ساعت 10 شب يكشنبه 18 آوريل بود. كميسر راجر جان تازه از باشگاه ورزشي برگشته بود كه از مركز فرماندهي پليس به وي اطلاع داده شد، زن جواني به نام ژاكلين بل در آپارتمانش در منطقه كورت دست به خودكشي زده است و از آنجا كه مرگ وي كاملا مشكوك است ضرورت دارد كميسر در محل حاضر و از نزديك درباره مرگ زن جوان تحقيق كند.

 

كميسر با عجله لباس‌هايش را عوض كرد و با سرعت به طرف منطقه كورت در شمال غربي شهر حركت كرد.

مرگ زن جوان در طبقه سوم ساختمان 9 طبقه 211 رخ داده بود. در مقابل ساختمان چند خودروي پليس و تعدادي از همسايه‌ها ديده مي‌شدند.

كميسر وقتي از خودرويش پياده شد، نگاهي به اطراف انداخت و وارد ساختمان شد و با راهنمايي يكي از ماموران به طبقه سوم رفت. داخل آپارتمان تعدادي از ماموران پليس جنايي در حال تحقيق و بررسي بودند.

سروان كانيگز، معاون كلانتري منطقه با ديدن كميسر جلو آمد و بعد از احترام نظامي، وي را به محل حادثه در اتاق خواب مقتول راهنمايي كرد. كميسر با ورود به اتاق، با جسد زن بيچاره كه روي تخت افتاده بود روبه‌رو شد. ژاكلين لباس صورتي بلندي به تن داشت و روسري توري روي سرش ديده مي‌شد.

كف سفيدرنگي از دهان وي خارج شده بود و چهره‌اش مانند گچ سفيد بود. كنار تخت، روي ميز عسلي كوچك، يك بسته خالي قرص آرام‌بخش، ليوان خالي آب، گوشي تلفن همراه و يك كتاب رمان ديده مي‌شد.

كميسر به دقت جسد را مورد بررسي قرار داد و سپس به جستجو در اتاق پرداخت. كميسر در بررسي تلفن همراه مقتول متوجه شد كه وي آخرين بار به مدت 15 ثانيه با شخصي به نام دانيل صحبت كرده و اين آخرين تماس تلفني وي بوده است.

كميسر پس از اين كه به دقت همه جاي آپارتمان را از نظر گذراند به گزارش سروان كانيگز گوش فرا داد.

وي در گزارش خود به كميسر گفت: ساعت حدود 30/21 بود كه مرد جواني كه خودش را دانيل معرفي مي‌كرد با كلانتري تماس گرفت و اعلام كرد كه نامزدش ژاكلين بل دست به خودكشي زده است. وي از ما درخواست كمك كرد و گفت نامزدش آخرين نفس‌هاي زندگي‌اش را مي‌كشد و نياز به كمك فوري دارد. بعد از اعزام نيرو به محل حادثه همكارمان گروهبان كارسترو اعلام كرد كه در ساختمان 211 حاضر است، اما قبل از رسيدن وي زن جوان جان سپرده بود.

شواهد اوليه نشان مي‌دهد كه مقتول به خاطر اختلافاتي كه با نامزد خود داشته، دست به خودكشي زده است. در تحقيقات معلوم شده كه ژاكلين زن فوق‌العاده زودرنج و حساسي بوده و بعد از خوردن قرص‌ها و اقدام به خودكشي، قبل از مرگ تلفني با دانيل صحبت و او را از كار خود مطلع كرده است.

دانيل نيز سراسيمه خود را به اينجا رسانده و با جسد نامزدش روبه‌رو مي‌شود.

سروان كانيگز توضيح داد كه در تحقيق از همسايه‌ها متوجه شديم كه مقتول يك دختر هنرمند و بسيار مودب بوده كه احترام همه همسايه‌ها را داشته است. همچنين رفت و آمد زيادي نداشته و فقط نامزدش دانيل به او سر مي‌زده كه ظاهرا اين اواخر آنها با يكديگر درگير شده بودند و ارتباط‌شان بسيار كمرنگ بوده است.

معاون كلانتري منطقه خاطرنشان كرد: ژاكلين يك طراح و گرافيست بود كه بيشتر كارهايش را در خانه انجام مي‌داد. او تقريبا درآمد خوبي داشت و به تنهايي زندگي مي‌كرد.

پدر و مادرش در 30 كيلومتري شهر در منطقه جرفاي زندگي مي‌كنند و ژاكلين از دو سال پيش از آنها جدا و اين آپارتمان را براي زندگي و كار اجاره كرده بود. او يك سالي است كه با دانيل آشنا شده و تا اين اواخر ارتباط خوبي با يكديگر داشته‌اند.

