درس شصت و چهارم : اختلاف در ندانستن همسردارى

گاهى جهالت و نادانى زن و شوهر موجب اختلاف و كشمكش آنها مى شود: جهالت نسبت به دستورات اسلام ، نسبت به موازين عقل و اجتماع و رسوم و آداب .
پيداست شوهرى كه نداند دستور اسلام اين است كه بايد زنش را احترام كند، نظيف و پاكيزه باشد، غذائى را كه دوست دارد، پختن آنرا بر همسرش ‍ تحميل نكند، از در كه وارد مى شود سلام كند، در كارهاى خانه گاهى به او كمك كند، گاهى تشكر كند و سخن محبت آميز بگويد، عيدى و تحفه و سوغاتى ببرد، چنين شوهرى رفته رفته ، همسرش را دلسرد و افسرده مى كند. زن هم در برابر ناملايمات كم طاقت و زود رنج مى شود. در گفتگوهاى عادى ، تند و خشن مى گردد و جر و بحث مى كند: در نتيجه نزاع و درگيرى بر پا مى شود.
همچنين زنى كه نداند گاهى بايد به استقبال شوهر برود، زينت و عطر و آرايش را فراموش نكند، دنبال جادوبندى و باطل السحر نباشد، عيب پوش ‍ و راز نگهدار باشد، نق نزند و شكايت نكند، به سخن شوهرش گوش دهد، عفت و عشوه را چنانكه گفتيم مراعات كند، چنين زنى شوهر خود را افسرده و خشمگين و تند خو مى كند و در نتيجه زمينه اختلاف و نزاع پيدا مى شود و خانواده آماده كشمكش و درگيرى مى گردد.
زن دانا قيمومت شوهر را طبق دستور اسلام مى پذيرد از شوهرش توقع مشورت كردن با خود را ندارد و شوهر دانا با زن عاقلش مشورت مى كند. غيرت ورزى بيجا ندارد تكبر و بخل ترس بجا و در خور سرشت همسرش را تاييد مى كند؛ ولى اگر چنين نباشد و مشكلات يكديگر را درك نكنند، زمينه نزاع و درگيرى ميان آنها پيدا مى شود.
خلاصه آنكه نادانى دردى است بى درمان تنها چاره اش دانا شدن است ، مگر ممكن است دختر و پسرى كه نه درس زن دارى و شوهر دارى خوانده اند نه كتابى در اين باره مطالعه كرده اند و نه كلاس كارآموزى ديده اند، ناگهان و بدون آموزش قبلى ، زن و شوهر شوند و بدون اختلاف باقى بمانند؟ اين كار ممكن است در روستاهاى دور از تمدنى كه دختران و پسرانش به فطرت پاك اسلامى خود باقى مانده اند و قانع و كم توقع هستند اتفاق افتد، ولى در شهرها و بلكه روستاهاى جهان امروز كه به وسيله رسانه هاى گروهى با دنياى متمدن ارتباط پيدا كرده اند، ممكن نيست و متصديان امور مسئولين كشور بايد به فكر آموزش زناشوئى صحيح براى دختران و پسران باشند.
265- قال على (عليه السلام ) لا مصيبه اءشد من الجهل .
اميرالمؤ منين (عليه السلام ) فرمود: هيچ مصيبتى سخت تر از جهالت نيست . (304)
266- و قال (عليه السلام ) لا يزكو مع الجهل مذهب .
و فرمود: هيچ راه و روشى با نادانى رشد نمى كند. (305)
267- و قال (عليه السلام ) صديق الجاهل متعوب منكوب
و فرمود: كسى كه با نادان دوستى كند، در رنج و نكبت بسر برد. (306)
268- و قال (عليه السلام ) نعم الجهال كروضه على مزبله .
و فرمود: نعمت براى مردم نادان مانند گلزار روى مزبله است . (307)
269- و قال (عليه السلام ) بالجهل يستثار كل شر.
و فرمود: هر شرى به وسيله نادانى برانگيخته مى شود. (308)