۱۰ شعبان● ولادت عماد کاتب اصفهانی؛ مورخ نامی
شنبه 10 تیر 1391 5:11 PM ولادت عماد کاتب اصفهانی؛ مورخ نامی
عماد کاتب اصفهانی، مورخ نامی مسلمان - به روایتی - در چنین روزی از سال ۵۱۹ هجری قمری چشم به جهان گشود.
ابوعبدالله محمد بن صفیالدین محمد بن حامد مشهور به عماد کاتب اصفهانی صاحب کتاب خریدةالقصر و جریرةالعصر و برخوردار از نسبی قریشی است. ظاهراً اجداد عماد جزو قبایلی بودهاند که پس از فتوحات مسلمانان به سرزمین ایران وارد شده و در اصفهان سکنی گزیدهاند. بههمین دلیل، گاه در منابع از او به «عماد القریشی الاصبهانی الکاتب» یاد شده است. ابن فوطی، نخستین کسی است که در مجمع الاداب فی معجم الالقاب به اصل و نسب وی پرداخته است.
عماد در جمادیالثانی - و به روایتی: دهم شعبانالمعظم - سال ۵۱۹ هجری قمری در اصفهان چشم به جهان گشود. مقدمات علوم اسلامی را در زادگاه خود و کاشان فراگرفت و تحصیلات خود را در نظامیه بغداد تکمیل نمود. در ذیالقعده سال ۵۴۲ق از بغداد به موصل رفت و در حضور جمالالدین - وزیر موصل - به گفتوگو با فقیهان درباره مسائل فقهی و سرودن قصیدهای در وصف وزیر پرداخت.
در سال ۵۵۲ق عونالدین بن هبیره، وزیر مقتفی (۵۲۰-۵۵۵ق) خلیفه عباسی که از مقام علمی عماد آگاهی یافته بود، او را به نیابت از خود به شهر واسط فرستاد. عماد در این باره مینویسد: «از مدرسه به کار دیوانم آورد از اشتغال به دانش مرا بازداشت و به خیال خود با کاری که به من داد مرا از بیکاری نجات بخشید.»
عماد تا سال ۵۶۰ق حکومت واسط را بر عهده داشت و پس از مرگ وزیر همچون دیگر نائبان و اطرافیان وی، به دستور المستنجد (۵۵۵-۵۶۶ق) - خلیفه عباسی - به زندان افتاد. عماد از زندان، قصیدهای برای عضدالدین بن رئیسالروسا - خوانسالار خلیفه عباسی - فرستاد و بالاخره با پایمردی او از زندان آزاد گردید.
پس از مدتی بیکاری در سال ۵۶۲ق، به دمشق رفت و به تدریس در مدرسهای که بهتازگی توسط ملک عادل بن نورالدین - حاکم دمشق - ساخته شده بود و پس از مدتی به عماد واگذار شده و به مدرسه عمادیه شهرت یافت، پرداخت. با مرگ ملک عادل در ۵۶۹ق و امارت برادرش - ملک صالح که کودکی ده ساله بود - بدخواهان و مخالفان عماد که مسلط بر ملک صالح بودند، سبب شدند تا عماد از دربار دور شده و به شهر موصل رود.
چون صلاحالدین ایوبی (۵۶۴-۵۸۹ق) از مصر عزم شام کرد، عماد از موصل خارج شد و به سال ۵۷۰ق در شهر حمص صلاحالدین را ملاقات و وی ریاست دارالانتشاء خود را به عماد واگذار نمود. کار عماد، نگاشتن نامههای سلطان به فارسی و عربی بود. در سال ۵۸۹ق با مرگ صلاحالدین، عماد نیز از منصب خود کنارهگیری کرد و بقیه عمر را صرف تألیف و تصنیف نمود. در اول رمضانالمبارک سال ۵۹۷ق چشم از جهان فروبست و در مقابر صوفیه دمشق مدفون شد.
عمادالدین کاتب، علاوه بر آنکه شاعری خوشقریحه بود، در تاریخنویسی نیز دست توانا و سبک خاصی داشت. استفاده از الفاظ و ترکیبهای ادبی غامض سبب شده بود تا خوانندگان آثارش به زحمت افتند و مطالب تاریخی، گاه در زیر عبارات و الفاظ مشکل، پوشیده بماند. با این حال، حضور او در دستگاه حکومتی بهعنوان شاهدی موثق و مرتبط با افراد سرشناس، نوشتههایش را معتبر میکند.