كميسر پس از دقايقي گفت‌وگو با معاون كلانتري منطقه سراغ دانيل، نامزد جوان و خوش‌قيافه ژاكلين كه زانوي غم بغل گرفته و در گوشه سالن روي مبل لم داده بود، رفت و به بازجويي از وي پرداخت.

دانيل در حالي كه رنگ به چهره نداشت و صدايش مي‌لرزيد به كميسر گفت: واقعا شوكه شدم. هرگز تصورش را هم نمي‌كردم كه ژاكلين نامزدم عزيزم اين چنين شكننده باشد. من در مرگ او مقصر بودم و هيچ‌وقت خودم را به خاطر اين حادثه نمي‌بخشم و تا پايان زندگي در غم از دست دادن ژاكلين عزادار خواهم بود.

وي در ادامه افزود: قرار بود كنار يكديگر زندگي خوبي داشته باشيم. ما به هم عشق مي‌ورزيديم و واقعا همديگر را دوست داشتيم، اما ژاكلين در امر ازدواج عجله داشت و اين در حالي بودكه من از نظر ذهني آمادگي نداشتم و او تصور مي‌كرد علاقه‌ام به او كم شده و كس ديگري را دوست دارم. در حالي كه اصلا چنين چيزي نبود. من هم مشكلات كار داشتم و هم مشكلات بيماري مادرم آزارم مي‌داد.

از اين رو واقعا ذهنم مشغول بود و آمادگي شروع زندگي مشترك را نداشتم و از ژاكلين مي‌خواستم به من فرصت بدهد؛ اما او اصلا نمي‌پذيرفت و به من تهمت خيانت مي‌زد. ديروز هم كه از ظهر با هم بوديم تلاش كردم تا به او آرامش بدهم، اما او همچنان حرف‌هاي خودش را مي‌زد تا بالاخره با هم جر و بحث كرديم و با ناراحتي، او را به آپارتمانش رساندم. او هم كه بسيار حساس و زودرنج بود، نتوانست بر احساس خود غلبه كند و دست به خودكشي زد و مرا با كوله‌باري از گناه تنها گذاشت.

دانيل افزود:‌ بعد از اين كه ساعت 8 او را پياده كردم بدون اين كه خداحافظي كند دور شد. به نظرم رسيد كه تنها باشد بهتر است تا كمي آرام شود. ساعت حدود 8 و30 دقيقه بود كه ژاكلين با من تماس گرفت. صدايش مي‌لرزيد، گفت كه ديگر تحمل اين وضع را ندارد و به همين خاطر دست به خودكشي زده است.

خيلي تلاش كردم او را آرام كنم. فكر مي‌كردم شوخي مي‌كند و مي‌خواهد مرا بترساند، اما بعد از دقايقي صحبت وقتي صدايش ضعيف‌تر شد و بعد تلفن را قطع كرد، خيلي نگران شدم و سراسيمه خودم را به آپارتمان او رساندم و با آن صحنه وحشتناك روبه‌رو شدم. واقعا دلخراش بود. هرگز تصور نمي‌كردم كه ژاكلين دست به اين كار احمقانه بزند والا با خواسته‌اش موافقت مي‌كردم و همين امروز با او ازدواج مي‌كردم.

دانيل توضيحاتي در مورد نحوه آشنايي‌اش با ژاكلين داد و آنگاه در پاسخ به سوال كميسر در مورد شغل خود گفت: يك شركت تبليغاتي دارم كه گاهي سفارش كار به ژاكلين مي‌دادم.

وي همچنين يادآور شد كه قبلا يك‌بار ازدواج كرده و يك دختر دارد.

دانيل در مورد نحوه ورودش به آپارتمان ژاكلين گفت: كليد آپارتمان ژاكلين را داشتم و وقتي به اينجا رسيدم هر چه در زدم او در را باز نكرد. ناچار از كليد خودم استفاده كردم و وارد آپارتمان شده و بعد هم با جسد او در اتاق خواب روبه‌رو شدم.

كميسر نيم ساعتي از دانيل بازجويي كرد. آنگاه يك بار ديگر آنچه را كه اتفاق افتاده بود به دقت مرور كرد و سپس رو به سروان كانيگز گفت: ژاكلين خودكشي نكرده بلكه به قتل رسيده و قاتل او هم كسي جز نامزد جنايتكارش دانيل نيست.

شما خواننده عزيز حدس بزنيد كميسر از كجا فهميد ژاكلين خودكشي نكرده، بلكه توسط نامزدش به قتل رسيده است. كميسر حداقل سه دليل داشت. اگر ماجرا را به دقت بخوانيد حتما متوجه خواهيد شد.

حميد موفق