غضنفرو مي خواستند اعدام کنند ازش مي پرسند آقا اخره عمرته حرفي چيزي نداري طرف ميگه نه شروع مي کنند مي بندنش به جرثقيل وقتي مي برنش بالا دست و پا مي

زنه ميگه حرف دارم

حرف دارم.

ميارنش پايين ميگن بگو.ميگه داشتم خفه ميشدم.