مروری بر‌ مقاله «درآمدی بر معنويت هنر اسلامی‏»

گروه انديشه و علم: مقاله «درآمدی بر معنويت هنر اسلامی‏» در كتاب اولين همايش بين‌المللی دين در آيينه هنر در همدان منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری قرآنی(ايكنا) شعبه همدان، در مقاله «درآمدی بر معنويت هنر اسلامی‏» كه در كتاب اولين همايش بين‌المللی دين در آئينه هنر در همدان منتشر شده، آمده است: هنر اسلامی از رؤيت هستی به واقعيت و ژرفای حقيقت راه پيدا می‌‌كند. انسان خليفةا... هنری را پديد می‌آورد كه سرشت خداگونه وی با اين هنر و معنا و مفاد آن مستقيماً مرتبط است. خداوند «معمار اعظم» عالم هستی ناميده شده است.

در اين مقاله می‌خوانيم: «شناسايی هنری» می‌تواند نقطه آغازی جهت نيل به مقاصد فرهنگی محسوب گردد. ريشه‌های مشترك فرهنگی ميان كشورهای اسلامی را بايد در اعتقادات و نحوه نگرش آنها بر زندگی جستجو نمود و آنچه حاصل اين تفكرات می‌باشد، به‌صورت جنبه‌های مختلف هنری مصداق پيدا می‌كند.

نويسنده در ادامه اشاره به درآمدی بر فلسفه اسلامی كرده و عنوان می‌كند: سنت فلسفه اسلامی دارای ريشه‌‌های عميقی در جهان‌‌بينی برخاسته از وحی قرآنی است. فلسفه اسلامی اساساً «فلسفه نبوی» و متكی بر تأويل كتاب مقدس است كه ماحصل وحی است. اين وحی پيوند لاينفكی با عقل عالم صغير دارد و به تنهايی قادر است امكانات نهفته عقلی در درون ما را به‌فعل درآورد. فلسفه اسلامی به مفهوم سنتی آن نيز آشكار‌كننده معنی درونی كتاب مقدس و راهی برای دستيابی به حقيقت نهفته در جنبه درونی قرآن است.

در ادامه بيان می‌كند: فلسفه اسلامی به‌وجود مطلق يا يكتا، وجود جهان و همه مراحل در سلسله مراتب جهان می‌‌پردازد. اين فلسفه به بررسی انسان و كمال وی، جهان، و رجعت غايی همه موجودات به خداوند می‌‌پردازد. اين تأويل وجود همان نفوذ در معنی درونی قرآن است كه خود وجود است، كتابی كه تأمل درباره آن اساس فهم مراتب عينی و ذهنی وجود است كه فيلسوفان اسلامی در طی اعصار به آن توجه‌ داشته‌‌اند.

نويسنده تفاوت بين هنر اسلامی با هنر غير‌اسلامی اين گونه ادامه می‌دهد: تفاوت هنر اسلامی با هنر غير‌الهی و اسلامی اين است كه هنرمند با تقرب به خداوند از نفسانيات خود فاصله می‌‌گيرد و طبيعت و هستی را نه از منظر سود و زيان شخصی بلكه با چشم حقيقت بين نظاره می‌كند و جز زيبايی نمی‌بيند. اما هنر غير‌الهی معلول و محصول نفسانيات و تمنيات سوژه است و نتيجه اين سوژه‌محوری، هنری زشت و نااميد است و اين دليل ضرورت نازك‌انديشی و خطاپوشی هنرمند در هنر اسلامی است.

در ادامه تصريح می‌كند: پيوند ايرانيان با فلسفه اسلامی مستمر و پابرجا بوده و امروزه نيز به‌جای خود باقی است. با استفاده از ميراث غنی اين حكمت پهناور ايرانيان می‌توانند هم‌ چراغی برای راه آينده خود فراهم سازند و هم پرچم تفكر اسلامی را مانند سابق در دست گيرند و هم برای ساير جهانيان راهنمايی باشند در دوره‌ای كه بيش از هر زمان به پيام جاويدان و سرمدی اين حكمت احتياج است.

در اين مقاله می‌‌خوانيم: بر طبق نتايج، ذات هنر زيبايی است و زيبايی بنا بر سرشت خود، حقيقتی است بيرونی و در عين حال، درونی. حديث «خدا زيباست و زيبايی را دوست دارد»، محور هر بحثی درباره هنر اسلامی است. اين حديث بيانگر آن است كه زيبايی، در نهايت، صفتی الهی است كه سرچشمه تمام چيزهای زيبا بر روی زمين است.

يادآور می‌شود، كه اين مقاله به قلم طاهره(سها) نصر، دانشجوی دكترای شهرسازی، عضو هيئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شيراز، گروه معماری، شيراز، ايران در كتاب اولين همايش بين المللی دين در آئينه هنر در همدان منتشر شده است.