هجدهم شعبان؛ يادمان درگذشت علامه ملامهدی نراقی

گروه خبرنگاران افتخاري / محمدمهدی ایزدی: علامه ملامهدی نراقی در روز شنبه، 18 شعبان 1209 و در سن 81 سالگی در وطن خويش غروب كرد.

علامه ملامهدی نراقی در روز شنبه، 18 شعبان 1209 و در سن هشتاد و يك سالگی در وطن خويش غروب كرد و بر شانه مشتاقان علم و تقوا تا محضر خورشيد پركشيد.

 

پدر وی كارمند ساده دولت بود، اما به اميد اينكه روزی فرزندش سرباز امام عصر(عج) شود و در ميان عالمان حشر و نشر كند، نامش را مهدی نهاد. پدر سر بر آسمان برداشت و خداوند متعال نوای قلب او را مستجاب كرد. مهدی از كودكی علاقه فراوان به تحصيل علم داشت. دوره نوجوانی را هم در روستای نراق گذراند، ولی كم كم شوق تحصيل علوم دينی امانش را بريد و با اجازه خانواده به كاشان رفت.

وی از ابتدا می‌دانست كه مشكلات فراوانی چون فقر، دوری از خانواده، و محروميت در راه است. علامه ملامهدی نراقی در محضر عالم توانمند حوزه ملاجعفر بيدگلی حاضر شد و دروس مقدمات، سطح و برخی دروس عالی را آموخت ولی اين همه او را تشنه‌تر می‌كرد. او به دنبال سرچشمه علم و دانش و مفاهيمی عميق‌تر بود. برای رسيدن به خواسته‌اش پا به حوزه اصفهان نهاد.

درس علمای مختلف را آزمود تا عاقبت در جوار حكيم مولی اسماعيل خواجوی آرام گرفت و استادش را انتخاب كرد. در اين مدت آنچنان با فقر دست به گريبان بود كه نمی‌توانست شمع يا روغن چراغ تهيه كند، و به ناچار از حجره خارج می‌شد و به سوی انتهای حياط مدرسه می‌رفت و زير نور چراغ وضوخانه درس می‌خواند.

وی نزديك به 30 سال در اصفهان كسب علم كرد و فقه، اصول، كلام، فلسفه، حساب، هندسه و نجوم را از كرسی درس حكيم خواجوی فرا گرفت. از محضر استاد بزرگ فلسفه محمدزمان كاشانی و شيخ احمد مهدی هرندی نيز بهره گرفت. با آموزش خط و زبان عبری و لاتين راه را برای مناظره خود با عالمان يهودی و دانشمندان كشورهای ديگر گشود و پس از سال‌ها تنهايی و دوری از خاندان و نزديكان به وطن خويش بازگشت. با ورود او به كاشان گويا فيض كاشانی بازگشته است و بر منبر موعظه مردم را هدايت می‌كند. نشاط و روح زندگی با ورود ملامهدی به كاشان بازگشت و جانی تازه گرفت. مردم دسته‌های گل به پيشواز او می‌آوردند، گويی كه هر كس فرزند گم شده خويش را پس از سال‌ها ديده است.

ملامهدی نيز از هيچ چيز دريغ نمی‌كرد و كوله بار علم و معنويت خويش را نثار مردم می‌كرد. بر منبر كه می‌نشست رايحه‌ای از نور فقاهت و معنويت او كافی بود تا با بذل آن جان شيفتگان را نور بخشد.

ملامهدی در اين انديشه بود كه علم و فقاهتش را به خاك مقدس كربلا و نجف متبرّك كند، از اين رو خود را به بارگاه ملكوتی امير علم و تقوا رساند و سر تعظيم بر آستان مباركش فرود آورد. در آنجا نيز فقه و اصول را در محضر وحيد بهبهانی و شيخ يوسف بحرانی و شيخ محمد مهدی فتونی پی گرفت تا علم خويش را تخمين زند و وزنه دانشش را سنگين‌تر كند.

ملامهدی از استاد فرزانه خود وحيد بهبهانی آموخت كه چگونه با زبان سرخ خويش پرچم فساد را از اريكه قدرت پايين كشد. به اين ترتيب او پس از استاد خويش پرچم مبارزه با هر نوع كج انديشی را بر دوش گرفت و در مقابل سيل تفكرات اخباری‌گری كه برای غرق كردن طلاب در عمق خويش كافی بود، ايستاد.

