روزی تو خواهی آمد از کوچه های باران ......... تا از دلم بشویی غم های روزگاران

آری ... روزی خواهی آمد ای درمان درد های نهفته ی ما ... روزی خواهی آمد و همچون باران خاک های ترک خورده ی قلب ما را سیراب خواهی کرد،ای سحاب رحمت خداوند...

و آن زمان که بیایی سبزترین لحظه ی زندگی زمین خواهد بود. بعد از آمدنت گمان نکنم زمستانی بیاید یا گلی پرپر شود...

با آمدنت چه زیباست بهار و چه زیباست لحظه ی شکفتن گل سرخ!

ای بهار جان های ما ، ای بال پرواز روح های ما ، با کدامین واژه تو را بسرایم؟ چگونه عظمتت را ،  مهربانی ات را و وجود نورانی ات را در این قالب تنگ و زمینی کلمات بگنجانم؟

آقا جان یایید که قلب هایمان سخت برای شما می تپد و دل هایمان سخت برایتان تنگ است...

آقا جان بیایید که این دنیا شیعه را تنگ آمده است...

آقا جان شرمنده ایم از شما  که هنوز یازتان نشده ایم...