● معرفی و بررسی مهمترین آثار عماد
۱. کتاب «نصرة الفتره و عصرة العتره» اثر مهم عماد کاتب درمورد تاریخ سلجوقیان است. اصل این کتاب، رسالهگونهای بوده به زبان فارسی و با قلم انوشیروان بن خالد بن محمد کاشانی، وزیر معروف سلطان محمود (۵۱۱-۵۲۲ق) و سلطان مسعود (۵۲۷-۵۴۸ق) از سلاجقه عراق و نیز المسترشد بالله (۵۱۲-۵۲۹ق) خلیفه عباسی. این رساله، «نفثة المصدور فی فتور زمان الصدور و صدور زمان الفتور» نامیده میشد که هم از نظر تاریخی و هم از جهت ادبی مورد توجه بوده است. ظاهراً کاتبان و مترسلان آن عهد از آن زمان مایه میگرفتند. عماد این کتاب را به عربی ترجمه نمود و بر آن مقدمه و تکمله و اضافاتی که مشتمل بر وقایع چهل و هفت سال پس از مرگ انوشیروان یعنی تا سال ۵۷۹ میشد، افزود. عماد در نگارش، تابع سبک خاصی بود. مشکلات نثر وی سبب شد تا همشهری او فتح بن علی بنداری از بزرگان فقها و ادبای قرن هفتم که به آثار عماد، عنایت خاصی داشت، کتاب «نصرة الفتره و عصرة الفطره» او را در سال ۶۲۳ق با زبانی ساده خلاصه کرده و آن را «زبدة النصره و نخبة العصره»، نام نهاده و به حاکم دمشق - ملک عیسی - هدیه کند. بنداری، دلیل تحریر دوباره کتاب را چنین بیان میکند: «من هنگامی که از برگزیدن کتاب برق شامی اثر پیشوای نیکبخت عمادالدین محمد بن محمد بن حامد اصفهانی نویسنده معروف که خدایش بیامرزد، فراغت یافتم کتاب دیگرش را که نصرة الفترة و عصرة الفطره نام یافته در مطالعه گرفتم. این کتاب در تاریخ وزیران سلجوقی است. در توجه به آن دریافتم که مؤلف در تحریر کتاب سبک معروف خود را در پیش گرفته و در میدان فصاحت و بیان، لجام قلمش را رها ساخته است. قرینهسازی و لغات مترادف پرده بر محور کار و مقصود نویسنده، افکنده تا آنجا که چهره مقصود تاریخ، در غبار کثرت سجع و قافیه فرورفته است. وجود این وضع، چهبسا موجب شود که پرده برخی گوشها به شنیدن نوادر کتاب بلند نشود. پس من از آن کتاب مفصل این مختصر را برگزیدم بهطوریکه تمام مطالب کتاب را در بر داشته باشد پس بهترین قرینهسازی و صنایع بدیهی و درخشندهترین و روشنترین الفاظ کتاب را نیز محفوظ بدارد...» گرچه بنداری کتاب را تا تاریخ وزیران سلجوقی معرفی میکند اما این کتاب، دربردارنده وقابع مهم سیاسی و اوضاع اجتماعی دوره سلجوقی، بهخصوص سلاجقه عراق - از آغاز این سلسله تا زمان فوت سلطان ارسلان بن طغرل بن محمد بن ملکشاه - نیز هست و به بیان وقایع سیاسی سلاجقه عراق، روابط سلاطین سلجوقی با خلفای عباسی پرداخته و اشارات کوتاهی به اوضاع سیاسی خلافت عباسی دارد. البته اهمیت کتاب بیشتر در ارتباط با وزارت در عهد سلاقجه عراق و چگونگی ساختار اداری سلاجقه میباشد. به گفته مترجم فارسی کتاب، عناوین بعضی از مقامات اداری دوره سلجوقی منحصراً در این کتاب آمده است. مانند «وکیل در» یا «امیر بار». ترتیب دیوان استیفاء، دیوان طغرا، رسائل، انشاء اشراف و عرض نیز از مطالب با اهمیت کتاب است. در باب ویژگیهای شخص «وکیل در»، چنین آمده است: «وکیل در از حاجب بالاتر است. باید مردی زبانآور و خوشگفتار باشد. در تنگناهای