پاسخ به:ادامه داستانو تو بگو ؟؟؟
شنبه 14 مرداد 1391 7:04 PMزن و شوهر دعوا کنن ابلها باور کنن
خلاصه واسه سحر بیدار شدیم بعد از اینکه نمازمو خوندم دیگه خوابم نبرد گفتم برم راسخون
وقتی اومدم دیدم تنها نیستم و چند نفری هم تو سایت هستن
در حال گشت و گذار بودم که یهو .................
تشکرات از این پست
nikbakht88