البته برهان عقلي هم در اين راستا؛ برهان نقلي همگام است و صراحت و قاطعيت قرآن را درك مينمايد. عقل هيچ گاه در مقابل شرع و دين نبوده، بلكه در مستقلات عقليه و غير مستقلات عقليه، عقل به نوعي با شرع ملازمه دارد. به علت درون ديني بودن بحث، از ذكر اين نكته خود داري ميشود... .
آن چه به طور خلاصه قابل بيان است اين است كه:
1. قرآن براي عموم مردم «عربي مبين است» و همه ميتوانند به اندازه فهم و درك خود از آن بهره ببرند.
2. به بطون قرآن، تأويل قرآن، آيات محكمات ومتشابهات و مجمل و مبين و... جزء خداوند و راسخان علم، دسترسي ندارند و از اين جهت قرآن براي عموم مردم صريح نيست و از صراحت برخوردار نيست؛ فقط راسخان علم، با علم حضوري بر آن دسترسي دارند.
3. از جهت قاطعيت، قرآن برهان قاطع است و هر جا قرار باشد قاطعانه برخورد نمايد، قاطعانه برخورد مينمايد. گاهي به دوستان و پيامبران ـ عليهم السّلام ـ قاطعان هشدار ميدهد و گاهي با منكران، مشركان، منافقان، قاطعانه برخورد مينمايد و تحدي و مباهله قرآني قاطعانهترين برخوردي است كه بيان مينمايد.
4. بنابراين صراحت و قاطعيت قرآن، در آيينة قرآن، در آيينة روايات و از منظر عقل و عقلا قابل بررسي است كه به طور اجمال در متن اين مختصر بدان اشاره شد.