به ما لطف فرمودند!

 


از جمله ادله ی مشهور برای اثبات لزوم و وجوب بعثت انبیاء قاعده ی لطف است. براساس این قاعده ی عقلی ، پیامبران بایستی از جانب خداوند متعال فرستاده می شدند چون لطف الهی واجب است. ما در این نوشتار می کوشیم این استدلال را تبیین نماییم و توضیح دهیم چگونه چنین موضوعی درست است و آیا مخالفی برای این نظریه وجود ندارد؟!


 

باید می آمدند!

براساس نظر اندیشمندان شیعی و متفکران عقلی بعثت و نبوت  پیامبران واجب است! یعنی بر خداوند متعال لازم بود که انبیاء را برای هدایت بشر بفرستد. استدلال این مطلب آن است که تکالیفی که از طریق گفته ی انبیاء و اوامر و نواهی آن ها برای ما ثابت می شوند، الطافی هستند در تکالیف عقلی. یعنی هر گاه انسان برانجام واجباتی که شرع معین کرده است کوشا باشد و از نواهی که شرع معین نموده است برحذر باشد به انجام واجبات عقلی و خودداری از نواهی عقلی نزدیکتر می گردد. زیرا شرع و احکام شرع را به بشر ارزانی دارند. بنابراین بعثت انبیاء امری واجب و لازم بوده است!

لطف چیزی است که مکلّف با بودن آن به انجام طاعت نزدیکتر می شود و از انجام معصیت دورتر می گردد به شرط آن که تأثیری در متمکن ساختن مکلف برانجام تکلیف نداشته باشد و به حد اجبارمکلف برانجام فعل هم نرسد

لطف شما زیاد!

ممکن است گفته شود چرا لطف برخداوند واجب است؟! یعنی براساس این ادعا برخدا ضروری و واجب است که به بندگان خود لطف نماید؟! برای توضیح و تبیین این مساله نخست باید دانست لطف دقیقاً به چه معناست؟! لطف چیزی است که مکلّف با بودن آن به انجام طاعت نزدیکتر می شود و از انجام معصیت دورتر می گردد به شرط آن که تأثیری در متمکن ساختن مکلف برانجام تکلیف نداشته باشد و به حد اجبارمکلف برانجام فعل هم نرسد.

 

لطف با قید و شرط!

براساس تعریف دقیقی که از لطف ارائه شده است. هر آنچه از جانب خداوند متعال برای هدایت و نزدیکتر ساختن بندگان به اطاعت از اوامر الهی فرستاده شود، لطف است و نیز هر آنچه از جانب پروردگار برای دور ساختن بندگان از ارتکاب معاصی و محرمات ارائه شود لطف است. البته در صورتی که مکلف مجبور به انجام تکلیف و خودداری از معاصی نشود چون در این صورت دیگرلطف نیست بلکه اجبار خواهد بود و لطف الهی منافاتی با آزادی و اختیار بنده ندارد و بنده خود باید انتخاب کند و راه صحیح را بپیماید. بنابراین لطف پروردگار اختیار انسان را محدود و یا خدشه دار نمی کند!

 

لطف واجب!

حال که تعریف دقیق لطف معلوم شد باید گفت لطف و لطف کردن برخداوند متعال واجب است زیرا در غیر این صورت نقض غرض شارع مقدس می شود. به بیان واضح تر لطف خداوند موجب تحقق غرض شارع می شود. زیرا شرع نیز نزدیکی به واجبات و ترک از معاصی را می خواهد و لطف ، مسیر بنده را در این راه هموار می نماید، بنابراین لطف برخداوند واجب است!

 

گروههای مخالف لطف!

البته باید تصریح نمود که وجوب لطف برخداوند از نظر همه ی اندیشمندان اسلامی مورد قبول نیست! گروهی از متکلمان اسلامی به نام اشاعره هستند که معتقدند لطف برخداوند واجب نمی تواند باشد زیرا در این صورت خداوند را مجبور ساخته اند که لطف نماید!

براساس قاعده ی عقلانی لطف ، بعثت انبیاء لازم و واجب است و اگر خداوند متعال انبیاء را نمی فرستاد در غرض خود نقض نموده بود و این در مورد خداوند متعال محال است

و این با اراده ی ازلی الهی در تنافی است. در توضیح باید گفت با توجه به تعریف دقیق لطف، لطف کردن خود از صفات الهی است و اگر آن را برخداوند لازم ندانیم در واقع خداوند متعال را از صفتی که دارد بری و تهی فرض نموده ایم!

با توجه به این توضیحات معلوم میشود  که نمی توان لطف را برخداوند واجب ندانست!

 

پایان بحث!

براساس مباحثی که مطرح شد معلوم می شود که براساس قاعده ی عقلانی لطف ، بعثت انبیاء لازم و واجب است و اگر خداوند متعال انبیاء را نمی فرستاد در غرض خود نقض نموده بود و این در مورد خداوند متعال محال است. در کلامی از امیر المۆمنین (علیه السلام) نیز به این مطلب اشاره شده است که حضرت فرمودند: ایها الناس، ان الله تبارک و تعالی لما خلق خلقه اراد أن یکونوا علی آداب رفیعة و اخلاق شریفة فعلم انهم لم یکونوا ذلک الا بان یعرفهم ما لهم وما علیهم و التعریف ما یکون الا بالامر و النهی و الامر و النهی لا یجمعان الا بالوعدو الوعید، ای مردم همانا وقتی خداوند متعال خلقش را آفرید اراده نمود که آن ها براساس آداب رفیع و اخلاق شریف باشند ، پس می دانست که این امر تحقق نمی شود مگر به آن که  ،آنها بدانند چه چیزی به نفعشان و چه چیزی بر علیه شان است و شناخت (آنچه به نفع و ضرر آدمی است) نیز جز با امر و نهی محقق نمی گردد و امرو نهی تنها با وعده و وعید حاصل می شود. (بحار الانوار، ج5، ص316) و می دانیم که وعده و وعید ازطریق انبیاء به بشر می رسد، بنابراین خداوند از هنگامی که بشر را خلق نمود برای تحقق غرض خویش لازم بوده است که انبیاء را برای هدایت بشر بفرستد! این استدلال دقیق و محکم در نهایت سادگی در تعبیر شریف حضرت مطرح شده است که به قول معروف "مو لای درزش نمی رود"!

بخش اعتقادات شیعه تبیان

 


منابع و مآخذ:

1-    محاضرات فی الالهیات – سبحانی – فی النبوة العامة

2-    کشف المراد – علامه ی حلی – فی وجوب البعثة

3-    تجرید الاعتقاد – خواجه نصیر الدین طوسی – فی وجوب البعثة

4-    بحار الانوار – علامه ی مجلسی – ج5، ص316

5-    شرح کشف المراد – دکتر علی شیروانی – ج1، ماهیت لطف و احکام آن