پاسخ به: عواطف خانوادگى
سه شنبه 27 تیر 1391 11:40 AMو نكته مهم، همين است. عاطفه كور، عشق بي هدف و محبت منحرف از خدا، چه فايده دارد!.
اگر در كنار عقل، با آن همه شكوه و عظمتش عاطفه نبود، هيچ و پوچ بود. ايمان هم كه آن همه كارساز و به كيميايش هر مسي زرناب مي شود، بدون عشق و محبت بي ارزش است.
در اين جا حديثي بياورم و با گفتار نغز آن بزرگ پرچمدار توحيد، پيامبر خاتمْ تأييدي بي نظير بر آنچه تاكنون نگاشته ام، بيفزايم. حضرت در محفلي از ياران، به آنان فرمود: (كدام دستگيره ايمان، محكم تر است).
هر كسي به فراخور استعداد خود چيزي گفت، جالب اين بود كه نظريه ها متفاوت و مختلف بودند؛ نماز، روزه، زكات، حج، عمره و جهاد از چيزهايي بودند كه در جواب ها مطرح شدند، اما هيچ يك جواب سؤال آن رهبر بزرگوار نبود.
سرانجام بعد از تأييد ارزش آنها و اين كه هيچ يك پاسخ سؤال نيست، فرمود:.
إنَّ أوثَقَ عُرىَ الإيمانِ الحُبُّ فِى اللّهِ، والبُغضُ فِى اللّهِ، وَتُوالى وَلِىَّ اللّهِ، وَتُعادِى عَدُوَّ اللّهِ؛(1).
محكم ترين دستگيره هاي ايمان، دوستي و دشمني در راه خدا و موالات دوست خدا و مخالفت و دشمني با دشمنان خداست.
وقتي كه عقل با همه شكوه و عظمتش، و ايمان با همه قداست و كرامتش، منهاي محبت - آن هم محبت در راه خدا - بي ارزش و بي دستگيره است، خانواده چطور!.
خانواده، يك نهاد است. نهادي كه هم مورد تأييد عقل و هم مورد امضاي ايمان است. وقتي امضا كننده بي نياز از عواطف پاك نيست خانواده چگونه بي نياز است!اما همان گونه كه آنها نيازمند عواطف جهت دار و هدف دار و خدايي هستند، خانواده نيز نيازمند عواطف جهت دار و هدف دار و خدايي است.
در حقيقت، عواطف بي هدف و بي جهت و غير خدايى، مضر است و اگر حمل برمبالغه نشود، مي گويم: عواطف نيست، بلكه سرابي است به جاي آب!.
قرآن كه خود تقويت كننده عواطف پاك انساني است و در مسأله خانواده، اهميت به سزايي براي نقش عواطف قايل است، همواره به پيروان خود توصيه مي كند كه مبادا گرفتار عواطف غيرخدايي و منحرف بشوند. به اين آيه كريمه قرآني توجه كنيم:.
يا أيُّهَا الَّذينَ ءامَنُوا كوُنُوا قَوّامينَ بِالقِسْطِ شُهَداءَ للّهِ وَلَوْ عَلي اَنْفُسِكُمْ أوِ الْوالِدَيْنِ وَالأقْرَبينَ إنْ يَكُنْ غَنِيّاً أوْ فَقيراً فاللّهُ اَوْلي بِهِما فَلاتَتَّبِعُوْا الهَوي أنْ تَعْدِلُوْا وَإنْ تَلْوُوا أوْ تُعْرِضُوْا فَإنَّ اللّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبيراً؛(2).
اي كساني كه ايمان آورده ايد، به انصاف رفتار كنيد و براي خدا گواهي دهيد، اگر چه به زيان خودتان يا پدر و مادر و خويشاوندانتان باشد. اگر او ثروتمند يا فقير باشد، خداوند به رعايت حال او شايسته تر است.
بنابراين، پيرو هوا و هوس نشويد كه از عدالت باز مي مانيد و اگر شهادت را تحريف يا از شهادت دادن، اعراض كنيد، خداوند به كردار شما آگاه است.
انسان به خويشتن و پدر و مادر و بستگان دلبستگي دارد، اما اين دلبستگي نبايد عامل بازماندن از انصاف و عدالت شود و نبايد انسان را از شهادت براي خدا باز دارد.
خلاصه؛ عاطفه خانوادگي با همه اهميتي كه دارد، نبايد سد راه عدالت و راستگويي و انصاف شود، انسان حق ندارد به خاطر بستگان خانوادگي - غني يا فقير - ازراه خدا كه همان راه مستقيم عدالت و انصاف است، منحرف شود.
در روايتي آمده است كه امام صادق(ع) فرمود:.
مؤمن را بر مؤمن، هفت حق است و از همه واجب تر اين است كه انسان حق بگويد، اگر چه به زيان خود يا پدر و مادرش باشد و به خاطر آنها ازحق منحرف نشود.
سپس فرمود:.
فَلا تَتَّبِعُواْ الهَوي اَنْ تَعْدِلُوا...؛(3).
از هواي نفس پيروي نكنيد و عدالت پيشه كنيد.
همان گونه كه عدالت نبايد فداي مهر و محبت بشود، فداي كين و عداوت هم نبايد بشود. بديهي است كه كين و عداوت، از اين جا پيدا مي شود كه كسي به شخص يا بستگانش ضرري برساند و بنابراين، كين و عداوت، برخاسته از مهر و محبت است و اگر مهر و محبت نبود، كين وعداوت هم نبود.