سخن، شرنگ غصه را چون شربت گوارا بنوشد. اگر مقتضی باشد و نیازی در بین آید دلیل بیاورد و از لجاج دوری کند و سهلگیر باشد. به خوبی سلطان آگاه باشد و اوقات خشم و خشنودی و خوشحالی و اندوه وی را بشناسد اگر او را درهم و مغموم دید با نرمی توسط حکایت و گفتار نیکو به نشاطش دربیاورد تا آنجا که از قیافه وی پذیرفتن درخواست خود را احساس کند. در غیر این صورت باید خودداری کند زیرا سلطان اخلاقش بر یک طریق نیست و ناچار دلتنگی و ملال دارد.» آنچه اهمیت این کتاب را نسبت به منابع مشابه دوچندان میکند، ارتباط نویسندگان دوگانه کتاب با دستگاه اداری و حکومتی زمان مورد بحث است. با توجه به مسؤولیتهای انوشیروان بن خالد کاشانی و عماد کاتب در دستگاه سلاجقه، مطالب عنوان شده در کتب ایشان، قابل اعتماد و موثق بهنظر میرسد. عماد کاتب، وقایع را تا سال ۵۷۵ق دنبال کرده است. دوری از عراق و سفر به شام، مانع از ادامه کار شد. بنداری در آخرین برگ کتاب چنین آورده است: «عمادالدین که خدایش بیامرزد، گفت: من دوست داشتم که این کتاب را با حادثه هر سال و بیان هر مقصود و مرامی به پایان برسانم ولی بهعلت دور بودنم از محیط و شناسایی حوادث این ایام و اقامت در شام به بیان خلاصهای از آنچه دانستم بسنده کردم و از شرح تفصیل حوادث دم در کشیدم.» کتاب «زبدة النصره و نخبة العصره»، نخستینبار توسط مستشرق معروف هوتسما، در سال ۱۸۸۹م به چاپ رسید. ترجمه عربی به فارسی این کتاب با عنوان تاریخ سلسله سلجوقی در سال ۱۳۵۶ش توسط محمدحسین جلیلی انجام گرفت.
۲. کتاب «برق الشامی» اثر دیگر عماد در زمینه تاریخ است که توسط بنداری اصفهانی خلاصه و بازنویسی شده است. بنداری پس از تلخیص، نام آن را «سنا البرق الشامی» نهاد. کتاب «برق الشامی» از جمله منابع مورد استفاده ابن اثیر در الکامل میباشد. به گفته یاقوت، عماد سرگذشت خود را در این کتاب آورده و شرح مسافرتش به عراق و شام را نقل کرده است. از جمله مندرجات کتاب «برق الشامی»، اخباری از عادل نورالدین، سلطان صلاحالدین ایوبی، فتوحات شام و نواحی اطراف آن و اعمال عماد در دوران خدمت میباشد. ظاهراً کتاب مذکور، در هفت مجلد تألیف شده بود. جزء پنجم کتاب که حوادث سالهای ۵۷۸-۵۸۰ق را شامل میشود در کتابخانه اکسفورد و لیدن موجود میباشد.
۳. کتاب «الفتح القسی فی الفتح القدسی» اثر دیگر عماد در زمینه تاریخ است. در این کتاب، چگونگی جنگهای صلیبی در عهد صلاحالدین ایوبی و نیز چگونگی فتح بیتالمقدس بهوسیله صلاحالدین آمده است. این کتاب در دو مجلد تألیف شده و به دفعات در اروپا و مصر به چاپ رسیده است.
۴. «زبدة التواریخ»؛ بروکلمان در اثرش - تاریخ ادبیات عرب - این کتاب را به صدرالدین ابی الحسن علی بن سید شهید ابن الفوارس ناصر بن علی کاتب خلیفه ناصرالدین الله (۵۷۵-۶۲۲ ق) نسبت داده است. ظاهراً صدرالدین این کتاب را از روی اثر عماد یعنی «نصرة الفتره و عصرة الفطره» اقتباس کرده و وقایعی را که عماد به سال ۵۹۰ق به پایان رسانیده، تا سال ۶۲۰ق ادامه داده است. نسخهای از این کتاب به شماره ۵۵۰ در کتابخانه بریتانیا موجود میباشد.
