پاسخ به:موفقیت: خودشناسی
دوشنبه 26 تیر 1391 4:38 PM
|
چرا خلافکار میشویم: فقط به خاطر ژن؟!
|
این بخشی از ایمیل آقای س.الف است. سوال کلیدی و مهم ایشان به بررسی علل ریشهای رفتار بزهکارانه اشاره دارد و از اینجا شروع میکنم که تحقیقات گستردهای به بررسی این امر پرداختهاند که آیا رفتار انسان نتیجه عوامل زیستشناختی مانند ساختار مغزی یا ژنتیکی است یا اینکه ما فرآورده محیط خویش هستیم، یعنی طریقهای که با آن پرورش مییابیم؟ پاسخ به این پرسش اهمیت عمیقی در مسایل حقوقی و سیاست عمومی دارد. در ضمن روش ما در برخورد با بزهکاران یا طریقه درمان و مراقبت از بیماران روانپریش نیز تحت تاثیر پاسخی است که به این پرسش میدهیم. فرهنگ ما بهطور عمده و به جز چند مورد معدود بر این موضوع بنا شده است که ما انسانها زاییده اراده آزاد خویش هستیم و در نتیجه در برابر این گزینشها مسوولایم. اما چه وضعی پیش خواهد آمد اگر مشخص شود که یک ژن ویژه، یا گروهی از آنها، یا فقدان یک کروموزوم یا وجود کروموزومی اضافه، عامل تمایل به سمت پرخاشگری یا جنایت یا مصرف مواد اعتیادآور است؟ به عبارت دیگر در صورتی که نشان داده شود رفتار یا حتی ذهن انسان به صورتی از قبل تعیین شده، به وسیله شرایطی هدایت میشود که ما بر آن کنترل ناچیزی داریم، یا اصلا کنترل نداریم؟ آیا در این صورت جامعه در مجازات برخی بزهکاران که قادر به کنترل اعمال خود نیستند محق خواهد بود؟ بنابراین با اینکه طرح جنبههای ژنتیک رفتار بزهکارانه و اقدامات مربوط به «بهسازی نژادی» که در اروپا و ایالاتمتحده سابقه طولانی و گاهی تلخ دارد، همچنان با مقاومت روبهروست ولی این همان راهی است که بیانگر تمایل فرد به رفتارهای بزهکارانه میشود. به نظر میرسد پاسخ این سوال مهم این باشد که ترکیب هر دو عامل اجتماعی و زیستشناختی سبب رفتار انسان میشود. رفتار ما به وسیله ترکیب پیچیده و پیوسته دگرگونشوندهای از این دو عامل هدایت میشود که تاثیر آن بر تمام عمر ما احساس میگردد. اینکه دانشمندان درباره یافتن یک ژن برای یک صفت خاص صحبت میکنند، الزاما چنین معنی نمیدهد که در فرد حامل این ژن و یا در هر محیطی، این صفت تظاهر خواهد کرد. شواهد نشان میدهد ژنهای بسیاری در تعیین این امر مشارکت دارند که آیا یک صفت رفتاری خاص تظاهر کند و در صورت مثبت بودن پاسخ، چگونه این صفت ظاهر شود. اگرچه شاید از لحاظ ژنتیک مستعد باشیم ولی پیدایش یک رفتار نامناسب، احتمالا مستلزم وجود واسطههای بیرونی مثل تجربه ناخوشایند، رفتار نامناسب والدین و یا محرومیت دوران کودکی نیز هست. |