قرآن، باز مي فرمايد:.
يا أيُّهَا الَّذينَ ءامَنُوا كُوْنُوا قَوّامِينَ لِلّهِ شُهَداءَ بِالقِسطِ وَلا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلي أيتَعْدِلُوا اعْدِلُوْا هُوَ أقْرَبُ لِلتَّقْوي واتَّقُوا اللّهَ إنَّ اللّهَ خَبير بِما تَعْمَلُوْنَ؛(4).
اي كساني كه ايمان آورده ايد، براي خدا پايدار باشيد و شهادت به عدل بدهيد، و دشمني قومى، شما را به بي عدالتي وادار نكند.عدالت كنيد كه به تقوا نزديك تر است و تقوا پيشه كنيد كه خداوند به كردارتان آگاه است.
در عين حال، قرآن مجيد ما را متوجه اين حقيقت مي كند كه مال و اولاد و همچنين علاقه و دلبستگي به آنها، زينت زندگي دنيا و زينت مردم است و چنين نيست كه انسان، بي نياز از آنها باشد.
قرآن كريم مي فرمايد:.
اَلمالُ وَالبَنُونَ زينَةُ الْحيوةِ الدُّنْيا؛(5).
مال و اولاد، زينت زندگي اين جهان است.
مفهوم اين جمله، اين است كه زندگي كساني كه از مال و اولاد محرومند، فاقد زينت و آرايش است. اين زندگى، سرد و خموش و تلخ و ناگوار است. اگر نگويم: هيچ است!.
و در جاي ديگر مي فرمايد:.
زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَالبَنِينَ وَالقناطيرِ المُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالفِضَّةِ وَالخَيْلِ المُسوَّمَةِ وَالأنْعامِ وَالحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الحَيوةِ الدُّنيا وَاللّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ المآبِ؛(6).
دوستي و محبت خواسته ها، از قبيل زنان و فرزندان و كيسه هاي فراهم شده طلا و نقره و اسب هاي داغ شده و چارپايان ومزرعه، براي مردم، زينت داده شده است. اين است كالاي دنيا و جايگاه نيك پيش خداست.
چنين برخوردي با مسأله، به اندازه لازم، انسان را متوجه زرق و برق زندگي دنيا مي كند و ميل به رهبانيت و ترك دنيا و زن و فرزند را در وجود او مي كشد.
اما نكته مهم اين است كه: نبايد محبت و عشق به زن و فرزند و ثروت دنيا، بي هدف و بي جهت و كور باشد. اينها بايد هدايت شده به طرف خداوند و وسيله اي براي سعادت ابدي باشد. كسي كه تربيت شده مكتب قرآن است، دنيا و همسر و فرزند و مال و همه تعلقات را عزيز و محبوب مي شمارد، اما آخرت و مكتب و خدا را از همه آنها عزيزتر و محبوب تر مي داند. او همه اينها را براي خدا مي خواهد، نه خدا را براي اينها. حتي كار شخص مسلمان به جايي مي رسد كه بهشت و خانه آخرت را هم براي خدا بخواهد؛ او مي داند كه:.
إنَّ الَّذينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِىَ عَنْهُمْ اَمْوالُهُمْ ولااَوْلادُهُمْ مِنَ اللّهِ شَيْئاً وَأولئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ؛(7).
اموال واولاد كافران، آنها را از خداوند بي نياز نمي كند. آنها خودشان هيزم جهنمند.
اصولاً كساني كه مال و اولاد را محبوب تر از خدا مي دانند و خدا و معاد را فداي آنها مي كنند، مردمي بدبخت و فرومايه اند. اينهايند كه در اين جهان، منشأ بي نظمي ها و حق كشي ها و محروم از اخلاق و فضيلت و انسانيتند و نمي توان براي آنها ارزشي قايل شد.
به عنوان آخرين سخن، در اين گفتار، از اين سخن نغز آسماني بهره مي گيريم:.
قُلْ إنْ كانَ ءابِاؤكُمْ وَاَبْنِاؤكُمْ وَإخْوانُكُمْ وَأزْواجُكُمْ وَعَشيرتُكُمْ وَأمْوال اقْتَرَفْتُمُوها وَتِجارَة تَخْشَونَ كَسادَها وَمَساكِنُ تَرْضَوْنَها أحَبَّ إلَيْكُمْ مِنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهادٍ في سَبيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتّي يَأتِي اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لايَهْدِي القَوْمَ الفاسِقِينَ؛(8).
بگو: اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و خويشاوندانتان و اموالي كه به دست آورده ايد و تجارتي كه ازكساد آن مي ترسيد و خانه هايي كه به آنها دل خوش كرده ايد، پيش شما از خدا و پيامبر و جهاد در راه خدا محبوب تر است، منتظر باشيد تا خداوند، فرمان خود را بياورد و خداوند مردم فاسق را هدايت نمي كند.
با توجه به همه آيات و رواياتي كه در قرآن و منابع اسلامي وجود دارد، نتيجه اي كه بايد همواره در نظر باشد اين است كه: عواطف و علايق خانوادگي و به طور كلي هر عاطفه و علاقه اى، بايد در وجود انسان باشد و وجود آنها عبث و بيهوده نيست، به شرطي كه جهت دار و هدف دار و متوجه خدا باشد و هيچ جهت و هدفي نمي تواند جانشين خداوند گردد.