سگ دارم پس هستم
دوشنبه 2 مرداد 1391 1:42 AM
واقعيت اين است كه تلاش براي دست يافتن به گونهاي پرستيژ اجتماعي در محيطهاي شهري ازجمله مهمترين انگيزههايي است كه برخي از افراد را به نگهداري و نمايش عمومي حيوانات خانگي ترغيب ميكند.
گرچه تمام دلايل نگهداري از حيوانات خانگي و به معرض نمايش قرار دادن آن در اماكن عمومي به دليل اخذ پرستيژ اجتماعي نيست و در اين موضوع، عادتهاي شخصي، عوامل خانوادگي، روحي، رواني و... نيز بسيار حائز اهميت است، اما بيگمان يكي از دلايل كمتر اشاره شده اين رفتار، تلاش براي گرفتن گونهاي تاييد اجتماعي و به زبان خودمانيتر «پز دادن» در اماكن عمومي است.
دكتر پروين ناظمي، كارشناس روانشناسي در گفتوگو با «جام جم» تاكيد ميكند كه خلأهاي عاطفي و رواني، يكي از عمده دلايلي است كه موجب شده نمايش حيوانات خانگي، گاه به پرستيژ اجتماعي تبديل شود.
وي خاطرنشان ميكند: ببينيد شما در گذشته با خانوادههاي شلوغ و ارتباطات اجتماعي گسترده بين خانوادهها روبهرو بوديد، اما در حال حاضر پدر و مادرها اغلب شاغلند و تكفرزندي هم كه باب شده است؛ حالا در چنين وضعيتي كمبودهاي عاطفي و رواني پيش آمده براي اين دسته از فرزندان طبيعي است كه اين كمبودها گاه خود را به صورت نگهداري از حيوانات خانگي و پز دادن با آن نشان ميدهد.
ناظمي تاكيد ميكند: فرض كنيد من وقتي قدرت قرار گرفتن در برخوردهاي واقعي جامعه را ندارم، درنهايت ممكن است به سوي فضاي مجازي يا نگهداري از حيوانات خانگي روي بياورم و حتي گاهي احتمال دارد با توسل به همين حيوانات هم به دنبال كسب پرستيژ اجتماعي باشم.
تفكر «تعلق داشتن به يك طبقه و قشر خاص» تبعات مثبت و منفي خاص خود را دارد. مثلا گاه برخي از افراد متمكن جامعه تلاش ميكنند با نشان دادن حيوان خانگيشان به عابران پياده، به همه بفهمانند كه عضو گروه خاصي از جامعه هستند، اما حتي برخي اوقات، فردي از شهروندان متمكن جامعه هم به حساب نميآيد، اما با توسل به نمايشهايي مصنوعي، حيواني خانگي را در معابر ميگرداند تا به بقيه بگويد: «من هم پولدار هستم»!
ناظمي بر اين باور است كه برخي خود مردم با نمايش حيوانات خانگي خود در معابر عمومي به عمد ميخواهند به مردم اين پيغام را برسانند كه عضو گروه و قشر خاصي از جامعه هستند.
ناظمي ميگويد: چنين حركتي از نبود اعتماد به نفس اين دسته از افراد براي برقراري ارتباط با ساير گروههاي جامعه ناشي ميشود؛ به گونهاي كه از سگ به عنوان يك وسيله براي برقراري ارتباط و گاه پزدادن به ديگران بهره ميبرند و با اين كار، كمبودهاي رواني خود را جبران ميكنند.
حيوان خانگياش را با خود به حمام ميبرد، ناخنهايش را ميزند، پاپيوني سفيد و زيبا به گوشهاي بلند او ميآويزد و پس از شانه كردن موهاي حجيم سگش آماده ميشود تا حيوان دوستداشتنياش را به خيابان ببرد؛ سگي كه حالا ديگر بهزعم خود ميتواند با توسل به همين چهارپاي شيك و فانتزي، به همه عابران از خردسال گرفته تا كهنسال، فخر بفروشد و مسير نگاههاي ديگران را تغيير دهد.
ناظمي با اشاره به پيامدهاي منفي پز دادن با توسل به يك حيوان خانگي ميگويد: اين تفكر كه هر فردي كه حيواني را در خانه نگه ميدارد، از لحاظ اجتماعي هم سطح بالاتري دارد، متاسفانه كمكم به يك فرهنگ غلط، تفكر و يك رسم نامناسب تبديل شده است.
وي با تاكيد بر اينكه ما انسانها براي ارتباط برقرار كردن با ديگران، محدودههايي را در ذهن خودمان ايجاد ميكنيم، توضيح ميدهد: ما براي برقراري ارتباط با ديگران، محدودههايي را تعيين ميكنيم، اما وقتي در همين محدودهها، فردي توانايي برقراري ارتباط با ديگران را نداشته باشد، نتيجهاش ميشود اينكه مثلا من سگم را بيرون ميبرم تا همه بگويند: «ببينيد اين فرد سگ دارد، پس حتما پولدار يا از خانوادهاي روشنفكر است!»
اگر به دوران كودكي خودمان نگاه كنيم، خيلي از ما براحتي به خاطر ميآوريم كه براي جوجه اردكها و لاكپشتهاي كوچولويمان دل ميسوزانديم، دوستشان داشتيم، اما حتي به فكرمان هم خطور نميكرد كه داشتن چند جوجه رنگي، كلاس و پرستيژ داشته باشد.
بسياري از خانوادهها 40 ـ 30 سال قبل يعني وقتي كه آپارتماننشيني مثل امروز توسعه نيافته بود، در حياط خانهشان، حيواناتي مثل مرغ و خروس و كبوتر و... نگهداري ميكردند، آن زمان حيوان خانگي به معناي داشتن شأن و طبقه ويژه اقتصادي نبود.
ناظمي با اشاره به تفاوتهاي فرهنگ غرب و شرق درخصوص نگهداري از حيوانات خانگي توضيح ميدهد: بين دلايل نگهداري از حيوانات خانگي در ايران و كشورهاي غربي نيز تفاوت وجود دارد. در كشورهاي غربي، وجود حيوانات خانگي در منازل به عنوان يك فرهنگ مرسوم است؛ البته مردم ما هم در گذشته از سگهاي گله، سگهاي نگهبان و حيوانات اهلي نگهداري ميكردند، اما ديگر اين حيوانات را به اتاق خانه خود نميبردند.
به اعتقاد اين روانشناس، نگهداري از حيوانات خانگي در ايران، رفتهرفته به يك نوع چشم و همچشمي تبديل شده، او در همين خصوص ميگويد: فكر ميكنم ما در مسيري حركت ميكنيم كه قدرت ابراز وجود در زندگيمان و چگونگي ارتباط برقرار كردن و ايستادگي در برابر مشكلات را به گونهاي عقبنشيني تبديل كردهايم كه حالا داريم اين عقبنشيني و خلأ رواني را با نگهداري از حيوانات خانگي و پز دادن با آن پر ميكنيم.
ناظمي با ذكر اين نكته كه همه افرادي كه از حيوانات خانگي نگهداري ميكنند، به دنبال پز دادن و پرستيژ اجتماعي نيستند، ادامه ميدهد: بيشك، پرستيژ و شأن اجتماعي به نگهداري از يك حيوان ارتباطي ندارد؛ بلكه پرستيژ اجتماعي به شخصيت فرد، رفتارها، برخوردهاي اجتماعي و انديشههايي است كه انسان از خود در جامعه به يادگار ميگذارد.
امين جلالوند