۵. «عتبی الزمان فی عقبی الحدثان»؛ ردی از این کتاب بهدست نیامده، تنها یاقوت و ابن خلکان در کتب خویش از آن یاد کردهاند و ظاهراً کتاب درمورد حوادث پس از وفات سلطان صلاحالدین تا کتاب «نصرة الفتره و عصرة العتره»، اثر مهم عماد کاتب درمورد تاریخ سلجوقیان است.
۶. «نحلة الرحلة و حلیة العطلة»؛ این کتاب دربردارنده وقایع پس از وفات سلطان، اختلاف بین فرزندان سلطان و امرا و عمال حکومتی است. یاقوت به این کتاب، اشاره کرده است.
۷. «خطفة البارق و عطفة الشارق»؛ احتمالاً آخرین اثر عماد بوده و حوادث سالهای ۵۹۳ تا ۵۹۷ق (سال فوت عماد) را شامل میشود. بخشهای مهمی از این کتاب در اثر ابوشامه بهنام کتاب الروضتین آمده است.
۸. چنانکه گفته شد؛ عماد کاتب، علاوه بر تاریخ، در ترجمه و شعر و ادبیات نیز دست توانایی داشته است. کتاب کیمیای سعادت اثر ابوحامد غزالی بهوسیله عماد به عربی ترجمه گردید.
۹. اثر بزرگ عماد در زمینه ادبیات، کتاب عظیم «خریدة القصر و جریدة العصر» در ده مجلد است. این کتاب، تذکره شعرا و بزرگان عربیگوی جهان اسلام - از ایران تا مغرب - در قرن ششم هجری است. «خریدة القصر»، سالها منبع موثقی برای تذکرهنویسان سرزمینهای اسلامی بوده است. کتاب، شرححال شعرا و نویسندگان است اما بسیاری از بزرگان که عماد از آنها یاد میکند منصب حکومتی و گاه وزارت خلفا و سلاطین قرن ششم را داشتهاند بنابراین در خلال بیان احوال آنها، به اطلاعات سودمندی از اوضاع سیاسی و اجتماعی زمان مورد بحث میتوان دست یافت. جلد نخست کتاب، به ذکر بزرگان و شعرای سرزمین عراق اختصاص یافته است. مؤلف پس از حمد خداوند، دلایل آغاز کتاب با بحث درباره سرزمین عراق و اهمیت این سرزمین را بیان میدارد. سپس به شرححال خلفای عباسی از زمان حیات مؤلف میپردازد و نخست از خلیفه مستضئی (۵۶۶-۵۷۵ق) آغاز میکند. پس از ذکر خلاصهای از احوال و اوضاع زمان خلافت وی، نمونههایی از اشعارش را میآورد. سپس خلفای پیش از وی را بهترتیب برمیشمارد و از هرکدام، ذکری به میان میآورد. ذکر نسب خلیفه، مدت خلافت، سال وفات و ابیاتی از سرودههای آنان، آورده شده است. این ترتیب تا خلافت مستظهر (۴۸۷-۵۱۲ق) ادامه مییابد. بخش دیگر، «باب فی ذکر محاسن الوزراء اکتاب الدولة لعباسیه...» میباشد. در این «باب» به شرححال وزرای عباسی پرداخته شده و اطلاعات بسیار مفیدی از اوضاع سیاسی و حکومتی خلافت عباسی را در بر گرفته است. عنوان نخست از بخش پایانی «باب فی محاسن الشعرا» است که شعرای سرزمین عراق را معرفی کرده است. مجلد نخست «خریدة القصر و جریدة القصر» توسط مجمعالعلمیه عراق، از روی نسخه خطی موجود در کتابخانه پاریس، به سال ۱۳۷۵ق (۱۹۵۵م) در بغداد به چاپ رسید. بخش دیگر کتاب «خریدة القصر» که درباره شعرای ایرانی عربگوی همچون ثعالبی، باخزری، خطیری و... است با تصحیح و تحقیق دکتر عدنان محمد آلطعمه بهوسیله دفتر نشر میراث مکتوب، در ۳ جلد و در تهران منتشر شد.