بزرگان خود را گرامى شمار / تو را گر بود جان من این شعار

کنند از تو کوچک تران احترام‏ / به نیکىّ و خوبى برند از تو نام‏ . . .

 

 

 

“ریشه” گلی است که به شهرت پشت کرده است . . .

جبران خلیل جبران

 

 

 

چو با صدقه منّت گذارى به کَس / تو را این چنین بذل و انفاق بس‏

گناهش ز اجرش بود بیشتر / مزن بر دل بینوا نیشتر . . .

 

 

 

«عقلانیت باز» آن عقلانیتی است که فراموش نمی‌کند که

«یکی» در «چند» است و «چند» در «یکی» . . .

(ادگارمون )

 

 

 

کسى را بود عزّت و احترام / که باشد فروتن چو دارد مقام‏

کند پیشه افتادگى آن بلند / بپرهیزد از نخوت آن ارجمند . . .