وجوه اعجاز قرآن3


ثانيا، خداوند امكاناتي را كه براي مقابله با قرآن نياز است، از آنان سلب مي كند واين بر دو گونه است يك ـ آن كه آن امكانات (علوم و معارف و ادبيات لازم) كه درحالت عادي دارند را، به هنگام اراده مقابله با قرآن، از آنان مي ستاند و آنان را در آن هنگام خلع سلاح مي كند و از دارا بودن شراي ط مقابله به حالت نداري تبديل مي كنددر حقيقت يك گونه دگرگوني صفت دروني برايشان رخ مي دهد.
دو ـ اساسا آن امكانات در اختيار بشر قرار نگرفته تا بتوانند با قرآن مقابله كنند ومعناي «صرف» در آيه فوق الذكر همين است خداوند جايي براي شبهه و تباه ساختن آيات خود باقي نگذارده، يعني اساسا اين گونه امكانات كه كسي بتواندآيات الهي را تباه سازد، براي بشر فراهم نيست آيه: «بل كذبوا بما لم يحيطوابعلمه[1]، بلكه تكذيب نمودند آن چه را كه توانايي احاطه به فهم و درك آن رانداشتند» نيز به همين حقيقت اشارت دارد هم چنين آيه «ثم انصرفوا صرف اللّه قلوبهم بانهم قوم لا يفقهون[2]، از آيات الهي روي گردان شدند خداوند دل هاي آنان را (از پذيرش حق) برگرداند زيرا آنان گروهي بودند كه توانايي درك و فهم حقيقت رانداشتند» در اين آيه، صرف قلوب را معلول عدم شايستگي درك حقايق گرفته است كه خود موجب گرديده اند.
ثالثا، آن كه جبرا و قهرا آنان را باز دارد، با آن كه توانايي لازم را دارند، ولي درموقع مقابله حالت سستي و رخوت به آنان دست دهد و بدين جهت از معارضه باقرآن فرو نشينند.
فرق ميان اين تفسير و تفسير نخست در آن است كه در آن تفسير، انگيزه و شور وشوق آنان سلب مي شود و در اين تفسير انگيزه هم چنان داغ است، ولي جرات اقدام را از دست مي دهند، مانند كسي كه جلوي او ـ به رغم كوشش و وجود انگيزه قهرا گرفته شود.
البته معناي اول و سوم، و قسمت اول از معناي دوم، بر خلاف ضرورت است وبا تصريحات عرب آن زمان منافات دارد زيرا اگر چنين بود بايستي عرب از دگرگوني حالت دروني خود به شگفت آيد، نه آن كه شگفتي خود را نسبت به جاذبيت آواي دل انگيز و فرح بخش قرآن بروز دهد به ويژه آن كه كساني از قريش مانند ابوجهل وديگران در گوش افراد قبايل عرب به هنگام ورود مسجدالحرام پنبه مي گذاردند ياآنان را از نزديك شدن و شنيدن آواي قرآن منع مي كردند، خود شاهدي است بردل ربايي قرآن و جاذبيت روحاني آن تا سرحد اعجاز و عدم امكان مقابله به مثل باآن.
آري قسمت دوم از تفسير دوم، تا حدودي معقول به نظر مي رسد و ظاهر كلام سيد و برخي از بزرگان كه بر اين راه رفته اند همين است در حقيقت تمامي امتياز درذات قرآن نهفته است كه ديگران از مقابله با آن عاجزند، زيرا چنين امكاناتي از اختيار بشر بيرون است.[3]


[1]. يونس 10: 39.
[2]. توبه 9: 127.
[3]. ر ك: التمهيد، ج4، ص 190 ـ 135.