روايات
حضرت باقر (عليه السلام) به جابر جعفى كه از بزرگترين راويان حديث و مورد توجه امامان معصوم بود فرمود :
* آيان كسى كه خود را به تشيّع ببندد و اظهار دوستى ما كند برايش بس است و اين بستگى و اظهار علاقه ، تنها عامل نجات اوست ؟
به خدا قسم ! شيعه ى ما كسى است كه به خاطر حق ، خود را از گناه حفظ كند و از برنامه هاى الهى پيروى نمايد .
شيعيان ما به تواضع ، خشوع ، امانتدارى ، بسيار ياد حق كردن ، بپا داشتن نماز ، نيكى به پدر و مادر ، رسيدگى به حال همسايگان ، دستگيرى از فقير و نيازمند و بدهكار و يتيم ، راستگويى ، خواندن قرآن ، و نگاهدارى زبان از آزار مردم شناخته مى شوند .
ــ[59]ــ
كسى كه از اين اوصاف بى بهره است شيعه نيست . شيعه كسى امين قبيله ى خويش است(1) .
* پيامبر بزرگوار به اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود : براى مؤمن سه خصلت است : روزه ، نماز ، زكات(2) .
* رسول باعظمت الهى به ابوذر فرمود : خداوند بزرگ روشنى ديده ام را در نماز قرار داده است . همچنان كه محبوب گرسنه طعام و معشوق تشنه آب ، محبوب من نماز است .
اى ابوذر ! گرسنه را طعام سير مى كند و تشنه را آب سيراب مى سازد ، ولى من از نماز سير نمى شوم(3) .
* حضرت باقر (عليه السلام) فرمود : سه برنامه به انسان درجه مى بخشد ، و سه مسئله براى آدمى كفّاره است و سه گناه هلاك كننده و سه خصلت نجات دهنده .
آنچه باعث درجه است :
1. سلام بر مردم .
2. سير كردن گرسنه .
3. نماز شب .
آنچه باعث كفاره است :
1. وضوى كامل در شدت سرما .
2. حاضر شدن در جماعات روز و شب .
3. توجه شديد به نمازهاى يوميّه .
ــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ كافى : 2 / 60 .
2 ـ بحارالانوار : 77 / 64 .
3 ـ بحارالانوار : 77 / 77 .
اما سه عامل هلاكت :
1. سوء ظنّ به حق .
2. پيروى از هواى نفس .
3. خودبينى .
اما سه خصلتى كه مايه ى نجات است :
1. ترس از مقام حق در نهان و آشكار .
2. رعايت ميانه روى به هنگام غنا و فقر .
3. گفتار به عدالت به وقت خشنودى و خشم(1)
* حضرت صادق (عليه السلام) مى فرمايد : شيعيان ما را دوازده خصلت است :
پاكدامنى ، كوشش در راه حق ، زهد ، اداى امانت ، وفاى بعهد ، بندگى حق ، پنجاه و يك ركعت نماز واجب و نافله ، شب زنده دارى ، روزه ، پرداخت زكات ، حج بيت ، اجتناب از تمام گناهان(2) .
* حضرت رضا (عليه السلام) فرمود : خويشتندار باشيد و به پاكدامنى روى آوريد ، از كوشش در راه حق بازنايستيد ، امانت مردم را به مردم بازگردانيد ، راستگو باشيد ، و با همسايگان خوش رفتارى كنيد ، اينها برنامه هايى است كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) به خاطر آن مبعوث به رسالت شد .
در قبيله ى خود نماز بخوانيد تا الگوى آنان شويد ، به اقوام رسيدگى كنيد ، از مريض عيادت نماييد ، از تشييع جنازه غفلت نورزيد ، براى ما در ميان مردم آبرو باشيد ، از اين كه با ديدن شما نسبت به ما بدبين شوند بپرهيزيد ، ما را در
ــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ بحارالانوار : 78 / 183 .
2 ـ صفات الشيعه ى صدوق : حديث 1 .
جامعه يا عمل خود محبوب جلوه دهيد و از اين كه با ديدن شما با ما دشمن شوند دورى كنيد ، عشق و علاقه ى جامعه را متوجه ما سازيد و نارواييها را از ما دفع كنيد . آنچه خوبى درباره ى ما بگويند اهل آنيم و هر چه بدى نقل نمايند از آن مبرّا و پاك هستيم . شكر مخصوص خداى جهانيان است(1) .
در هر صورت نماز ، امر و دستور و خواسته ى حضرت حق است و هر آن كس كه از اين دستور سرپيچى كند سزايش عذاب ابد در روز محشر است .
اهميّت و عظمت امر و خواسته ، بسته به وجود امر كننده است . هر چه آمر با شخصيت تر باشد امرش مهمتر و وجود فرمانبرى از آن امر شديدتر است .
به راستى بزرگتر و عظيم تر از حضرت حق كيست ؟ وجودى كه هستى او بى نهايت در بى نهايت ، و ذات مقدسش مستجمع جميع صفات كماليّه است .
امرى مافوق امر حضرت او كدام است ؟ كارفرماى هستى به هر چه امر كند امرش مافوق امرهاست و اطاعت از دستورش در شدّت وجوب .
او در امر و خواسته اش مصالح همه جانبه ى مكلف را لحاظ مى كند ، پس سود پيروى از امرش بازگشت به خود انسان دارد ، و در صورت سرپيچى ، زيانش براى خود آدمى است .
نماز امر خداست ، نگوييد او احتياج به نماز ما ندارد ، از سخن حق اراده ى باطل نكنيد ، بلكه بگوييد اين ما هستيم كه سراپا نيازمند به عبادت حقيم .
نماز خواسته ى حضرت مولاست ، مولاى حكيم ، عادل ، مصلحت خواه ، رحيم ، رحمان ، ربّ ، ودود ، كريم ، غفور و ... .
