cia بدانيم، ايمان از سنخ معرفت نيست و نوعي حالت روحي خواهد بود؛ ولي اگر از ريشه لاتين Fides اخذ شده باشد، از سنخ علم و آگاهي است (دائره‌المعارف فلسفي پل ادواردز، ص 1230).

بنابراين، ديدگاه متکلمين مسيحي در اين زمينه ديدگاه يکپارچه نيست. برخي از آن‌ها بر بُعد معرفتي ايمان تاکيد مي‌کنند و برخي از آن‌ها بر جنبه‌هاي احساسي- عاطفي و دروني آن.

امروزه تلقي دوم در غرب اعتبار بيشتري يافته است. هر يک از اين دو نگرش درباره ايمان، پيامدها و لوازم خود را دارد و همان‌طور که گفتيم ريشه در ديدگاهي دارد که طرفداران هر ديدگاه نسبت به دين و آوزه هاي وحياني دارد.

ديدگاهي که از ايمان معرفتي دفاع مي‌کند دين و وحي را به عنوان منبعي مي‌داند که حاوي مجموعه‌اي از گزاره‌هاي صادق است که از زبان پيامبران اعلام، ثبت و ضبط مي‌شوند. اما طرفدارن ديدگاه ايمان غير معرفتي دين و گزاره‌هاي وحياني را گزاره‌هايي صادق و خطاناپذير نمي‌دانند. طرفداران ديدگاه معرفتي معتقدند ايمان غيرمعرفتي عقل را در مقابل دين قرار مي‌دهد. ايمان غيرمعرفتي که در غرب با مکتب ايمان گروي شناخته مي‌شود، به دليل اينکه لوازم معرفت شناختي عقل ستيزانه اي دارد، در ميان متکلمين مسلمان طرفداران زيادي ندارد. از سوي ديگر، اين انديشه در تفکر ديني نمادي از انديشه سکولار است که مورد قبول عامه‌ي متکلمين اسلامي نيست. در انديشه اسلامي همواره علم و ايمان در کنار و همساز با يکديگر در برابر عمل قرار مي‌گيرند و تضاد و تقابلي ميان معرفت و ايمان ديده نمي‌شود.

در ادامه اين ديدگاه‌ها را مورد بررسي بيشتري قرار خواهيم داد تا خواننده محترم بتواند قضاوت بهتري درباره اين دو ديدگاه داشته باشد.

 عليزاده

 

بخش اعتقادات تبيان


مقاله پيشين:

ايمان از سنخ علم نيست