دو شكارچي با هم صحبت مي كردند. اولي پرسيد:« اگر خرسي به تو حمله كند، چه مي

 كني؟»

دومي: «با تفنگ شكارش مي كنم.»

 اولي: « اگر تفنگ نداشته باشي، چه؟»

 دومي:« مي روم بالاي درخت.»

 اولي:« اگر آنجا درخت نباشد، چي؟» 

دومي: «خب، پشت يك صخره پنهان مي شوم.»

اولي: «اگر صخره نبود، چه؟»

 دومي:« توي گودالي دراز مي كشم.»

اولي: «اگر گودال هم نبود؟»

در اين موقع، شكارچي دوم عصباني شد و گفت: «داداش! بگو ببينم، تو طرفدار مني يا

خرسه؟!