ویژگیهای حکومت اسلامی

حكومت در اسلام به مفهوم تبعیت از قانون است، و فقط قانون بر جامعه حكمفرمایى دارد. آنجا هم كه اختیارات محدودى به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و ولات داده شده، از طرف خداوند است. حضرت رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) هر وقت مطلبى را بیان یا حكمى را ابلاغ كرده‏اند، به پیروى از قانون الهى بوده است: قانونى كه همه بدون استثنا بایستى از آن پیروى و تبعیت كنند. حكم الهى براى رئیس و مرءوس متبع است.

یگانه حكم و قانونى كه براى مردم متبع و لازم الاجراست، همان حكم و قانون خداست. تبعیت از رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) هم به حكم خدا است كه مى‏فرماید: و اطیعُوا الرَّسول (از پیامبر پیروى كنید). پیروى از متصدیان حكومت یا اولوا الامر نیز به حكم الهى است، آنجا كه مى‏فرماید: أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسولَ وَ أُولِی الأمْرِ مِنْكُمْ.(1) رأى اشخاص، حتى رأى رسول اكرم(صلی الله علیه و آله)، در حكومت و قانون الهى هیچ گونه دخالتى ندارد: همه تابع اراده الهى هستند. حكومت اسلام سلطنتى هم نیست تا چه رسد به شاهنشاهى و امپراتورى.(2)

در این نوع حكومتها حكام بر جان و مال مردم مسلط هستند و خودسرانه در آن دخل و تصرف مى‏كنند. اسلام از این رویه و طرز حكومت منزه است. به همین جهت در حكومت اسلامى بر خلاف رژیم سلطنت و شاهنشاهى و امپراتورى، اثرى از كاخهاى بزرگ، عمارات كذایى، خدم و حشم، دفتر مخصوص، دفتر ولیعهد، و دیگر لوازم سلطنت، كه نصف یا بسیارى بودجه مملكت را از بین مى‏برد، نیست. زندگى پیغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله) را كه رئیس دولت اسلام بود و حكومت مى‏كرد همه مى‏دانید. بعد از آن حضرت نیز تا قبل از دوره بنى امیه این سیره و روش باقى بود. دو نفر اول سیره پیغمبر(صلی الله علیه و آله) را در زندگى شخصى و ظاهرى حفظ كرده بودند؛ گرچه در امور دیگر مخالفتها كردند؛ كه انحراف فاحشْ دوره عثمان ظاهر شد(3) همان انحرافهایى كه ما را امروز به این مصیبتها دچار كرده است.

در عهد حضرت امیر المۆمنین(علیه السلام) طرز حكومت اصلاح شده و رویه و اسلوب حكومت صالح بود. آن حضرت با اینكه بر كشور پهناورى حكومت مى‏كرد، كه ایران و مصر و حجاز و یمن از استانهاى آن بود، طورى زندگى مى‏كرد كه یك طلبه فقیر هم نمى‏تواند زندگى كند. به حسب نقل وقتى كه دو پیراهن خرید، یكى را كه بهتر بود به قنبر (مستخدم خود) داد؛ و پیراهن دیگر را كه آستینش بلند بود براى خود برداشت؛ و زیادى آستین را پاره كرده پیراهن آستین پاره را بر تن كرد.(4)

رأى اشخاص، حتى رأى رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)، در حكومت و قانون الهى هیچ گونه دخالتى ندارد: همه تابع اراده الهى هستند

در صورتى كه بر كشور بزرگ و پر جمعیت و پر درآمدى فرمانروایى مى‏كرد. هرگاه این سیره حفظ مى‏شد و حكومت به شیوه اسلام مى‏بود، نه تسلط بر جان و مال مردم، نه سلطنت و نه شاهنشاهى، این ظلمها و غارتگریها و دستبرد به خزانه عمومى و فحشا و منكرات واقع نمى‏شد. بسیارى از این مفاسد از همان هیأت حاكمه و خانواده حاكم مستبد و هوسران سرچشمه مى‏گیرد. این حكام هستند كه اماكن فساد درست مى‏كنند؛ مراكز فحشا و میگسارى مى‏سازند؛ و موقوفات را صرف ساختن سینما مى‏كنند.

از طرف دیگر، تشكیلات ادارى زاید و طرز اداره توأم با پرونده‏سازى و كاغذباز كه از اسلام بیگانه است، خرجهایى بر بودجه مملكت تحمیل مى‏كند كه از خرجهاى حرام نوع اول كمتر نیست. این سیستم ادارى از اسلام بعید است. این تشریفات زاید كه براى مردم جز خرج و زحمت و معطلى چیزى ندارد از اسلام نیست. مثلًا آن طرزى كه اسلام براى احقاق حقوق و حل و فصل دعاوى و اجراى حدود و قانون جزا تعیین كرده است بسیار ساده و عملى و سریع است. آن وقت كه آیین دادرسى اسلام معمول بود، قاضى شرع در یك شهر با دو سه نفر مأمور اجرا و یك قلم و دوات فصل خصومات مى‏كرد، و مردم را به سراغ كار و زندگى مى‏فرستاد. اما حالا این تشكیلات ادارى دادگسترى و تشریفات آن خدا مى‏داند چقدر زیاد است. و تازه هیچ كارى هم از پیش نمى‏برد.

اینهاست كه مملكت را محتاج مى‏كند، و جز زحمت و معطلى اثرى ندارد.

 

پی نوشت :

1 - نساء / 59.

2 - امپراطورى عنوان كشورهائى است با وسعت زیاد، داراى جمعیت بسیار، مركب از ملل و نژادهاى مختلف كه تحت حكومت یك فرمانروا (امپراطور) وحدت یافته باشد.

3 - شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج 2، ص 126 - 161، شرح خطبه 30؛ و ص 324 - 333 و ج 3، ص 3 - 69، شرح خطبه 43؛ و ج 9، ص 3 - 30؛ شرح خطبه 135. و الغدیر، ج 8، ص 97 - 323.

4 - بحار الانوار، ج 40، ص 324.

بخش اعتقادات شیعه تبیان

 

 


منبع :

امام خمینی ، ولایت فقیه ، ص 34 – 36