پاسخ به:اعتقادات شیعه
دوشنبه 6 شهریور 1391 3:45 PMچرا فرشته ها نبی نشدند؟!
از جمله مسائل اعتقادی بسیار مهم بحث نبوت است. پیامبر به عنوان انسانی معنوی والهی دارای ویژگی های منحصر به فردی است که وظایف خاصی را نیز برعهده دارد. اعتقاد به نبوت و صفات و مشخصات نبی از جمله اصول اعتقادی است که باید همگان به عنوان مسلمان دلایل عقلی بر آن داشته باشند. در این نوشتار می کوشیم به بررسی این موضوع و امتیازات پیامبران بپردازیم.
امتیازات پیامبری با خواست معقول بشر
عظمت و اهمیت مقام پیامبری اقتضا دارد که پیامبران الهی از ویژگی ها و امتیازات معنوی خاصی برخوردار باشند. وجود این امتیازات، افزون برآن که برای پذیرش این مسئولیت خطیر و انجام شایسته آن ضرورت دارد، زمینه ی مناسبی را برای پذیرش مردم و دعوت آنان فراهم می آورد. خواست طبیعی بشر آن است که راهنمایان و رهبران دینی آنان افرادی برگزیده و ممتاز باشند و پذیرش پیامبری کسی که هیچ ویژگی ممتازی ندارد نامعقول و ناموجه است.
پیامبران انسان های ممتاز!
از جمله وجوه امتیاز و برتری انبیای الهی آن است که آن ها قادرند وحی الهی را دریافت نمایند. خداوند متعال برای هدایت مردم به سوی کمال و سعادت حقیقی انسانهایی را مبعوث می گرداند تا معارف و قوانینی را که بشر به آن نیازمند است، در اختیار آنها نهند و از این طریق، شناخت عقلی آنان را تکمیل کنند. اساساً یکی از شئون اصلی پیامبری ابلاغ آموزه های دینی به بشر است و بدیهی است که این ابلاغ مسبوق به آگاهی شخص پیامبر از این آموزه هاست. به عبارت روشن تر پیامبر ابتدا باید برمعارف و احکام دینی آگاه شود و سپس آن را به مردم ابلاغ نماید. منبع شناخت پیامبر و تعالیم وی هیچ یک از منابع شناخت بشری از حس و تجربه و عقل نیست بلکه آموزه های انبیاء ادراک ویژه ای است که از آن به وحی تعبیر می شود. بنابراین یکی از مهم ترین امتیازات پیامبران بهره مندی آنان از وحی و ادراک وحیانی است.
حال ما در فهم حقیقت وحی، حال آن نابینایی است که در پی شناسایی رنگهاست و انبیاء همچون انسانهای بینایی اند که رنگها را مشاهده می کنند
وحی چیست؟!
واقعیت این است که حقیقت وحی برای ما ناشناخته است، زیرا این نوع ادراک و شناخت از مختصات و ویژگی های انسانهای برگزیده و ممتاز یعنی پیامبران است و بشر عادی راهی بدان ندارد و نمی تواند تجربه ای از آن بدست آورد. بنابراین حال ما در فهم حقیقت وحی، حال آن نابینایی است که در پی شناسایی رنگهاست و انبیاء همچون انسانهای بینایی اند که رنگها را مشاهده می کنند. همان گونه که شخص نابینا صرفا می تواند از راه برخی ابعاد و ویژگی ها به تصویر مبهمی از رنگ دست یابد، ما نیز تنها با بهره گیری از مفاهیمی که از برخی ابعاد و ویژگی های ادراک وحیانی حکایت می کنند می توانیم آشنایی دورادور و مختصری از این نوع ادراک پیدا کنیم، در حالی که دستمان از رسیدن به حقیقت آن کوتاه است. به این ترتیب در تعریف وحی می توان گفت: وحی نوعی ادراک خاص است که با ادراکات معمول بشری کاملا تفاوت دارد و از راههایی مانند حس، حدس یا تعقل و تفکر حاصل نمی گردد. خداوند متعال از رهگذر این ادراک ویژه، حقایق و معارف دینی را به پیامبر منتقل می سازد و پیامبر نیز در این دریافت، دچار خطا یا شک و تردید نمی شود.
