پاسخ به:ادامه داستانو تو بگو ؟؟؟
یک شنبه 25 تیر 1391 12:25 PMفایده ای نداشت . همه سری توی سرا بودن ولی ماشااله مثل واحد بالایی ساختمونمون نم پس نمیدادن .
گفتم چاره ای نیست. من یه جایی رو میشناسم که با راسخون قرارداد داره و میتونیم با حسناتمون چه چیزی میل کنیم تا تلف نشدیم . خیر سرمون اومدیم گردش ...
رفتیم اونجا چشمت روز بد نبینه ...
تشکرات از این پست
architect0811
nikbakht88