ملامهدی در اين انديشه بود كه علم و فقاهتش را به خاك مقدس كربلا و نجف متبرّك كند، از اين رو خود را به بارگاه ملكوتی امير علم و تقوا رساند و سر تعظيم بر آستان مباركش فرود آورد. در آنجا نيز فقه و اصول را در محضر وحيد بهبهانی و شيخ يوسف بحرانی و شيخ محمد مهدی فتونی پی گرفت تا علم خويش را تخمين زند و وزنه دانشش را سنگين‌تر كند

وی كتاب «جامع‌السعادات» را در رد افراط و تفريط‌های صوفيان و نظرات اخباری‌ها نوشت و با بيان و تفكری فلسفی و عقلی به انكار كج‌انديشی‌ها و استدلال راه درست پرداخت. او معتقد بود كه حركت اصلاحی بايد از حاكمان آغاز شود تا مردم نيز همين روش را پی گيرند. ملامهدی نراقی در ميان عالمان علم اخلاق نيز موقعيتی ممتاز دارد. وی قائل به جاودانگی روح است و علم اخلاق را مربوط به روح جاودان ميداند نه بدن فناپذير. به راستی بدن انسان، مادی و فناپذير، ولی روح او جاودانی است، به همين خاطر اگر اين روح با اخلاق خوب آراسته شود، در سعادت ابدی از نعمت‌های الهی بهره‌مند می‌شود و اگر خود را آلوده به پليدی‌ها كرد در عذاب هميشگی غوطه ور خواهد شد.

ملامهدی از آنانی نيست كه تنها اخلاق را موعظه می‌كنند، بلكه او با عمل خويش به آموزش اخلاق و وارستگی می‌پردازد. وی در زمان سختی و تنگدستی با عزّت نفس خويش هادی راه طلاب و مشوق آنان در تحمل سختی‌ها بود. يكی از افراد نيكوكار كه از فقر ملامهدی آگاه شده بود يك دست لباس نو به ايشان هديه داد. اما ملامهدی قبول نكرد و سرانجام با پافشاری مرد نيكوكار لباس را به حجره‌اش آورد. فردای آن روز تصميم گرفت به محل كسب و كار آن فرد برود و با نهايت ادب و احترام لباس را برگرداند، و آنگاه كه مرد علت اين كار را جويا می‌شود، گفت «زمانی كه اين لباس را بر تن كردم در خود احساس كوچكی و پستی كردم، به ويژه لحظه‌ای كه از جلو مغازه شما عبور می‌كنم، بر اين حالت پستی و خواری‌ام افزوده می‌شود و مرا به چاپلوسی و چرب زبانی وا می‌دارد. اين حالت برای من به هيچ وجه قابل تحمل نيست».

ملامهدی از جمله عالمانی است كه به جنبه‌های مختلف ادبی و هنری نيز علاقه دارد. او شاعر توانايی است كه اشعار خود را به فارسی و عربی سروده است، اما متأسفانه امروز در دسترس نسل ما نيست. علامه طباطبايی(ره) در مورد وی گفته است «نراقيان ـ ملامهدی و پسرش ملااحمد ـ از علمای بزرگ اسلام و ناشناخته‌اند» و دانشمند گرامی سيدجلال الدين آشتيانی نيز می‌نويسد «علامه نراقی از مجتهدين بزرگ عصر خود و از مراجع و زعمای دين و دارای محضر ترافع و قضا بود». مؤلفين كتب فقهی به آثار او توجه كرده‌اند. با اين وصف در حكمت و فلسفه الهی نيز دارای مقام شامخی است و در فنون رياضی نيز آثار نفيسی دارد. بعضی به او به افضل المهندسين تعبير كرده‌اند.

در واقع ملامهدی نراقی با آثار فراوانی در زمينه اصول فقه، فلسفه و حكمت، رياضيات و هيئت و اخلاق از علمای زمان خود پيشی گرفته است. معظم له در فقه با كتاب‌هايی چون لوامع الأحكام، معتمد الشيعه و انيس الحجاج و در اصول با تجريد الأصول و جامعة الأصول و كتاب‌های ديگر شهره عالمان گشته است. اين كتابها بيش از سی مجلد است.

اين عالم بزرگ همچون ستارگان پرفروغ ديگر عالم علم و تقوا، دنيا را برای رحل افكندن لايق و كافی نديد و جامه جان از زندان جهان بركشيد. وی در روز شنبه 18 شعبان 1209 و در سنّ 81 سالگی در وطن خويش غروب كرد و بر شانه مشتاقان علم و تقوا تا محضر خورشيد پر كشيد. فرزندان و نوادگان او مسندش را خالی نكردند و با كسب علم و فضيلت راهش را ادامه دادند.

منابع:

1. اعيان الشيعه

2 . شيخ عباس قمی، مشاهير دانشمندان اسلام

3. گلشن ابرار