام و تعظیمی قائل نمی شوید؟!»(۸)
احتمالاً این واقعه مربوط به زمانی بوده که مردم در فضاهای عمومی شستشو می کردند و حتی در مواقع دیگر به پوشش تن اهمیت نمی دادند و چه بسا در حین کار پوششی که به کمر داشتند، می افتاد و عریان می شدند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به شخصی که چنین وضعیتی داشت، فرمود:« لباست را بپوش و عریان راه نرو!»
بی توجهی به امر پوشش- خصوصاً عورت در مردان و تمام بدن زن از دیگران- باعث شد با نزول آیه «حجاب» پوشش زنان مسلمانان تغییر نماید و زنانی که تا آن هنگام فقط سر خود را می پوشاندند و گوشواره، بناگوش و گردن و سینه شان باز می ماند، ملزم به رعایت حجاب شوند و با فرمان قرآن که:« روسری های خود را بر سینه افکنید» چارچوب حیا و پوشش در آنان محکم تر و کامل تر شد تا از تیررس نگاه مردم بیگانه دور مانند و از خودنمایی و جلوه گری نیز بپرهیزند.
بنابراین هرچه حیا و پوشش رعایت گردد و مصداق های پوشش در نوع دوخت و جنس لباس از حیث تنگی و چسبندگی و نازکی اصلاح گردد، جامعه به سوی امنیت، آرامش و سعادتمندی می رود. حضرت علی (علیه السلام) بر تن کنندگان لباس نازک را دیندار نمی داند و می فرماید:« بر شما باد پوشیدن لباس های ضخیم(غیرنازک)؛ چرا که هرکس لباسش نازک باشد، دینش ضعیف است»(۹).
پوشش های ناقص، چسبان و نازک – که مبتلا به جامعه اسلامی گردیده- ناشی از رقت حیا می باشد که می تواند فرد و جامعه را به سوی انحطاط و گمراهی بکشاند؛ زیرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:« هلاکت زنان امت من، در دو چیز نهفته است: طلا و لباس نازک»(۱۰).