ravabet_rasekhoon - مهربون   - افتخار

ravabet_rasekhoon با iman_karbala  با موتور داشتن می رفتن راسخون.سر راه یه پیر مرد مهربونو دیدن که براش راه رفتن سخت بود، سه ترک رفتن تا خونه پیر مرد.وقتی رسیدن خونه پیرمرد ،iman_karbala یه دونه از اون پک های فرهنگی  داد به پیرد مرد و گفت به سایت ما سر بزن(جذب کاربر) پیر مرد هم خیلی خوشحال شد، این دو عزیز هم به مسیرشون ادامه دادن در حالی که به خود افتخار می کردند.!!!!

iman_karbala -موتور سیکلت- یه چرخ