یارو رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن.
دادستان ميگه: سنگدل?! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟!
طرف ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟!!