« این که گفته می شود بعد از آزادی خرمشهر چرا صلح نکردید، باید بگویم که هیچ پیشنهاد صلحی تا چهار سال بعد از آزادی خرمشهر به ایران نشد و فقط چند طرح آتش بس ارائه شد که اگر قبول می کردیم، جنگ 50 سال به درازا می کشید».(6)

دکتر ولایتی وزیر خارجه ی وقت در این مورد می گوید:

«نفر اول آقای حبیب شطی، دبیر کل کنفرانس اسلامی بود که برای مذاکره آمد، یک رقمی را ایشان گفت و ما هم یک رقمی را مطرح کردیم، قرار شد، ایشان جواب بیاورند، ولی دیگر خبری نشد. نفر دوم، معاون وزیر خارجه ی هند بود که تلاش زیادی کرد و با ایشان هم روی رقم بحث کردیم، ولی رفت و خبری نشد».(7)

بنابراین مسأله ی مهم برای ایران در زمان تصمیم گیری دفع تهدید عراق و پرداخت غرامت بود و این مهم با عقب نشینی کامل عراق از خاک ایران و اعلام آن، به عنوان متجاوز و پرداخت غرامت تأمین می شد. حامیان منطقه ای و بین المللی عراق به دلیل نگرانی از سقوط صدام در صورت ادامه ی جنگ، در قدم اول بر آتش بس تأکید داشتند تا نسبت به توقف جنگ و منتفی شدن پیروزی قطعی ایران بر عراق اطمینان حاصل کنند. ضمن این که نسبت به تعیین متجاوز حساسیت داشتند، زیرا انجام این مهم را زمینه ی پیدایش نوعی تزلزل در داخل عراق و در نتیجه بهره برداری ایران از آن، ارزیابی می کردند و مخالف اعلام آن بودند. علاوه بر این، قدرت های بزرگ در تجاوز عراق سهیم بودند و اعلام عراق به عنوان متجاوز به منزله ی پذیرش سیاست تجاوز آمیز این کشورها علیه جمهوری اسلامی ایران بود، لذا از پذیرش آن، اجتناب می کردند.

در مورد پرداخت غرامت نیز بر این نظر بودند که اولاً، مبلغ مورد پرداخت به نحوی نباشد که ایران در مرحله ی بازسازی به یک موقعیت جدیدی دست یابد و کشور را هم چنان با بار سنگین هزینه های جنگ، نظام و انقلاب درگیر ساخته و ضعیف نگاه دارند و ثانیاً، بازسازی عراق به عنوان قدرت متعادل کننده ی ایران مورد توجه قرار گیرد. به همین دلیل کشورهای شورای همکاری بر تشکیل یک صندوق مشترک تأکید داشتند که پول آن را کشورهای مختلف تأمین می کردند و به نسبت میان ایران و عراق تقسیم می شد.

کسانی که ضرورت اتمام جنگ پس از فتح خرمشهر را مورد تأکید قرار می دهند، بیشتر عقب نشینی عراق و پیشنهاد پرداخت غرامت را مورد اشاره قرار می دهند، حال آنکه هر دو موضوع از ملاحظات خاصی پیروی می کرد.