پاسخ به:بانك جوك و لطيفه
چهارشنبه 10 آذر 1389 7:40 PM
اتوبوس سرچهار راه رسيد. پيرمردي از مسافرها، عصايش را روي پشت شاگرد راننده گذاشت و گفت:اين جا چهار راه سعدي است؟»شاگرد راننده گفت:« نخير، اين جا ستون فقرات بنده است.»
اتوبوس سرچهار راه رسيد. پيرمردي از مسافرها، عصايش را روي پشت شاگرد راننده گذاشت و گفت:اين جا چهار راه سعدي است؟»شاگرد راننده گفت:« نخير، اين جا ستون فقرات بنده است.»