پيروى از امر او بر همه كس واجب است و نتيجه اش خشنودى حق و بهشت عنبرسرشت ، و سرپيچى از خواسته اش باعث خشم و سخط است و مورث
ــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ بحارالانوار : 87 / 348 .
عذاب ابدى در عالم آخرت .
نماز برنامه اى است كه در قرآن مجيد به طور مكرّر به آن امر شده و در سايه ى اجراى اين امر است كه سود همه جانبه نصيب انسان مى شود .
برپاداشتن نماز ، حيات آدمى را از تمام آلودگى ها پاك و دست شياطين را از عرصه گاه زندگى كوتاه مى سازد .
به همين منظور همه ى ما از جانب حضرت محبوب مكلف به نماز هستيم و مأمور اجراى اين عبادت عظيمه و اين حقيقت ملكوتيّهو .
در هر صورت خداوند متعال و تمام انبيا و همه ى امامان (عليهم السلام) و كل عارفان و عاشقان و صاحبدلان و ناصحان و دلسوزان ، ما را به نماز امر كرده و از همه ى ما اجراى اين وظيفه را خواسته اند
در قرآن مجيد است :
* نماز را به پاى داريد ، زكات مال بپردازيد و در عبادت حضرت دوست با خداپرستان حقيقى دمساز شويد(1) .
* به ياد آريد آن هنگام را كه از شما بنى اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خدا را ستايش و بندگى نكنيد و در حق پدر و مادر و خويشان و يتيمان و فقيران نيكى نماييد و با زبان خوش با مردم سخن گوييد و نماز را به پاى داريد و زكات مال بپردازيد . ولى شما گروه يهود ، جز عده اى معدود پيمان شكستيد و از عنايت حق روى گردانديد(2) .
عجب ندارى از حال مردمى كه گفتند : به ما اجازه ى جنگ بده . بدانها گفته شد : اكنون از جنگ خوددارى كرده به وظيفه ى نماز و زكات قيام كنيد ( چون
ــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ بقره ( 2 )  : 43 .
2 ـ بقره ( 2 )  : 83 .
هنوز مردم مسلمان آمادگى براى جنگ ندارد ) ولى وقتى حكم به جهاد براى جنگ بدر آمد گروهى بيش از آنچه بايد از خدا بترسند از دشمن ترسيدند و گفتند : الهى ! چرا حكم جنگ را بر ما واجب كردى تا از عمر خويش بى بهره شويم ؟ به اينان بگو : زندگى دنيا متاع اندكى است و جهان آخرت براى هر كس كه خدا ترس باشد بهتر است . در جهان محشر زندگى كامل و ابدى است و به هيچ كسى از شما ستم نخواهد شد(1) .
* آن گاه كه از نماز فارغ يافتيد ، باز در همه حال ـ چه ايستاده ، چه نشسته ، چه به پهلو ، ـ خدا را ياد كنيد و برنامه هاى حق را در زندگى حاكم سازيد ، و چون از آسيب دشمن به هنگام نبرد ايمن گشتيد نماز را به پاى داريد كه نماز براى اهل ايمان حكمى قاطع و برنامه اى واجب است(2) .
* بگو ما پيامبران مأموريم كه به جامعه بگوييم نماز را بپا داريد و خويشتندار باشيد ، زيرا به سوى خدا حركت مى كنيد و نزد او محشور خواهيد شد(3) .
* نماز را در دو طرف روز به پاى داريد و در تاريكى شب بجاى آوريد كه حسنات سيّئات را از بين مى برد . اين حقيقت را براى متذكران متذكّريم(4) .
* نماز را به هنگام زوال خورشيد تا نيمه شب به پا دار و نيز نماز صبح را بجاى آر كه مشهود فرشتگان شب و روز است(5) .
در دو آيه اخير ( هود : 114 و اسراء : 78 ) بر خلاف آنچه بين قشرى از
ــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ نساء (  ) : 77 .
2 ـ نساء (  )  : 103 .
3 ـ انعام (  ) : 72 .
4 ـ هود (  ) : 114 .
5 ـ اسراء (  ) : 78 .
مسلمانان مشهور است كه نماز را حتماً بايد در پنج وقت بجاى آورد ، سه وقت تعيين شده است كه در اين سه وقت بايد پنج نماز بجاى آورد :
1. زوال آفتاب يعنى ظهر تا ابتداى غروب ، يك وقت براى دو نماز ظهر و عصر كه فقه از اين دو نماز تعبير به « ظهرين » مى كند(1) .
2. غروب آفتاب تا چهار ركعت مانده به طلوع فجر صادق ، زمان و وقت دوم براى دو نماز مغرب و عشاست كه باز فقه اسلام از هر دو نماز تعبير به « عشائين » مى كند .
3. طلوع فجر تا دو ركعت مانده به طلوع آفتاب ، وقت سوم است براى نماز صبح .
بنابراين ، از قرآن مجيد براى نمازهاى واجب پنج گانه سه وقت استفاده مى شود كه با هفده ركعت نمازهاى واجب را كه در پنج قسمت اعظم تنظيم شده در امتداد سه وقت بجاى آورد . البته مقدارى فاصله بين ظهر و عصر و مغرب و عشا از فضيلت بيشترى برخوردار است .
در سوره هاى نور : 65 ، عنكبوت : 45 ، روم : 31 . احزاب :33 و جمعه : 9 نيز اوامر مؤكد و قاطعى براى برپا داشتن نماز صادر شده كه هر يك از اين آيات نشانه عظمت و موقعيّت و موقف نماز در پيشگاه حق و در ميدان حيات انسان است .
ــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ شرح لمعه چاپ جديد : 1 / 179 .