درس شصت و پنجم : اختلاف سطح فرهنگى و اخلاقى
اين هم يكى از اسباب اختلاف و كدورت ميان زن و شوهر است ، مقصود از (( اختلاف سطح فرهنگى )) اين است كه طرز تفكر و نحوه تربيت يكى از زن و شوهر بر خلاف ديگرى باشد. مثل آنكه شوهر در خانواده اى بزرگ شده باشد و در اجتماعى تربيت يافته باشد كه كلمات خشن و تند و زننده بسيار به كار مى رفته و او هم به آن سخنان عادت كرده باشد، ولى زن در محيط و خانواده اى متين و مودب بزرگ شده باشد كه در تمام مدت عمرش ‍ آن گونه سخنان به گوشش نخورده و فكر نمى كرده كه ممكن است از دهن انسانى چنين سخنانى خارج شود.
يا زن در خانواده اى بزرگ شده است كه مراعات نظافت و بهداشت را نمى كرده اند. هميشه كثيف و آلوده بوده اند. كمتر به حمام مى رفته اند با گرد و خاك و مگس آشنائى بيشترى داشته اند، ولى شوهر خانواده اش ، مردمانى تميز و نظيف و پاكيزه بوده اند. هميشه خانه و فرش و ظرف آنها شسته و براق بوده است .
پيداست كه همسرى و همخوابگى چنين دو موجود متضادى مشكل و ناميمون است و همواره در آن خانه جر و بحث و داد و فرياد بلند است و مقدار اختلاف و درگيرى آنها، بستگى به مقدار اختلاف سطح فرهنگى ايشان دارد:
گاهى اختلاف سطح فرهنگى به قدرى شديد است كه چاره بردار نيست ، مثل آنكه زن سبزى نشسته را لب نمى زند ولى شوهر به راحتى آنرا مى خورد، يا آنكه زن در سخنان عاديش ، كلماتى به كار مى برد كه شوهر از شنيدن آنها، موى براندامش راست مى شود و بدنش به لرزه مى افتد، يا در برابر امرى كه زن به سختى متاثر مى شود و مى گريد، شوهر ككش نميگزد و قاه قاه مى خندد. چنين ازدواجى خدا نكند اتفاق بيفتد؛ ولى اگر اتفاق افتاد، چاره اى جز زودتر جدا شدن از يكديگر وجود ندارد، مگر آنكه به راستى يكى از آنها صبر ايوب و يا عقل و درايت آسيه همسر فرعون را داشته باشند تا بتواند با همسر ناجور و نابابش بسازد و تحمل كند، گاهى نصيحت كند و گاهى با استدلال و مثال آوردن و صحنه هاى مفيد و موثر ايجاد كردن ، از كثافت و رذالت همسر خود بكاهد و در باقيمانده هم ، صبر و بردبارى نشان دهد.
البته اسلام اين راه را بهتر از جدائى و طلاق مى خواهد چنانكه ديديم درسهاى قبل به شوهران توصيه نمود كه اگر همسر خود را نمى خواهيد و تصميم گرفته ايد او را طلاق دهيد، بدانيد كه ممكن است در وجود او خيرى باشد كه شما خبر نداريد و خدا بهتر از شما مى داند.
صحبت يار ناموافق عذابى اليم است و رنجى جانكاه ، ولى چنين يار ناموافقى اگر دوست و رفيق باشد، جدا شدن از او غالبا آسان است و بى دردسر، اما اگر يار ناموافق ، همسر و همبستر باشد، گاهى عواقب تلخ و ناگوار جدايى و طلاق ، بسى بيشتر و دردناكتر از جدا نشدن و صبر كردن و به فكر چاره بودن است .


دليل
270- قال على (عليه السلام ) صحبه الاحمق عذاب الروح .
على (عليه السلام ) فرمود: همنشينى با احمق عذاب روح است . (309)
271- و قال (عليه السلام ) من جالس الجهال فليستعد للقيل والقال .
و فرمود: كسى كه با نادانان همنشينى كند، بايد آماده قيل و قال گردد. (310)
272- و قال (عليه السلام ) مصاحب الاشرار كراكب البحر ان سلم من الغرق لم يسلم من الفرق .
و فرمود: كسى كه با بدان همنشينى كند، مانند كسى است كه در كشتى نشسته و در دريا حركت كند. اگر از غرق شدن نجات يابد از ترس و دلهره نجات ندارد. (311)
273- و قال (عليه السلام ) خالطوا الناس باءلسنتكم و اءجسادكم و زايلوهم بقلوبكم و اءعمالكم .
و فرمود: با زبان و بدنتان با مردم بد معاشرت كنيد، ولى با دل و رفتارتان از آنها دورى كنيد. (312)
274- و قال (عليه السلام ) ليس العاقل من يعرف الخير من الشر بل العاقل من يعرف خير الشرين .
و فرمود: عاقل آن نيست كه خير را از شر تميز دهد، بلكه عاقل آن است كه بهترين دو شر را بشناسد.(يعنى شرى كه زيان كمترى دارد انتخاب كند (313)  ) اين حديث شريف ، مهمترين حديث مورد استشهاد نويسنده در اين درس است ، زيرا هنگامى كه مثلا مردى پاك و نظيف با زنى پليد و كثيف ازدواج كند، گرفتار يكى از دو شر شده است : (سازش با همسر نا جنس يا جدائى و طلاق ) او اگر عاقل باشد شر خفيف را انتخاب مى كند و مى پذيرد و شر سنگين را از خود دور مى كند. چنان شوهرى كه مثلا تميز و نظيف است ، يا همسرى با چنان زنى پليد و كثيف را انتخاب مى كند يا طلاق دادن او و عواقب ناگوارش را مى پذيرد. و از اين دو بهتر آنكه پيش از پيوند ازدواج ، دقت بيشترى بشود تا دو جوان ، در ابتداى زندگى ، گرفتار مشكلى نشوند.