با توجه به تعریف وحی، معلوم می شود که وحی نوعی ارتباط خاص میان انسان موجود در عالم طبیعت با وراء طبیعت است، ارتباطی که از رهگذر آن حقایقی از عالم بالا به پیامبر منتقل می گردد و در نتیجه جان او براین حقایق آگاهی می یابد. حال ممکن است این شبهه مطرح شود که وحی به معنای یاد شده، امر غیر ممکنی است زیرا حصول هر ارتباطی در گرو تناسب و سنخیت دو طرف آن است در حالی که میان انسانی که در عالم طبیعت به سر می برد با ورای طبیعت سنخیتی وجود ندارد.
پاسخی منطقی!
در پاسخ به این شبهه می توان گفت: انسان موجودی صرفا مادی و طبیعی نیست، بلکه بُعد روحانی و غیر مادی (مجرد) دارد و وجود همین بعد غیر مادی در انسان که همان روح مجرد اوست امکان ارتباط با ماورای طبیعت و عوالم غیر مادی را فراهم می سازد. البته از این نکته نیز نباید غفلت ورزید که صرف تجرد روح انسان برای دریافت وحی کافی نیست، زیرا در این صورت هر انسانی قابلیت دریافت آن را می داشت. بلکه تلقی معارف وحیانی نیازمند آن است که جان آدمی در غایت طهارت و پاکی، و روح او در نهایت قوت و کمال باشد. از همین جا سّر اختصاص وحی به گروهی از انسانها یعنی پیامبران آشکار می شود. زیرا دیگران فاقد شایستگی روحی لازم برای دریافت وحی هستند.
چرا فرشته ها پیامبر نشدند؟!
در همین راستا با توجه به لزوم برتری معنوی پیامبران بر انسانهای عادی ممکن است این سۆال مطرح شود که چرا خداوند متعال پیامبران خود را از میان فرشتگان انتخاب نکرد تا هم برتر از انسانها باشند و هم زمینه ی مناسبی برای پیروی مردم از آنان فراهم آید؟
منبع شناخت پیامبر و تعالیم وی هیچ یک از منابع شناخت بشری از حس و تجربه و عقل نیست بلکه آموزه های انبیاء ادراک ویژه ای است که از آن به وحی تعبیر می شود. بنابراین یکی از مهم ترین امتیازات پیامبران بهره مندی آنان از وحی و ادراک وحیانی است
پاسخ به یک سۆال!
در پاسخ به این سۆال می توان گفت که با توجه به اهداف بعثت پیامبران لازم است پیامبر به گونه ای باشد که به راحتی با امت خویش ارتباط برقرار کند تا بتواند رسالت خویش را به آنان ابلاغ نماید و رهبری جامعه را در صورت رفع موانع به عهده گیرد. همچنین یکی از شئون اصلی پیامبری، اسوه و سرمشق بودن انبیاء برای مردم است و بدیهی است تنها یک موجود انسانی می تواند سرمشقی واقعی برای دیگر انسانها باشد. به علاوه نزول ملائکه بر انسانها به عنوان پیامبران الهی، چه بسا سبب شود که حداقل گروهی از مردم دعوت آنان را از روی اضطرار بپذیرند و در این صورت زمینه برای پذیرش یا رد آزادانه و اختیاری ادیان از بین می رود حال آنکه اراده الهی آن است که هر انسانی راه خود را با اختیار برگزیند. قرآن کریم نیز در پاسخ به این سۆال منکران که چرا پیامبران از جنس فرشتگان نیستند می فرماید:
"و لو جعلناه مَلَکاً لجعلناهُ رَجُلاً و لَلَبَسنا علیهم ما یلبسون" و اگر او را فرشته ای قرار می دادیم حتما وی را به صورت مردی درمی آورد یم و امر او را همچنان بر آنان مشتبه می ساختیم. (انعام /9)
چکیده :
پیامبران الهی از ویژگی ها و امتیازات معنوی خاصی برخوردارند زیرا آن ها قادرند وحی الهی را دریافت نمایند، تا معارف و قوانینی را که بشر به آن نیازمند است، در اختیار آنها نهند و از این طریق، شناخت عقلی آنان را تکمیل کنند .با توجه به اهداف بعثت پیامبران، لازم است پیامبر به راحتی با امت خویش ارتباط برقرار کند زیرا آنان اسوه و سرمشق مردم هستند .
ن. رادفر
بخش اعتقادات شیعه تبیان
فهرست منابع و مآخذ:
1- کلام اسلامی – دکتر سعیدی مهر
2- الحاضرات فی الالهیات – دکتر سبحانی
3- کشف المراد – علامه حلّی
4- تفسیر المیزان – علامه طباطبائی